لبخند به ادامه ی مطلب تشریف ببرید 


یه حاضر جوابی کردم اساسی گفتم به شما هم بگم یاد بگیرید . جمعه با دوستام رفته بودیم پارک که یه دفعه احسان غیبش زد بعد چند دقیقه هم یهو پیداش شد . ازش پرسیدم کجا رفته بودی لجن ؟ گفت : یه بدهی بهت داشتم رفتم  واریز کردم به حسابت و برگشتم (رفته بود مستراح) اینو که گفت بچه ها همه زدند زیر خنده . منم صبر کردم خوب که خندیدن به احسان گفتم : میگم منکه ازت چک و سندی نداشتم که بهم بدهکاری درسته ؟ گفت : آره . گفتم خوب دیوونه میخوردیش میرفت یه آبم روش کی به کی بود . و در این لحظه بچه ها از شدت خنده مشغول چرا در چمن زار پارک شدن . (البته اینو قبلا شنیده بودم و در اون لحظه به کارم اومد)

 

پنج دقیقه بعد سینا رفت دستشویی بعدش اومد جلوم نشست و گفت : میگم منم رفتم دستشویی یه چیزی هم بار ما کن که خیالمون راحت بشه . گفتم سینا . گفت بله . گفتم : شنیدم رفته دستشویی پشت سرم گه خوری زیادی کردی ؟

و یه دور دیگه عملیات چرای دوستان در مراتع پارک شروع شد .

بعدش سینا ازم پرسید : داش دیوونه اگه تو رفته بودی دستشویی و من اینو سر دلت مینداختم چه جوابی بهم میدادی ؟

گفتم : خیلی راحت بهت میگفتم :نه آقا ما عمرا به غذای شما دست نمیزنیم .

 

شاد باشید داش دیوونه .قلب