قلب قابل توجه آموزیدگان گرامی کلاس آموزیدگی در ادامه ی مطلب تشکیل میشود


 

 

 

روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. 
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت...
‘آیا این تبر توست؟’ هیزم شکن جواب داد: ‘ نه’ 
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه. 
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: "آره"
فرشته هم در پاسخ گفت: کصاااااااااااففففففففططططط و تبر را به رودخانه پرتاب کرد و گفت: حالا میخوای چه غلطی بکنی  لجن ؟ بشین بازم گریه کن تا ما یه حالی ببریم .

نتیجه اخلاقی: بعضی فرشته ها هم سادیسمی ان