جلسه ی آخر آموزیدگی این ترمه . قلب


آموز، آموزندگان گرامی :

تا حالا شده حس کنید در گیر یه روز کاملا مزخرف هستید ؟

اصلا نمیدونید میخواید چکار کنید ، حوصلتون سر رفته ، هیچ ابزار تفریحی خاصی ندارید ،کلا ممکنه فکر کنید شما چقدر بد شانسید و هیچکس به اندازه ی شما مایوس نیست ...       غصه نخورید راه حل شما در دستان داش دیوانگان شریف میباشد .

 

برای داشتن یه روز خوب باید کمی بدجنسک باشید (ببین کسی اینجا برام تریپ مثبت بر نداره ها که هم چین میزنم ... لا اله الا الله ، د اگه تو مثبتی پس سر کلاس من چکار میکنی ؟) هی تو امیر با ساعتت نور ننداز چشمم ، میدونم یه هفته اعتصاب غذا کردی بابات اونو برات خریده . فاتیما شما با بغل دستیت حرف نزن . ما کارونی ساکت ، صبا دستو از تو دماغت درار ، سرمه گوشیتو خاموش کن ، روشنک چرا داری با خودکار پشت مانتوی جلوییت نقاشی میکشی ؟ هوووووووووووووووی اشکان راحت باش ، کلاسه ها !!!! میخوای دفعه ی بعد زیلو بیاری کف کلاس  پهن بشی و تخمه بشکنی ؟ سمیه !!!!!! سر کلاس سیب میخوری ؟؟؟؟ زهرا چرا نیشت بازه ؟ آقای محمد تربیت !!! خو یه کم به فامیلت دقت کن ؟ چرا تف میکنی توی جیب کت بغل دستیت ؟ آذر مگه اینجا باغ وحشه با سگت اومدی سر کلاس ؟  داریا ، خوبه تو از همه بزرگتری ها حالا من اگه سر کلاست پیتزا با دوغ میخوردم چکار میکردی ؟ خواهران دخی اینقدر با هم پچ پچ نکنید . سیم سیم و یاسی و نسیم دستتونو از دور گردن هم بردارید مگه اومدید اینجا عکس یادگاری بگیرید . رها و مهدخت اینقدر رو شکم صبا بپر بپر نکنید سرتون می خوره به سقف ، سامینا  پرتقال دوستتو پس بده .مهندس اموات چرا داری با کلنگ کف کلاسو میکنی ؟ د خواهر من اینجا که حریم باستانی نیست . میترا تو برو حذف کن بوی سرکه میدی نظم کلاسو بهم میزنی . سمی گوش بغل دستیتو گاز نگیر . دقت کنید همه مثه شیوا ساکت و مودب بشینید . زبلی مگه روسریه جلوییت دستماله که دستهای پفکیت رو باهاش پاک میکنی ؟  ئه زبلی چرا با ته کفشت لباس جلوییت رو مهر میکنی ؟ باران هی صدای رعد و برق از خودت در نیار. آفرین به بقیه که ساکتن و یکی یه نمره به پایان ترمشون اضافه میکنم و از اینها نفری دو نمره کم میشه .

 

خوب میگفتم : یه کم باید بدجنسک باشید تا از روزمرگی خلاص بشید ، مثلا به اطرافتون دقت کنید چی به چشمتون میخوره ؟ مثلا موبایل خوب کمی با موبایلتون بدجنسکی کنید مثلا شماره ی دوستتون رو بگیرید تا گوشی رو برداشت یه آروق گنده بزنید و بعدش بگید : دقت کردی گاز نوشابه ها چقدر زیاد شده ؟ و در جا قطع کنید و هر چی زنگ زد جوابشو ندید . اما پسرها میتونن کار بامزه تری بکنند و برای دوستشون ... زند و بعدش بگند مدرسان شریف و قطع کنند یا اینکه بگند یوهو کولاها رو که جدید اومدند تو بازار رو دیدی ؟ وقتی میخوری گازش مسیر آروق رو عوض میکنه و یا دهها خلاقیت دیگه . یا اینکه میتونید شماره ی یه پیتزا فروشی رو بگیرید و اول یه کم براش آواز بخونید و بعد بهش بگید میبینی ؟ از وقتی از پیتزاهای شما خوردم ر***ده شده توی لطافت صدام ازتون شکایت میکنم . یا زنگ بزنید به قصاب محل و براش یه کم بع بع کنید و بعد ازش بپرسید گوشت گوسفند کیلویی چند ؟ در کل خلاق باشید مثلا همین من ده دقیقه پیش زنگ زدم به یکی از دوستام و تا گوشی رو برداشت براش صدای پیر زن در آوردم و بهش گفتم : سلام ... ننه منم  مادر بزرگت (مادر بزرگش دو روز پیش بر اثر زنده بگور شدن در سن 103 سالگی در گذشتونده شد) میگم بیا تو قبر با هم منچ بزنیم . و وقتی دوستم کلی فحشم داد براش شیشکی زدم و گفتم ، اینو بکش به سیبیلات که یکم  پر پشت بشه  و چی شد ؟ من تفریح کردم .

به اطراف بیشتر دقت کنید ، مثلا اگه توی خونه تنهایید میتونید جورابهای همه ی افراد خانواده رو بهم گره بزنید و یه قطار ازش درست کنید و کف خونه پهن کنید و بعدا برید بیرون و بعد از بقیه تشریف ببرید خونه و عین بقیه از اینکه یه همچین چیزی رو میبینید تعجب کنید (حتی بیشتر از اونها) و توی دلتون به تعجب اونها بخندید .

میتونید عکس داداشتون رو بردارید و به در توالت خونه بچسبونید و بعدا اصلا زیر بار نرید که کار شما بوده .

اگه همسر دارید میتونید اول صبح به جای شکر یه عالمه  نمک توی چاییش بریزید و هم بزنید و بهش بدید و از صورتش در حین شوکه شدن عکس بگیرید(من محضر آشنا برای طلاق سراغ دارم ارزون حساب میکنه) . 

میتونید کمی صابون به جای پنیر وسط یه تیکه نون بذارید و بدید به یه نفر که عجله داره و صبحانه نخورده .

اگه پسر هستید میتونید برید پارک یه روزنامه بگیرید دستتون یعنی دارید مطالعه میکنید بعد هر آقایی از کنارتون رد شد قشنگ جلوی پاش بلند بشید و سلام کنید و خیلی جدی ازش بپرسید : من دیگه پسر خوبی شدم که تو پارک مطالعه میکنم ؟ و هر جوابی که داد برگردید و سرجاتون بشینید و بهش بگید ، خوب دیگه مرخصی .

میتونید یه کم نون خشک بگیرید دستتون برید توی مترو یا اتوبوس واحد و عمدا سر پا بایستید تا با یه نفر چهره تو چهره بشید بعد یه کم از نون خشکه رو گاز بزنید و عین بز شروع به جویدنش کنید (فک انسان در هنگام جویدن حرکات بالا پایینی دارد و فک بز حرکات چپ و راستی) اگر بتوانید عین بز هم به او زل بزنید نور علی نور است (بز کاملا بیروح و مستقیم نگاه میکند ، پلک نمیزند ، و هیچ چیز خاصی در نگاهش نیست) . هر چقدر طرف روبرو خندید یا هر حرفی زد توجه نکنید و کار خودتان را انجام دهید . نخندیدن شرط اصلی موفقیت شماست .

 

میتوانید به کتابخانه ی عمومی بروید و به کسانی که سخت مشغول مطالعه هستند و ساکتند هی بگویید ، هیسسسسسسسسسسسسسسسسس . (نترسید احتمالا فرهیخته تر از آن هستند که یک دیوانه را بزنند)

 

و اما میرسیم به تمرین ، امیدوارم همگی این تمرین رو انجام بدید و بیاید نتیجه اش رو بگید : یادتون نره قاتل حل این تمرین اینه که وسط تمرین بخندید . امروز براتون تمرین ساده ای رو در نظر گرفتم .

امروز همه ی آموز آموزیدگان همون عمل بزیشن یا به سبک بز چیز خوردن رو  انجام بدن اما نه توی خیابون و مترو یا اتوبوس، بلکه توی خونه فقط نخندید ها . بعدا هم بیاید تعریف کنید چی شد .

 

کسایی که نخندند و درست انجامش بدند این ترم رو با نمره ی خوب پشت سر میذارن .

 

 

مخلص شما استاد داش دیوونه .قلب