ببینم چقدر صداقت پیدا میشه؟

می گم تا حالا وقتی بچه بودید هیچوقت جیب مامان بابا(مادر پدر)(ننه آقا) تون رو زده بودید؟

راستشو بگید خجالت نکشید نه اینجا مجلس خواستگاریتونه نه توی مصاحبه شرکت کردید.

بذارید  اول من بگم من وقتی حدودا چهارم دبستان بودم اینکار رو میکردم خیلی هم عاقلانه و زیرکانه این کار رو میکردم

این کار نیاز به یه سری محاسبه پیچیده ریاضی و روانشناسی داشت . مثلا من خوب میدونستم ننه ام همیشه گیجه و وقتی بیشتر گیج که رفته بود خرید  یادش نمومد که  هفتادو پنج تومن پول مرغ و گوشتش شده یا پنجاه و هفت تومن . نمیدونست دو کیلو تخم مرغ خریده به بیست تومن یا بیست کیلو خریده به دو تومن و... . برای شکارچیی مثل من این یه طعمه خوب بود . درست حکم یه بچه آهوی افلیج رو واسه یه شیر نر داشت . خلاصه پول ساندویچ خوردن تو مدرسه ازش در می اومد .

اما جیب باباهه کار روش سختتر بود .اون همیشه حساب همه چیز و داشت . دقیقا میدونست چقدر داره . من هم یک روش رذ یلانه رو پی گرفتم (نمیدونم با این همه استعداد چرا عوض آرسن لوپن گرافیست شدم؟) اشتباه بابام این بود که فکر میکرد من خیلی بچه تو سری خور و بد بختی ام اما هرگز به خواب نمیدید که من عجب شیطان لعینی هستم . بابام یه سیگاری حرفه ای بود . اون روزا هم مثه حالا دقیقا قیمت اجناس همه جا یکی نبود . ومن ده ساله از این موضوع خوب خبر داشتم . تقریبا بابام روزی دو پاکت سیگار میکشید . ومن مامور خریدش بودم . وچون هر روز خودم شخصا قیمت سیگار رو از همه دکه های اطراف میگرفتم . میدونستم کجا وینستون رو از همه گرونتر و کجا از همه ارزونتر میده . پس از ارزونترین جا میخریدم . وبه قیمت گرونترین جا جواب پس میدادم . نمیدونمم چرا باباهه هیچ وقت قر نمیزد . فکر کنم به خودشم گرون مینداختن . خلاصه اینجوری هم روزی چار تومن کاسب میشدم. حالا ببینم کی مرد و مردونه یا زن و زنونه راستشو میگه .

                                                  اگه میخواین بنویسین تا با اسم خودتون ثبت بشه .

                                                                         ارادتمند شما داش دیوونه