آموزش داش دیوونه ای

این قسمت : درمان وسواس

اگر در اطراف خود شخصی وسواسی دارید . بدانید که در برابر او مسئولید پس با او خوب رفتار کنید . مثلا فرض می کنیم خواهر شما دچار بیماری وسواس پاکیزگی است.خوب از همین حالا دست به کار شوید و مراحل زیر را قدم به قدم تا درمان او طی کنید .

الف – زمانی که از فعل شنیع مستراحیدن فارغ می شوید به گونه ای به او حالی کنید که دستان خود را نشسته اید و بعد به سراغ روژ لب او بروید و کف دستان خود را ماتیکی کنید . و زمانی که با جیغ های کشنده او روبرو شدید بگویید خوب بابا حالا پاکش می کنم و بعد  کف دستهایتان را با پیراهن میهمانی اش پاک کنید .

ب –بی مقدمه درباره ی باکتری ها و کثیفی و ویروسها و هوای آلوده صحبت کنید وقتی وسواسش را خوب تحریک کردید ناگهان وانمود کنید که قرار مهمی با یکی از دوستانتان داشته اید که فراموش کرده اید، سریع لباس بپوشید و از خانه خارج شوید سپس با عجله به خانه برگردید و نشان دهید موبایلتان را جا گذاشته اید و با کفش به اتاقی بروید و موبایلی را که عمدا جا گذاشته اید بردارید .

ج – چند بار دچار شب ادراری عمدی شوید از سنتان خجالت نکشید شما یک درمان گر هستید در حکم یک دکترید و گاهی جانفشانی برای درمان الزامیست .البته سعی کنید در دوران ابتلا به شب ادراری هر شب در یک اتاق بخوابید تا جایی از تزئینات شما بی بهره نماند . البته شب مدفوعی موثرتر است اما شاید برای شما سخت باشد  (جون خودم خیلی حال میده)

د- با نهار خود پیاز خام فراوان و نوشابه بخورید و هر گاه که به او نزدیک می شوید آروق نرمی بزنید بعد سریع بگویید ببخشید وضع معدم بهم ریخته دست خودم نیست .

ه -  کمی سرکه سفید به دست خود بزنید و کمی دستتان را بخارانید تا پوست دستتان کمی قرمز شود بعد در جایی که او حضور دارد به بقیه بگویید ناراحتی پوستی ناشناخته ای پیدا کرده اید و با هر کس دست می دهید او هم مبتلا می شود . و بعد دستان سرخ شده خود را مرتبا در موقعیتهای مختلف با حالتی زننده در مسیر دید او قرار دهید .

و – اگر نهار یا شام را دور هم می خورید سر سفره مرتبا در مورد برنامه راز بقایی که دیده اید (الکی بگید دیده اید ) و در مورد بلعیده شدن سوسکها توسط موشها بوده سخنرانی کنید و بعد بگویید: یکی از موشها این قدر سوسک خورد که استفراغ کرد  . وه چه خوشرنگ  بود باورتون میشه استفراغ موش زرد با دونه های مشکیه ؟ و بعد با تعجب به همه نگاه کنید .

اگر تا به این جای کار خوب و بی نقص عمل کرده باشید یکی از چشم های خواهرتان تقریبا دو برابر دیگری شده . او شبها در حال جیغ کشیدن از خواب می پرد بیشتر اوقات ناخونش را می جود . رنگش زرد و زیر چشمانش مشکی شده . البته اگر دیدید چوب لباسی پدرتان را با پدرتان اشتباه گرفته و  از او پول تو جیبی می خواهد کارتان فوق عالی بوده . 

ح -  از این مرحله به بعد  هر جایی که شاهدی وجود ندارد او را دیوونه خطاب کنید و وقتی جیغ جیغ کرد و به بابا شکایتتان را کرد مثل دهقان فداکار داد و قالها و سر زنش ها را تحمل کنید و در موقعیتی مناسب بابا و مامانتان را کنار بکشید و به آنها بگویید شما هرگز این کار را نکرده اید و برای محکم کاری جان خواهرتان را هی قسم بخورید . و باز کارتان را ادامه دهید .

ط-  این مرحله آخر است حالا گاهی در خلوتتان به صورتی فیلسوفانه در باره ی پوچی زندگی و لذت مرگ برایش صحبت کنید . دقت کنید وقتی کلمه ی مرگ را به زبان می آورید آرامش خاصی در صدایتان موج بزند . این پایان کار است تا چند روز آینده او دیگر به هیچ چیزی وسواس نخواهد داشت حتی اگر با آفتابه آب رویش بریزید نه تکانی خواهد خورد و نه اعتراضی خواهد کرد او درمان شده است .

من با این روش تونستم پولی که بابام اینها و اسه جهیزیه خواهرم گذاشته بودن رو جیب بزنم و باهاش یه زامیاد قرمز رینگ اسپورت (نیسان گاوی) بخرم و با بچه هی میریم عشق و حال و مرتب می گم به ارواح خاک خواهرم ( قسم با کلاسیه ) . حالا دیگه خود دانید به این میگن روش خلخلکی داش دیوننه ای برای درمان وسواس .