یکی از فانتزیام اینه که دکتر بشم !
بعد یه روز تو خیابون راه برم یه ماشین بزنه بهم ،
منم محل ندم ،‌بلند شم تو خیابون راهمو ادامه بدم!
مردم چشاشون گرد بشه!
حالا شاید سوال پیش بیاد که دکتر چی بود این وسط؟
اون دیگه به شما ارتباطی نداره!
من میخوام تحصیلاتمو ادامه بدم !!

 

یکی از ایرادای ِ موبایل اینه که وقتی ییهو قطع می کنی صدای ِ کوبیده شدنِ گوشی اون ور نمی ره...!!!
از مسئولین تقاضا میکنم هرچه سریعتر به این موضوع رسیدگی کنن
خوب من دلم میخواد طرف حس تنفر و لمس کنه ....

 

امروز امیر تتلو آهنگ نداد بیرون.نگرانشم

 

شوما فک می کنید فتوشاپ فقط کامپیوتریه!! ولی من یه خانومی رو دیدم شبیه عانجلینا جولی بود ، بعد بدون عارایش دیدمش شبیه مرحوم نادره بود!!
اینجاس که بضیا رو می بینی باید بگی: ببخشید فتوشاپه دیگه؟

 

یه دوست دارم، وقتی تازه ازدواج کرده بود، مارو که میدید، همش بهمون پوسخند می زد،
الان دوسال گذشته، مارو که می بینه بغض می کنه ...

 

یکی از تفریحات مامان بابام تو دوران بچگی من این بود که به من میگفتن برو مسواک بزن بعد خودشون میشستن خوراکی میخوردن و به من میگفتن حیف که تو مسواک زدی نمیتونی بخوری :|
نمیدونم چرا هر دفعه هم گول میخوردم!

 

لامصب الان آدم میاد تو اینترنت انگار داری شیرجه میزنی تو خلیج فارس . .

 

کچل باشی ...
بری بالای شهر میگن مد روزه ، 
بری مرکز شهر میگن سربازی ،
بری پایین شهر میگن زندانی بودی !
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر ..!

 

گویش دختران در سال 81: عزیزم، عشقم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم..
گویش دختران در سال 86:عزیزم، عشقم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم..
گویش دختران در سال 91:عجیجم، عجقم، چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم..
گویش دختران در سال96:دیبیلم، عولوپولو، بیلی بولو نات..

 

یکی دکتر میشه |:
یکی مهندس میشه |:
منم درس عبرت شدم برا بقیه

 

ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابیو سبز فسفری و بنفش از کتان و غیرو بر تن مینُمائید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید

آیا به راستی با خود می اندیشید , فردا روز , که فرزندانتان این عکسها را میبینند , از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟

بابای ما سیبیل داشت ! خط اتوی شلوار پارچه ایه دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد ! عاقبتمون این شد ... !!!!! شما کلاً هر جور راحتین
یه وقت خجالت نکشیــــــــنـــا..

 

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.
همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم