غضنفر تو موزه لوور فرانسه خسته می شه
یه صندلی خالی می بینه میره می شینه
مامور موزه با سرعت به طرفش میاد و بهش میگه :
آقا پاشو این صندلی ناپلئونه !
میگه : خب بابا ! هر وقت اومد بلند می شم !!!

 

یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌ قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه،‌ یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش ، گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌ بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو می‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!

 


از دماغم داره خون می چکه و بدوبدو دارم میرم طرف دستمال کاغذی ! 

وسط راه جلومو سد کرده میگه : چی شده ؟ داره خون میاد ؟ دستمال میخوای ؟ 

په نه په شیر دماغم خراب شده دارم میرم لوله کش بیارم

 


از شمال بر میگشتیم ترافیکه شدیدی تو جاده بود.. جلوتر که رفتیم دیدیم تصادف شده و

ماشینه تا شیشه جمع شده ... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن ...

یارو داره رد میشه میگه... آقا ببخشید این که اینجا افتاده رانند ه اش بوده..؟؟

میگم آره.... میپرسه ..: مُــرده دیگه....؟؟

په نه په..... تصادف خستش کرده خوابیده 

باز برگشته میگه: عجب آدم بی ملاحظه ایه آخه وسط جاده جای استراحته

 


رفتم خونه مادر بزرگم .. قـورمه سبزی پخته بود

از جاییکه همیشه واسه من این اتفاق ها می افته.....یه مــو توی غذا پیدا کردم

مادربزرگم فهمید و گفت: آخه ببخشید ننه .. ناراحت شدی که توی غذات مــو بود نه..؟؟؟

په نه په.... ناراحتم که چرا موهات ریزش دارن

باز برگشته میگه :....راست میگی باید برم دکتر.. یه چند وقتیه سر گاز که می ایستم و میـخوام غذا بـپزم دندون مصنوعی هام می افته تو قابلمه .. فکر کنم لاغر شدم ننه

 

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟

میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پَـــ نـ پَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !

 

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟
پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته!!!

 

میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری؟؟؟
میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید کنم

 

فرشو پهن کردیم پشت بوم ، همسایه میگه شستین گذاشتید خشک بشه ؟

گفتم پَ نَ پَ انداختیم ویتامین D جذب کنه تا رنگ گُلاش ثابت بمونه !

 

با گل رفتم بیمارستان، نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین، گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...

 


دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟ میگم پـــ نه پـــ ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

 

 تو دستشویی به بابام میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال

 

با دوستم تو صف عابر بانک وایستادیم یارو با موتور اومده بقلمون میگه اقا عابر بانک سالمه گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ خرابه ما اینجا وایستادیم نوبتمون بشه با دکمه هاش اتل متل توتوله بازی کنیم

 

با معلم جغرا فیمون حرفم شده میگه خیلی پستی که درس 
نمیخونی!
میگم پ ن پ ارتفاعات زاگروسم

 

شمع های ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه…میپرسه عوضشون کنم؟؟
پـَـَـ نَ پـَـَــ فوتشون کن تا صد سال زنده باشی!!!

 

پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟گفتم:
پـَـَـ نــه پـَـَـــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه

 

زنه رو آوردن دم زایشگاه شکمش اندازه ی کره زمین شده داره از شدت درد جیغ میزنه خالم یواشکی از من میپرسه حاملست؟ میگم پ ن پ بیچاره نفخ کرده دکتر بش گفته واسه ی این نفخ تنها چاره ات سزارینه