من میگم پاشو بهاره

تو می گی کی گفتی هاره؟

من میگم خود تو هاری

تو میگی  فقط فراری(منظور ایشان ماشین فراری است)

من میگم بی ام و نازه

تو می گی اه مثه غازه

من می گم  چقدر تو لوسی

تو میگی میای رو بوسی (البته دو طرف دختر هستند فکر بد نکنید)

من می گم چقدر خری تو

تو میگی که انتری تو

من میگم انتر باباته

تو میگی یه سوسک رو پاته(در اینجا شاعر جیغ میزند و مدعی میخندد)

من میگم خیلی الاغی

تو میگی مثل کلاغی

من میگم که بی شعوری

تو میگی خفه شو قوری

من میگم خفه میشی عوضی یا با مشت بزنم تو دهنت دندونات برن سیزده بدر؟ اونم میگه زر زر نکن اون موقع ها که از این غلطا میکردی شوهرت پاسبون بود. میگم نه انگار راستی راستی کتک میخوای ؟ اون میگه تو ؟ تو میخوای منو بزنی؟ تو باید اول بری تنبک زدن یاد بگیری . من میگم میدونم کجات میسوزه مشکل اینه که من شاعرم و تو نه اون میگه خفه شو من میگمها رو تو گفتی پس تو میگی ها کار عمه ات بود؟ من میگم بیا با هم آشتی کنیم این فتنه رو داش دیوونه راه انداخت. تو میگی چی شد؟؟؟؟ دیگه زر زرات تموم شد پای اون دیوونه رو کشیدی وسط؟ (خلاصه بعد از مدتی)

من میگم من بیا بخندیم

تو میگی کی رو ببندیم؟

من میگم این حرفا زشته

تو میگی جام تو بهشته

من میگم ببین چی میگه؟

تو میگی زر  زدی دیگه

و این بار دیگه گیس و گیس کشی شروع میشه

این اراجیف رو داش دیوونه بافت تا شما رو بخندونه (باعرض معذرت از خانوم حیدر مریم زاده ببخشید مریم حیدر زاده)