چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر بی بی سی برای مصاحبه می‌رفت.
هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت
آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.”
راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را
از رادیو گوش دهم
چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد
و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده با دیدن اسکناس گفت:
گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم

 

خدایا چرا خشتک این پنگوئن ها رو اینقدر پایین آفریدی؟!
نمیتونن راحت راه برن خب آدم دلش کباب میشه

 

 


زن : عزیزم ، دنبال چی میگردی ؟
شوهر : هیچی
زن : هیچی !؟
یه ۴ ساعتی هست زل زدی به اون قباله ازدواج مون!
شوهر : دنبال تاریخ انقضا شم !

 


دو آمریکایی مشغول بازی گلف بودند که یکی از آن‌ها مراسم خاکسپاری باشکوهی را در حوالی زمین بازی می‌بیند و همان لحظه کلاه خود را از سر برمی‌دارد. چشمانش را می‌بندد و به نشانه احترام تعظیم می‌کند. دوستش با دیدن این حرکت می‌گوید: «وای! این یکی از تاثیربرانگیزترین حرکاتی است که تاکنون دیده‌ام. تو واقعا مرد مهربانی هستی.» او در پاسخ می‌گوید: «بله. ما 35 سال با هم زندگی کردیم!


در مجلس عیش‌ حکومتى، وقتى چرچیل حسابى مست کرده بود؛ یکى ار حضار، که خبرنگار هم بود، از روى حس کنجکاوى حرفه ایش (فضولى براى سوژه تراشى) پیش او رفت که حالا دیگه حسابى پاتیل پاتیل شده بود، و در حالى که چرچیل سرش رو پایین انداخته بود و در عالم مستى چیزهاى نامفهومى زیر لب زمزمه مى‌کرد و مى‌خندید؛ گفت: آقاى چرچیل! (چرچیل سرش را بلند نکرد). بلندتر تکرار کرد: آقـاى چرچیل (خبرى از توجه چرچیل نبود)
(
در شرایطى که صداش توجه دور و برى‌ها رو جلب کرده بود، براى اینکه بیشتر ضایع نشه بلافاصله سرش رو بالا گرفت و ادامه داد..) شما مست هستید، شما خیلى مست هستید، شما بى اندازه مست هستید، شما به طور وحشتناکى مست هستید..!
چرچیل سرش رو بلند کرد در حالیکه چشمهاش سرخ رنگ شده بودن و کشـــدار حرف مى‌زد به چشمهاى خبرنگار خیره شد و گفت:
خانم …. شما زشت هستید، شما خیلى زشت هستید، شما بى اندازه زشت هستید، شما به طور وحشتناکى زشت هستید..! مستى من تا فردا صبح مى‌پره، مى‌خوام ببینم تو چه غلطى مى‌کنى ..!

آیا میدانستید که بزبزه قندی اولین بز دیابتی تاریخ است !


گاهی انقدر غرق ارزوهات هستی که فراموش می کنی
یکی پشت در دستشویی منتظره داره میترکه از فشار زندگی :))


این خوشگل پسرایی که از ابروهاشون فقط اسمش باقی مونده و یه خط کمرنگ!! میخواستم ببینم با یه عده سیبیلو میرن بیرون احساس نا امنی نمیکنن؟؟