توتاکسی که نشستم، دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش، 2دقیقه بعد که اومد کرایه تاکسی رو حساب کنه و گفت 2نفر، من دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که تورو خدا شرمنده نکنید، پول شما تو جیب ماست و این حرفا.
بعد از اینکه پولو داد دوباره یه کرایه دیگه هم حساب کردو گفت این هم مال این آقا!!!
تازه فهمیدم دفه اول کرایهء خودشو پسرشو حساب کرده بود!!!
آقا مارو میگی قیافه عَـــــن، شخصیت لگدکـــوب، تا آخر مسیر لال

 

دوستم مریض بود میره دکتر، دکتر واسش شیاف مینوسه! بعد چند روز مکالمهء من و دوستم:
دوستم: از وقتی که از شیاف استفاده میکنم، خیلی بهترم، تقریبن خوب شدم.
من: سخت نیست برات؟ درد نداره؟
دوستم: چرا خب، یه مقدار بزرگ هست گلو رو اذیت میکنه، ولی با یه لقمه نونو یه لیوان آب قورتش میدم!!!

 

 امروز یه خانومی با کیف محکم زد تو سرم چن تا بیشعورو خرو الاغ بارم کرد، چراشو هنوز نفهمیدم، قضیه از این قرار بود:
جلومغازه دوستم واستاده بودم، دیدم از دور یه مادر و بچه دارن میان، مادره دست بچه رو میکشه، بچم یه ریز زرزر میکرد، نزدیک من شدند مادره گفت، ساکت میشی یا به این آقا بگم دعوات کنه!
بعد رو به من کرد گفت: آقا دعواش کن
منم خیلی جدی برای کمک به اون مادر به بچه گفتم: خفه میشی مادرسگه بی پدر یا خفت کنم بعد هم یه کشیده ی آبدار گذاشتم تو گوش بچه .
هنوز سرم درد میکنه

 

یه روزی خالَم کیک پخته بود داد به من تزیینش کنم... به ذهنم رسید یه ایده ی نو بدم...یه خرمالو برداشتم...پَره هاشو درآوردم...پره هارو خیلی خوشگل دونه دونه گذاشتم تو دهنم صاف و صوفشون کردم خوشگل چیدم دور کیک... هر کی که دید کلی تعریف کرد که: به به چه سلیقه اییییی... چه طرح قشنگییییی... چه حووووووصله ای... بیچاره ها نمیدونستن که تا تَهِ لوزالمعده ام رفته و برگشته... 

 

با نامزدم می خوایم بریم بیرون , بچه خواهر 4 سالمم همراه من اومده
دختره میپرسه علی آقا می خوام بدونم چی شد که شما بین همه منو انتخاب کردید ؟معیارتون چی بوده ؟
من اومدم جواب بدم با کلی ناز که بچه خواهرم گفت " هه, انتخاب؟ دلت خوشه ها , داییه من 20 جا رفت خواستگاری هیجا بش زن ندادن , شمام حتما به عیبی داشتی مامانتینا راضی شدن وگرنه کی آخه حاضره زن این بشه ؟ "

 

یه شبه دوشنبه با خانواده دعوت بودیم منـــــــــزل یکی از اقوام !!!
از شانس ......ما اهالی اون جا همه فارسی1 رو دوست داشتن ! (اه اه اه )

ما هم عشق نود !
حدودای ساعت9 یواشکی رفتم بالا پشت بوم ! که دیششون رو تکونبدم که از تنظیم خارج بشه!
وقتی رفتم بالا دیدم که
هی وااای من !! چقـــــــــدر دیش...!!!!
مجبور شدم به همه دیشها یه لگدی بزنم !
بعد از چند دقیقه از عملیات !! کل ساختمون رسختن رو پشت بوم !
همه فکـــــر میکردن نیرو انتظامی اومده از ترسشون همه دیش ها رو جمع کردن ! :))))
ما هم نشستیم 90 دیدیدم و هی خندیدیم 

 

کنار دوستم نشسته بودم واسش اس ام اس اومد.
میگم کیه؟ میگه امیر. میگم خوب چی میگه؟ میگه: نوشته، کریم دشتی! میگه کریم دشتی کیه؟ میگه: این امیرم قاطی کرد رفت جوون تو! کریم دشتی نمیشناسم من، یعنی چی؟؟؟
گوشی رو ازش میگیرم، میبینم امیر نوشته:؟ Karim dashti

 تو سن 22 سالگی توی پارک نشسته بودم که یکدفعه مامورای مواد مخدر ریختن تو پارک رو سر چند تا مواد فروش من با اینکه اون موقع سیگار هم نمی کشیدم فرار کردم .خلاصه مامورا افتادن دنبال من ولی نتونستن بگیرنم الان که 15 سال از اون موضوع میگذره هنوز تو اون پارک نمیرم