تو سالن امتحانات بودیم که یهو برق رفت سالن هم پنجره نداشت.
کلا سالنو تاریکی مطلق برداشت.
منم یکی از سوالارو بلد نبودم به نفر جلوییم گفتم:
سوال فلان چی میشه این هی میگفت من نمیفهمیدم.
گفتم: ولش کن بذار از بغلیم بپرسم.
هیچ جارو هم نمیدیدم.
گفتم :علی این سواله چی میشه.
جواب نداد.
گفتم: علی داداش این سواله جوابش چی میشه.
بازم سکوت.
چند بار صدا کردم دیدم جواب نمیده.
گفتم :علی مردی؟؟؟؟
گفت نه زنده م فقط استاد بالای سرمه نمیتونم جواب بدم 

 

فیزیک خیلی آسونتر میشد، اگه به جای سیب، خود درخت رو نیوتن افتاده بود!!

 

استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه !؟

گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده 

 

یخچال نو خریدم‌
یخچال قدیمیه رو گذاشتم دم در‌
روش نوشتم: رایگان!
هرکسی خواست ببره.
هر روز میومدم می دیدم یخچال سر جاشه!
دو سه روز گذشت..دیدم اینطوریه !
رو یخچال نوشتم: برای فروش.. 50000 تومان!
فردا صبحش اومدم دیدم یخچال رو دزدیدن!

ظهر داشتم با دوستم راه میرفتم بهش میگم بیا از تو سایه بریم..

میگه: نه عینک آفتابی دارم؛ باس از آفتاب بریم 

خدایا نعمتتو شکر ببین با کیا شدیم ۷۰ میلیون

 

جاتون خالی شیطون وسوسم کرد رفتم نیم ساعت درس خوندم،
خدایا منو ببخش

 

بچه که بودم از خواب بیدار میشدم مامانم میگفت زود باش برو دست و صورتت رو بشور .شیطون گوشه چشمات جیش کرده.
چقدر ناراحت میشدم..فکر می کردم مگه من دستشوییشم.
چقدر بی خوابیها کشیدم شبها تا ببینم کی میاد گوشه چشمم جیش میکنه که شونبولشو ببرم

 

اوایل ترم بود.صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه.
چون عجله داشتم بجای 5000 تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون.
سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از پسرای آس و خوشتیپ کلاس جلو نشسته!
یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد!
با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم:
کرایه ی آقارو هم حساب کنید!
پسره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه ...
اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا!
منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم!
می گفتم به خدا اگه بزارم!تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده!
همه شم میدیدم نیشِ راننده بازه! خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم،
بعدش گفت : چطوره با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی؟!
یهو انگار فلج شدم.آخه پول دیگه ای نداشتم!
الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلوُ که دیدم آقای خوشتیپ
کرایه ی جفتمونو حساب کرد!ولی از خنده داشت میترکید! :|
داشت گریه ام می گرفت که اس.ام.اس داد و گفت:
پیش میاد ناراحت نباش! موافقی ناهارو با هم بخوریم؟! :)
حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم! :(
خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم : باشه !!
این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم
ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو "مستضعف" سیو کرده

 

دوستم امروز زنگ زد بهم کلی خواهش و التماس که برو فلان جا سیستم منو دادم درست کنن بگیر بیار ! گفتم چرا خودت نمیری ؟! گفت که یه قضیه ای پیش اومده من نمیتونم برم !
فک کردم دعوا کرده ... گفتم باشه میرم . اگه میدونستم چیکار کرده که عمرآ نمیرفتم :)))
بیچاره یه 2 ماهی میشه کامپیوتر خریده , کامپیوترش ویروسی شده بوده ... زنگ زده مغازه کامپیوتری , بهش گفتن بیار تا برات درستش کنیم ... اینم بدبخت نمیدونسته چیو باید ببره !
نامردی نکرده یه وانت گرفته کیس و مانیتور و اسپیکر و موس و کیبورد و هدفن و اسکنر و ... هر چی مربوط به کامپیوترش میشده ریخته بالا وانت برده اونجا اینقدر بهش خندیدن که خجالت میکشیده بره بیاره خودش 

 

کلاس اول که بودم روز اول رفتم کلاس اول نشستم فرداش رفتم کلاس دوم خانومم گفت کتابای فارسی روی میز چشش که به کتابم افتادگفت دخترم کلاستو اشتباه اومدی تو کلاس اولی گفتم نه خانوم دیروز اول بودم

 

سه ساعت به بچه میخوای یه چیز یاد بدی ،یاد نمیگیره کره اسب !:\

حالا کافیه با اعصاب داغون بهش یه فحش بدی، جوری یاد میگیره که نمیشه اون فحش رو با شونصد ماده ضدعفونى از مغزش پاک کرد !

 

دقت کردین وقتی پسرها دانشگاه قبول میشن سریعا یه باشگاه بدنسازی ثبت نام میکنن ؟ خواستم از همین تریبون بهشون خسته نباشید بگم !

 

به دختر میگم خانم یه 5000 تومنی ازکیفت افتاد برگشته میگه خر خودتی نکبت ....!! منم پول رو برداشتم و رفتم یه کارت شارژ ایرانسل گرفتم .. خدا قسمت شماها هم بکنه