واسه دختر عمم مریم میخواست خاستگار بیاد...
شوهر عمم به پسر عمم و داداشم که جفتشون 19 سالشون هست گفت برن میوه بخرن!!!
مریم هم کلی سفارش کرد بهشون که این خاستگارم پولداره خیلی، تورو خدا میوه خوب بخرین میوه با کلاس بخرین آبرومون نره، اینا هم گفتن باشه باشه رفتن...
بعد از نیم ساعت اومدن دیدیم 3 تا کیسه دستشونه!!!
فکر کن روبروی ما وایسادن ما هم زل زدیم به کیسه ها زبونمون بند اومده.!!!! :O
تو یکی از کیسه ها 3تا نارگیل بود...
یه کیسه دیگه هم پر از این میوه آفریقایی ها مثل آووکادرو اینا بود...
تو اون یکی کیسه 2تا آناناس...
یهو مراسم خاستگاریو دور آتیش برگزار کنیم دوماد هم دور آتیش بدوهه آگوندا آگوندا کنه .