صبی رفتم الکتریکی محلمون، گفتم زنگ خونمون خرابه، گفت باشه میام درس میکنم.
هر چی منتظر موندم دیدم نیومد!
زنگ زدم، بم میگه آقا من اومدم ولی هر چی زنگ زدم کسی درو وا نکرد:|
خدایا ما رو با کیا طرف کردی؟

 

من هروقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم
همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم !
یه بار سه ایستگاه دویدم

 

پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه ی مداد رنگی چی بود؟؟؟؟

 

خداحافظی به سبک ایرانی

دیشب خیلی خسته بودم، واسه همین تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم رو هم افتاده بود که یه دفعه از خواب پریدم. از رختخواب بلند شدم و دیدم همسایه پایینی مهمون داشته و حالا هم دارند تشریف می برند.

تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه:

خب احمد آقا ، صغرا خانم!
“خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.”
با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن:
«خداحافظ»
صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…”

حالا اومدن دم در:
” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین.
“خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…”

توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه.

حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ “

راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه.
حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن:
“خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…”
آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟

تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنه به صغرا خانم و میگه:
“صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!”

 

 

بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت دادپیشخدمت ناراحت شد
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
پیشخدمت : من متعجب شدم ....
بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد در
درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !
گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :

او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام

 

بیشتر تفکر کودکیم رو روی اون یخی گذاشتم که داش آب می شد و من دنبال سوراخش بودم

 

رفتم تو دکه روزنامه خبر بخرم

یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامسه موزی دارید؟

مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام !

 

اگه علم بهتر از ثروت،
پس چرا سرنوشتمون رقم خورد نه قلم؟

 

معلم: هرکی سوال بعدی منو جواب بده میتونه بره خونه.
شاگرد زبله کیفشو از پنجره میندازه بیرون...
معلم با عصبانیت: کی اون کیفو انداخت بیرون؟
من بودم آقا.خداحافظ ...

 

یه سواله ذهنم رو خیلی مشغول کرده اینکه :
چرا خانوما رشته مامائی دارن ولی
آقایون رشته بابائی ندارن :-؟
ها؟؟

 

فامیل کسی ست که فقط در مراسم ترحیم و عروسی یافت می شود و بعد از بغل و ماچ و بوسه فراوان، با اظهار شگفتی زیاد، بهمون بگه:
"وااااااای! تو چقدر بزرگ شدی!!!