مادر‌بزرگ نود ساله ام شوی کامران و هومن دیده میگه این زن و شوهر چقد به هم میان.

 

 

من و مامانم تو هواپیما نشسته بودیم
نکته/از پروازمونم یکی دوساعتی گذشته بود و هنوز به مقصد نرسیده بودیم 
من و مامانم کنار پنجره بودیم و اون آقا صندلی سوم
من میخواستم بلند شم از بالای سرم کیفمو بردارم به آقاهه نگاه کردم گفتم ببخشید!؟ نیم خیز هم بودم....یهو آقاهه هول شد گفت: پیاده میشید؟
دیگه از خنده میخواستم بیهوش شم 

 

 

خاله کوچیکم 17 سالش بوده که عقد میکنه، دوران عقد یه روز شوهر خالم که اومده بود دیدن خالم و کنارش نشسته بود،

یهو دست خالمو میگیره تو دستش، خالم از خجالت قرمز میشه! شوهر خالم ازش میپرسه : اشکالی که نداره دستتو بگیرم؟

خالم هم جواب میده:

نه شما هم مثل برادرم!!!!!!!!!! 

 

 

 سالم بود.مامانم اومد بهم گفت من میرم بخوابم سر صدا نکن.منم از بیکاری گشتم یه بیسکوییت پیدا کردم.رفتم مامانمو بیدار کردم گفتم مامان اینو کجا بازش کنم تو بیدار نشی؟

 

 

یه دفعه تو راه همدان بودیم.اون موقع هفت سالم بود.همراه مادر بزرگو عموم و زنشو سه تا دختراش.وسطای راه بودیمو آب هم نداشتیم.در حد له له زدن تشنمون بود.بالاخره بعد نیم ساعت چهل دقیقه عموم یه جاییرو پیدا کرد که دو تا سوپر توش پیدا میشد.زد کنارو واسمون آب گرفت.واسه هرکس رو میریخت تو لیوانو میداد بهش.دو سه تا لیوان دست همه چرخید تا رسید به من.واسم آب ریخت و رفتم بالا.یادمه عاشق زدن حرفای قلمبه سلمبه بودم.آقا ما اینو خوردیم بعد بلند گفتم آخیییییییییش،خدا شفات بده عمو جون.چشم چرخوندم دیدم همه آب تو دهن دارن منو نگاه میکنن.عموم کف کرده بود.بعد ها فهمیدم که معنی خدا شفات بده با خدا خیرت بده زمین تا آسمون توفیر میکنه،،،،،،

 

 

صبح یه پرایده و یه دویست شیش دقیقن جلوم کوبیدن به هم
هر دو تاشونم زن بودن

206 اومد پائین و گفت ببخشید عزیزم تقصیر من بود عجله داشتم بی احتیاطی کردم طوریت که نشد

اونیکی گفت فدای سرت نه خوبم

و من هاج و واج از آن کوچه گذشتم

 

 

اونا دختراى قدیم بودن که از سوســــک میترسیدن ... الان همچین سوســــکت میکنن که خودتم نمیفهمى...

 

 

تیمای لیگ برتر رو می بینی،شک می کنی جدول لیگ برتره یا جدول مندلیفه
آلومینیوم
فولاد
مس
ذوب آهن
نفت

 

 

دقت کردین تو این فیلما که نشون میدن هر کی می افته تو آب
اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرون واستاده در حد یه غریق نجات کامله!

 

 

من نبودم دستم بود... تقصیر آستینم بود... آستین مال کت ام بود... کت ام مال بابام بود" 
.
.
.
این شعر نشون میده ما از همون دوران طفولیت اینجوری یادمون دادن که اشتباه خودمون رو گردن یکی دیگه بندازیم :| بعد میگن چرا گاو بار اومدین :|

 

 

دست خط دکتر !
چیزی که تو می بینی: ∮₪₩₮£
چیزی که داروخانه می خونه : آسپیرین ۵۰۰ میلی گرم !

 

پسر خاله و دختر خاله من هفته پیش از ایران رفتند خالم خیلی ناراحت بود. امروز رفتیم بهش سر بزنیم دیدیم خوشحال و خندونه
یهو دیدیم داد زد هوشنگ و هانیه ( اسم پسر خالم و دختر خالم) بیایند غذا. ما همه کف مگه اینا نرفتند
یهو دیدیم دو تا سگ اومدند پیشمون
خالم گفت : آقا رضا(شوهرش) چون دید من خیلی ناراحتم رفت این دو تا رو برام گرفت که دیگه جای خالی بچه ها رو حس نکنم!!

 

 

بد‌ترین ضربه‌ای که دخترا میخورن خیانته
اما بد‌ترین ضربه‌ای که یه پسر می‌خوره زمانی که می‌فهمه سیستمش بازی مورد علاقشو ساپورت نمی‌کنه

 

 

چندتا مورد هست که میگم قشنگ با حس بهش فک کنید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1 - کشیدن دندون رو چوب بستنی
2 - ناخون کشیدن رو موزایک
3 - جویدن کانوا
4 - کشیدن ناخون رو تخته سیا .
... 5 - کشیده شدن سفت بیل رو آسفالت زیر ماسه .
6 - کشیدن سکه رو مزاییک .
7-کشیدن دو تا یونولیت به هم.
هرچی فحش هم بدی خودتی

مگه مجبور بودی تا آخرش رو بخونی ؟

 

سر کلاس بودیم استاد داشت جزوه میگفت که یه دختره گفت: استاد من عقب افتادم! استادم با خونسردی گفت: بعد از المپیک برو تو پارا المپیک شرکت کن! :))))))

 

 

طرف تو وبلاگش عکسشو گذاشته اون گوشه و زیرش نوشته:یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم
یکی کامنت گذاشته بود:
پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار! :)))))

 

 

اگر به یکدیگر احترام بگذارید ، یکدیگر هم به شما احترام میگذارند :)

 

 

ای مردم!!!
آدم‌های قد بلند را برای خودشان دوست داشته باشید،
نه برای اینکه دستشان به کابینت‌های بالایی آشپزخانه میرسد