آقا امروز دم سحر دیدم میترا دختر عموم واسم اس ام اس داده که :

دیوانه برادر  (منظور همون داش دیوونست )تو چه پستی

از باب شعور  ، تنگدستی

چون عمرتوشد لودگی و هجو

امروز چنین است که هستی

 

آقا در عرض ده دقیقه اینو واسش سرودم :

ترشیده ی من چه شعر زشتی

ای کاش به نثر می نوشتی

چون شعر تو از شعور عاریست

در محضر من چو قارقاریست

از باب شعور تنگدستم ؟

بهتر ز توی الاغ هستم

خنداندن مردم است کارم

چون از غم دل هراس دارم

 

خداییش منصفانه نظر بدید ببینم کار کی بهتره بدون تعصب بگید ها .