با سلام و با تشکر از اینکه با بیمارستان روانی استان تماس گرفته‌اید. لطفآ پس از گوش دادن به فهرستی که متعاقبآ ارائه میشود شماره مورد نظر خود را انتخاب کنید:

۱) اگر دچار اختلال «وسواسی- اضطراری» هستید عدد ۱ را مکررآ فشار دهید!

۲) اگر دچار اختلال «شخصیت وابسته» هستید لطفآ از یکنفر بخواهید عدد ۲ را برای شما فشار دهد!

۳) اگر دچار اختلال «تعدد شخصیت» هستید لطفآ اعداد ۶،۵،۴،۳ را فشار دهید!

۴) اگر دچار «پارانویا» هستید ما بخوبی میدانیم شما که هستید و چه منظوری دارید! پشت خط منتظر بمانید تا بتوانیم شما را ردیابی کنیم!

۵) اگر دچار «هذیان» هستید عدد ۷ را فشار دهید تا تلفن شما به سفینه موجودات فضایی وصل شود!

۶) اگر دچار «اسکیتزوفرنی» هستید بدقت گوش کنید. صدای آرامی به شما خواهد گفت دقیقآ چه شماره‌ای را باید فشار بدهید!

۷) اگر دچار اختلال«سرخوشی- افسردگی» هستید فرقی نمیکند چه عددی را فشار دهید چون هیچ چیز نمیتواند به بهتر شدنتان کمک کند!

۸) اگر دچار اختلال«نارسا خوانی» هستید اعداد ۷،۸،۷،۸،۷،۸ را فشار دهید!

۹) اگر دچار اختلال«دوقطبی» هستید لطفآ پیامتان را قبل از شنیدن بوق یا بعد از شنیدن بوق بگذارید!

۱۰)اگر دارای مشکل«اعتماد به نفس پایین» هستید لطفآ گوشی را بگذارید. تلفنچی‌های ما سرشان شلوغ‌تر از آن است که وقتشان را به صحبت با شما تلف کنند!

۱۱) اگر دچار اختلال«حافظه کوتاه مدت» هستید لطفآ عدد ۹ را فشار دهید، اگر دچار اختلال«حافظه کوتاه مدت» هستید لطفآ عدد ۹ را فشار دهید، اگر دچار اختلال«حافظه کوتاه مدت» هستید لطفآ عدد ۹ را فشار دهید، اگر دچار…

 

برای آب خنک خوردن احتیاجی به زندان رفتن نیست ،
فقط کافی است در یخچال را باز کنید


یعنی اگه اسمت

 

 


"میرزا پشم الدین خانِ گل کَلَمیان"

 

 


هم باشه، وقتی میخوای ایمیل درست کنی

 

 


میگه قبلا یه ایمیل با این اسم ساخته شده ..!

 

 

 یارو توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

 

یارو بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

 

یارو میره دستشویی ملتم تو صف پشت در ایستادن  بعد از یه ساعت میاد بیرون پشت دریه چپ چپ نگاش میکنه و با حالت شاکی میگه خسته نباشی  یارو هم لبخند میزنه میگه شیرین کام باشی .

 

طرف ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم.طرف میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن

 

اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!

 

همیشه پشت سر هر مرد موفق، زنی است... که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره!

 

یه نفر میره یه جایی میبینه بوی گازمیاد.

میگه کسی برق هارو روشن نکنه من کبریت دارم

 

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟"

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولت بود

 

اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو می‌کنن

.

همونایی هستن که از راه می‌رسن

.

شلوارشونو پرت می‌کنن گوشه‌ی اتاق !

 

 

من همیشه به کچل‌ها حسادت می‌کردم. بعد از خواندن این خبر،

.

یک دلیل دیگر به دلایلم برای حسادت اضافه شد!!!

.

1-کچل‌ها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران می‌شوند.

2- کچل‌ها می‌توانند با خیال راحت شیشه اتومبیل را پایین بکشند و از جریان هوا لذت ببرند.

3-آنها به راحتی می‌توانند برای رفتن به مهمترین مهمانی‌ها هم از موتورسیکلت استفاده کنند.

4- مودارها اگر عرق بکنند، باید بروند حمام و کلی موهایشان را با شامپو چنگ بزنند

.

تا چربی و عرق از پوست سرشان پاک شود ولی کچل‌ها

.

با یک دستمال کاغذی مشکل را حل می‌کنند.

5-کچل‌ها غصه‌هایشان کمتر است و مثل بقیه هر روز نگرانی ریزش موهایشان را ندارند.

6- و بالاخره اینکه کچل‌ها استرس‌هایشان ذخیره نمی‌شود.

 

 

یارو تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه

در پایان روز اول ، رئیس ازش می پرسه :

خوب ، امروز چکار کردی ؟

قلمراد میگه : هیچی

کلیدهای کیبورد نامرتب بودن

به ترتیب الفبا مرتبشون کردم !

 

از یارو می پرسن : نظرت راجع به مار چیه ؟

میگه : حیوون خیلی خوبیه !

اما حیف که همش دُمه !!!

 

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
شاگرد: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
شاگرد: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

 

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به یکی، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ طرف می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

 

 

در تاکسی یا بسته نمیشه یا جوری بسته میشه که راننده تاکسی یه سفر ماه عسل با مرده و زندمون میره و بر میگرده