هر کی دوست داره این خاطره ها رو بخونه باید بره تو ادامه مطلب

راستی صبا تو هم دو تا خاطره اومدی بد نیستا صبا اسمش توی لینکامه مایل بودید بهش سر بزنید آبجیم داره راه می افته


استاد روانشناسی تعلیم و تربیت درسو تموم کرد و گفت : خوب بچه ها اینم مبحث امروز کسی سوالی نداره؟

داش دیوونه با دست اجازه میگیره

استاد بفرمایید : ببخشید میشه یه بار دیگه از اول بگید من خواب بودم .

کلاس : (منفجر شد)

 

استاد آمار : کسی سوالی نداره ؟

داش دیوونه دست میگیرد

استاد: بفرمایید ؟

داش دیوونه : ببخشید استاد امروز کلا میخواستی چی بگی ؟ من نفهمیدم کلا منظورتون چی بود؟

کلاس : همه ...ه گیجه گرفته به هم نگاه میکنند .

استاد : راستش ... ات ... پت ... در کل... من ... متوجه منظورتون نمیشم .

داش دیوونه : ولش کن استاد خودمم سوالم یادم رفت .

کلاس : (منفجر میشه)

 

سر کلاس زبان عمومی :

داش دیوونه : استاد ببخشید میشه فارسی حرف بزنید ما فارسی هم که صحبت کنید مشکل داریم تو فهمیدنش وای به حال انگلیسیش .

استاد زبان : طبق استانداردهای آموزشی بنده مجاز به فارسی صحبت کردن نیستم

داش دیوونه : ببخشید استاد فرض کنید شما الان دانشجو هستید من استاد زبان چینی شما هستم اگه شروع کنم به چینی بلغور کردن شما چیری متوجه میشید؟

استاد: مسلما نه !

داش دیوونه : خوب استاد حال ما هم الان تقریبا یه چیزی تو همین مایه است

کلاس : (منفجر میشود)

 

سوال امتحان معارف در دانشگاه :

معجزه یعنی چه ؟ توضیح دهید .

جواب داش دیوونه : معجزه از ریشه ی عجز گرفته شده یعنی کاری که دیگران از انجام دادن آن عاجز باشند بقیشم که خودت میدونی. (استاد حالا که خندیدی تو رو خدا نمره ی این سوالو کامل بهم میدی؟ خدا خیرت بده. معجزه می تونه اون قلب مهربونت باشه که الان تصمیم میگیره به یه دانشجوی بدبختی که روزی 14 ساعت باید هم کار کنه و هم درس بخونه یه نمره ی تپل بده . استاد کلمه ی تپل نخندوندت ؟ اگه خندیدی یه کاری واسه ی ما بکن )

18 گرفتم بالاترین نمره ی کلاس . (چقدر من پستم)

 

توی دبیرستان در امتحان مثلثات قبل از ثلث اول :

تو برگه فقط نوشتم :

در گوشه ی مستراح ماندن

بهتر زمثلثات خواندن

دو هفته از مدرسه اخراج شدم .

اول دبیرستان سر کلاس هندسه :

داش دیوونه : آقا اجازه !

دبیر : چته؟

داش دیوونه : یه سوال برام پیش اومده

دبیر: عجیبه واسه تو سوال پیش بیاد بگو

داش دیوونه : آقا این عدد پی که میگن غلطه !!!!

دبیر: با چشمای گرد چرا؟؟؟؟؟

داش دیوونه : چون پی کلا یعنی دمبه یعنی چربی پس نمیتونه عدد باشه .

با اردنگی تا دم دفترمشایعت شدم .

 

سال اول دبیرستان سر کلاس شیمی :

داش دیوونه : آقا چرا اسم این عدد . عدد آووگادرو هستش؟

دبیر: جون دانشمندی به همین اسم این عدد رو کشف کرده

داش دیوونه : یعنی اگه یه دانشمند دیگه که مثلا اسمش افشین بود این عدد رو کشف میکرد عدده حالا یه جور دیگه بود؟

دبیر : نه عزیزم ببین ... (بدبخت نمیفهمید سرکاره)

 

دانشگاه استاد روانشناسی کودک و نوجوان :

استاد : خوب امیدوارم که همگی درس جلسه قبل رو بلد باشید .

داش دیوونه : استاد همیشه سعی کن امید و آرزوت دست یافتنی باشه واسه خودتون میگم ها .

قبل از کلاس استاد از خنده منفجر شد .

 

دانشگاه سر کلاس اخلاق جلسه ی اول قبل از اینکه استاد خود را معرفی کند .

داش دیوونه : استاد شرمنده ام قبل از اینکه شروع کنید یه سوالی بپرسم ؟

استاد : حتما بفرمایید ،

داش دیوونه : ما تو خونه مامانمون میگه من خیلی اخلاقم خوبه و بگو بخندم ، میشه یه بیست به ما بدین و دیگه ما سر کلاس نیایم و مزاحم شما نشیم ؟

استاد : نه عزیزم منکه اخلاق تو رو ندیدم  باید بیای سر کلاس تا منم تاییدت کنم . ولی میتونی به مامانت بگی زیر یه برگه بهت بیست بده تو هم بری با اون برگه عیال اختیار کنی شاید خدا از این طریق شفات بده . (خداییش هرچی استاد روحانی داشتیم باحال بودند)

(کلاس رفت رو هوا)

 

 

دوم دبیرستان سر کلاس زیست شناسی درست وسط کلاس که معلم در اوج درس دادن بود :

داش دیوونه : آقا اجازه !

دبیر : چیه ؟

داش دیوونه : آقا ببخشید تو برنامه ی خونه ی مادر بزرگه شما کدوم شخصیتشو بیشتر دوست دارید؟

دبیر : هاپو کومار چون شکل توئه

بعد یه مدت بچه ها صدام میزدن هاپو کومار

 

 

چهارم دبیرستان زیست شناسی با همون دبیر قبلی سر مبحث ژنتیک

داش دیوونه : آقا اجازه ؟

دبیر : زرتو بزن

داش دیوونه : به نظر شما تر کیب ژنهای یه بز و یه شتر میتونه چه موجودی بشه؟

دبیر: یه موجودی عین خودت .

یه مدتم بچه ها اسممو گذاشتن بشتر (بز+شتر)

 

 

 

یه بارم یه نامه نوشتم به مدیر دبیرستان و براش پست کردم مدرسه البته بی اسمو امضا

(اینم بگم روز قبلش سر صف مدیر از افت تحصیلی چهار ریاضی ب گله کرده بود)

مدیریت محترم دبیرستان ...  

 

سلام علیکم

این نامه را ما بچه های کلاس چهارم ریاضی فیزیک (ب) برایتان مینویسیم (من خودم چهارم تجربی الف بودم) ما همگی به این نتیجه رسیدیم که تنها دلیل افت تحصیلی ما عدم توانایی ما در داشتن همسر  است . کلا اینطور بگوییم ما زن میخواهیم و الا درس نمیخوانیم . گفته باشیم . همینم هست که هست .

چند روز بعد که نامه به دستش رسید مدیر همشونو آورد تو حیاط و هی داشت سین جیمشون میکرد .

حالا چرا این کارو کردم؟ چون تو فوتبال از کلاس ما با جر زنی برده بودند.

 

 

 

 خدا ببخشه

یه بارم اوایل سال تحصیلی رفتم تو دفتر گچ بردارم دیدم تو دفتر کسی نیست و یکی یه عکس از بچه های سوم فرهنگ و ادب همینطوری چیدن رو میز . منم بی دلیل همشونو برداشتم گذاشتم جیبم ، و فرداش یه نقشه ی توپ به ذهنم رسید . عکس هر سی و دو نفرشونو چسبوندم رو یه کاغذ الگوی (کاغذ مخصوص خیاطی) بزرگ و تاش کردمو گذاشتم تو لباسم . وسط زنگ ورزش از بالای در توالت معلما پریدم تو توالت (چون درش رو قفل میکردن) و کاغذ رو چسبوندم به در توالت . نمیدونم کدوم معلم اول رفته بود دستشویی ولی وقتی دیده بود تا شلوارشو در آورده سی و دو نفر زل زدن بهش قیافش تماشایی بوده . فرداش هم ناظممون سر صف کلی تهدید کرد که میخوان از آگاهی مامور بیارن برگه رو انگشت نگاری کنن و ببینن کار کی بوده . منم خیالم تخت بود چون قبلش فکر اینو کرده بودم و دستکش کرده بودم دستم و یه بار همه ی عکسا رو دستمال کشیده بودم . پسین فرداش هر کس که روز قبل غایب بود رو گیر سه پیچ دادن بهش که کار تو بوده .

 

 

وای وای وای خوب شد این یادم اومد .

یه بار متین ابله دوچرخه ی  بابای مدرسه رو دزدید و برد خونشون و کلی بهش رسید و براش آیینه ی نو خرید و سرویسش کرد و روغنکاریش کرد و خلاصه عروسش کرد و بعدم دو روز بعد با همون دوچرخه اومد مدرسه . عصر تا اومد دو چرخه رو برداره مدیر و ناظم ریختن سرش که دزد و گرفتیم نزدیک بود دیگه ببرنش آگاهی که (ش) یکی از بچه ها رفت جلو و به مدیر گفت آقا این متین دلش برا بابای مدرسه سوخته بود برد دوچرخه اش رو درست کرد که داغون نباشه مدیر هم زود پرسید پس چرا امروز دوباره می خواست ببردش ؟ که (ش) قبل از اینکه متین یه زر دیگه بزنه گفت آخه هنوز تیپ پیچیش تموم نشده بود . و الا مگه عقلش کم بوده که با دوچرخه دزدی برگرده تو مدرسه ؟ (قدیم همه دور بدنه دوچرخه هاشون یه نوار پلاستیکی میپیچیدن که بدنه ی دو چرخه آسیب نبینه به این کار میگفتن تیپ پیچی). مدیر هم اشک تو چشماش حلقه زد و فرداش سر صف کلی از متین تشکر کرد .

 

 

مطمئنم از اینها خوشتون اومده اینم عیدی شما بچه ها اگه حسشو داشتید نظر یادتون نره .