امروز مامانم بعد از فکر و تحقیقات فراوان و تلاش ها و آزمایشات فراوان به نتایج مهمی دست یافت .
برگشته به بابام میگه : بیایین امشب افطارو بریم رستوران فطریمون بیافته گردن اونا !!!

 

 

 

امروز صبح رفته بودم خون بدم، قبل از انتقال خون خانوم دکتره ازم پرسید به چیزی اعتیاد داری؟
گفتم آره!
گفت به چی؟
گفتم اینترنت

 

 

 

یه پسر عموی 4 ساله دارم.سر کوچشون بغلش کرده بودم.یه سگ ولگرد رد شد.با لحن بچگونه گفتم:آرش هاپو رو نگا..

میگه : چی میگی سگه!

 

 

 

پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده
بعد داییم شیرینی پخش کرده
به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن
منو میگی :))

 

 

امروز رفیقم آبرومون برد
رقتیم مطب دکتر شلوغ بود اکثرا هم دختر بودن،رفت پیش منشی گفت:خانم ببخشید برای ساعت چند بلیط دارید...
یعنی مطب رفت هوا ،مریضاهم از بس خندیدن فک کنم حالشون خوب
شد
رفیقم که بیخیال بود فقط من از خجالت مردم

 

 

یادمه بچه بودم رفتیم خونه پدربزرگم تو روستا،ماه رمضون بود مادربزرگم غذاپخته بود بده بیرون،مامانم اینا رفته بودن تو آشپزخونه کمکش من دیدم بابا بزرگم کلاه سرش کرد دستکشم دستش،رفت تو باغ کنار کندوی زنبورا هرچقدبم گفت برو توخونه میخوام در کندو رو ور دارم زنبورا بت حمله میکنن به گوشم نرفت که نرفت مام که کنجکاو، لجباز،فوضول فوضول ،فوضول:-Dموندم همونجا،آقا چشتون روز بدنبینه برداشتن در کندو همانا حمله زنبورا همانا:-(
باجیغ دوئیدم طرف خونه از سروصدام مامانم اینا با کفگیرو ملاقه و در قابلمه اومدن طرفم آقا اونا رو که دیدم بدترکپ کردم اونام با ملاقه و کفگیرو در قابلمه افتادن بجونم مثلا زنبورا رو بکشن زدن دکور صورتمونو آوردن پایین فرداش که بیدار شدم مث توپ گرد شده بودم!:-(داستان ماشده بود حکایت مردشورو مرده که با بیل کشتنش!
هم زنبورا بم حمله کردن هم مامانم اینا

 

 

 

 

ماشین جدید خریده بودم رفتم خونه بعد از اینکه ماشین رو گذاشتم توی حیاط ، موقع بستن در حیاط سرم خورد به جعبه پست و شکست و کلی خون اومد.
بابام گفت خدا رو شکر خونریزی هم شد دیگه لازم نیست گوسفند بکشیم.

 

 

 

داداشم و زن داداشم که تازه نامزد کرده بودن به طرز وحشتناکی تو حرف زدنشون عشقولانه بودن!اون موقع ها داداشمم 1کوچولو تپل شده بود 1دفه خونمون بودن زن داداشم اومد به داداشم 1چیزی بگه اولش اینطوری شروع کرد: گلکم...! بابامم 1نگاه به داداشم انداخت گفت به اینکه نباید بگی گلکم باید بگی گل کلم!!!!!ما ترکیدیم از خنده..... داداشم:((((((((((((((((
ما :))))))))))))))))))))

 

 

 

 

دخترا یه گوشی میخرن به ضخامت ۵ میلیمتر که راحت بره تو جیبشون بعدش بهش یه عروسک می بندن به ضخامت ۵ سانت که نره تو جیبشون . . .
خلاصه تکلیف گوشی رو مشخص کنید ، بره توی جیب یا نه ؟؟؟

 

 

 

زن باید از اینجا تا اینجاش النگوی طلا باشه،همه ش هم از خونه ننه ش آورده باشه،هی مرد بفروشتشون بزنه به یه زخمی

 

 

 

 

من نمیتونم اون پاپیونی رو که اندازه ی خرمگس آفریقاییه
و روی سر مقنعه ی بعضی دختر خانوما نصب شده درک کنم!
یکی توضیح بده لطفا .......

 

 

 

 

یه همسایه داشتیم به خانمش میگفت منزل. خانمش خونه ما بود.

اومد دنبالش .برادرم درو باز کرد.آقاهه گفت منزل ما اینجاست.

برادرم گفت: نه . منزل شما ته کوچه است.


بنده خدا در همه خونه هارو زده بود تا منزلشو پیدا کنه :)))))))))))))

 

 

 

 

به داییم میگم : دایی روزه نمیگیری؟ میگه : من پارسال یه روز روزه گرفتم ، هنوز گشنمه

 

 

 

یعنی میخوای نامزدت خر کیف بشه بهش بگو :

عزیزم دختر بعدی که من عاشقش میشم ,دخترمون خواهد بود.. :)