سوتیِ هر روزۀ من: میرم دوش میگیرم،از اونجایی که نمیتونم آّب سرد رو تحمل کنم،با آبِ گرم دوش میگیرم و بعدش آبُ سرد میکنم و میدوم اینور میدوم اونور...!!!

 

 

 

 

یه داداش کوچیک دارم بچه که بود تازه سریال پهلوانان نمی میرند رو گذاشته بود، تو همون قسمت اول یارو روش رو پوشوند و پهلوان خلیل رو کشت!

این داداش ما هم خوشش آمده بود، روسری به دهنش می بست و خطکش دستش می گرفت، داد می زد: من قاطر (قاتل) پهلوون خلیلم!!!!!

 

 

 

 

بعد از اون ماجرا من دوباره رفتم برای امتحان تو شهری..... سرهنگه گفت برو این ور اون ور رسیدیم به یه میدان شلوغ سرهنگه میگفت ترمز کن برو راست برو چپ ....... همینطوری داشت تو مخ من میرفت منم اعصابم خراب هول کرده بودم همینطور که سرهنگه داشت زر میزد گفتم : یه لحظه حرف نزن ببینم چه غلطی دارم میکنم... سرهنگ..:-/ خودم...:-S میدان...:| ماشین های دورو برم....X(

 

 

 

 

سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد...
فرشته ی نگهبان رو به آن سه دوست کرد و پرسید : یک سوال!!! الان که هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدن هاتون روی برانکارد در حال تشییع شدن بسوی قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست دادن شما هستند دوست دارین وقتی دارن از کنار جنازه راه می رن در مورد شما چی بگن؟
اولی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین پزشکان زمان خود بودم و مرد بسیار خوب و عزیزی برای خانواده ام.
دومی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین معلم های زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسیار بزرگی روی آدمهای نسل بعد از خودم بگذارم.
سومی گفت : دوست دارم بگن : نگاه کن داره تکون می خوره مثل اینکه زنده است

 

 

 

 

دختره عکسشو گذاشته......رفیقش کامنت گذاشته خوشگله.....اینم زده چشات خوشگل میبینه......بعد من زیرش کامنت گذاشتم: آره بنظر منم مشکل از چشاشه

 

 

 

ابوریحان در واپسین روزای عمرش به رفیقش گفته میمردی دوتا کمپوت میگرفتی دستت میومدی

ملاقات؟! بعد اینها کلاس میذارن میگن مساله علمی پرسیده ...

 

 

 

بعضی آدمارم باید در جای خشک و گرم نگهداری کرد از بس خُنــَـکـَـن 

 

 

دارم غرمیزنم این چه قیافه ایه من دارم.. 
عمه ام میگه غصه نخور زشتا خوش شانسترن!!

 

 

آقا فقط خواهشا مسخرم نکنین : ما بچه بودیم 8 سالمون بود خیلی از آمریکا میترسیدیدم اینم شده بود نقطه ضعفمون داییم بهم میگفت اگر اینکارو نکنی آمریکا حمله میکنه ها ! خلاصه یه روز تو حیاط خونمون بودم دیدم تو آسمون دود بلند شده درو باز کردم ما یه جایی زندگی میکنیم که 2 کیلومتر اونورتر سپاه است و دکل نگهبانی دارن من فکر کردم آمریکا بمب زده نگهبان دکل مرده ، چشمتون روز بد نبینه دروغ نمیگم شروع کردم تو کوچه جیغ زدن وااای آمریکا حمله کرد زدم زیر گریه ! بچه هایی که تو کوچه بودن جیغ کشیدن فرار کردن تو خونه هاشون آقا انگار واقعا حمله کرده بود مامانم زود اومد منو برد خونه ظهر که بابام اومد فکر کردن من جن زده شدم رفتن برام دعا گرفتن !!!! 

 

 

امسال زمان کنکور و اینا ما قبلش یکی از فامیلامون فوت شد همش پامون به بهشت زهرا بند بود . و خب دیگه اونجا هم که کلا بساط خوردن جوره ! ما هم خب دیگه میخوردیم می گفتیم خدا بیامرزتشون از این حرفا !!!

سر جلسه کنکور که نشستم، یارو وقتی کیک رو جلوم گرفتن با نهایت غرور گفتم خدا رحمتشون کنه :)))) 

 

 

 

 

تا حالا دقت کردین وقتی برمیگردیم خونه و میخوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیمُ برداریم ، با زانو و با زحمت زیاد میریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولی برگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرش رد می شیم !

 

 

 

یکی از دوستام تعریف می کرد سر یه چهار راه پا به کلاچ بود تا چراغ سبزشه،تا سبز شد حرکت کرد، یهو دید یه پیکان از جهتی که چراغ تازه قرمز شده بود با سرعت داره میاد ، نا خودآگاه زد رو ترمز و یه ماشین از پشت خورد بهش ، پیکان هم با سرعت داشت می رفت پلیس سر چهار از تو ماشین با بلند گو : کیشششش.....راننده پیکان، دیدی چیکار کردی !؟ و پیکان همچنان به راه خودش ادامه میداد !!

 

 

 

 

یه مرده با پسرش میره میوه فروشی داشته با صاحب مغازه حرف میزده که یهو پسره یه موز ورمیداره میخوره صاحاب مغازه داد میزنه آی توله سگ بذار سر جاش مرده میگه آقا بچه س نمیفهمه صاب مغازه میگه اگه نمیفهمه چرا پیاز ورنمیداره بخوره؟؟

 

 

 

 

می خوام گلکسی نوت بخرم، نه به خاطر امکاناتش،نه بخاطر کیفیتش بلکه به خاطر سایزش
آخه تنها گوشی موجود در بازاره که از سوراخ توالترد نمیشه!!! 
یعنی عمرا بیافته توی چاه!!! :)))))))))

 

 

 

 

عزیزم علاوه براینکه جات اصلا خالی نیست؛

سرِ اینکه کی جات بیاد دعواس...

 

 

 

 

 

یکی از نشونه های اعتیاد به اینترنت اینه که
وقتی از بیرون میای اول سیستمو روشن میکنی
که تا لباستو عوض کنی سیستم بالا اومده باشه
بتونی بری سر ِ اصل ِ مطلب :)))

 

 

 

 

امروز یه دختره میخاست پارک دوبل بره منم برو بچه ها رو صدا کردم که نیگا کنیم تا روحیمون عوض بشه ، لامصب یجوری پارک کرد که از پسر بودنمون خجالت کشیدیم

 

 

 

در لباسشویی اخیر متوجه شدم که داداشم ۶ ماه شورت منو میپوشیده من شورت اونو. گفتیم عوض کنیم الان یعنی؟ داداشم گفت بیا بندازیمشون دور

 

 

 

 

 

به دوستم میگم
خواب دیدم یه پام این دنیاس ، یه پام اون دنیا تعبیرش چیه؟
دوستم میگه : تعبیرو ولش کن !! 
همین که جر نخوردی برو خدارو شکر کن !!!

 

 

 

 

داشتم به این فکر میکردم چه کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد:

...
وقتی در اسانسور بسته میشه با صدای بلند بگین :

نترسین.. نگران نباشین ..لازم نیست خونواده هاتون رو خبر کنین چند لحظه دیگه در باز میشه.

وقتی همه سوار شدید و در بسته شد بلند بگید:
برای سلامتیه آقای راننده صلوات!!

وقتی از آسانسور پیاده میشین دگمه همه طبقات رو بزنین… مخصوصا اگه یه عده هنوز تو آسانسور هستن.{ خدایی خعلی حال میده } 

یه دوست خیالی تون رو جوری که انگار همراه شما هست به همه معرفی کنین و شروع کنین الکی باهاش حرف زدن.

رو به دیوار آسانسور در حالی که پشت تون به همه هست بایستین…
اگه شما نفر اولی باشید که سوار شدین به احتمال زیاد بقیه هم همین کارو میکنن.

یه دفه بگین : ای وای ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنین.

از همه آدرس ای- میلشون رو بپرسین و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنین.

توی یه دستمال فین کنین سپس به بقیه نشون بدین.

در کیفتون رو باز کنین و انگار یکی اون تو هست یواش بگین ..هوای کافی داری؟؟؟

هر کسی که وارد میشه باهاش دست بدین و یه سلام علیک حسابی بکنین و بگین میتونه شما رو جناب تیمسار صدا کنه.

هر از چند گاهی صدای گربه در بیارین.

به یکی از مسافر ها خیره بشین بعد یه دفعه بگین ..ا وه تو که یکی از اون هایی…بعد تا میتونین ازش فاصله بگیرین.

یه عروسک خیمه شب بازی دستتون بکنین و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنین.

هر طبقه که میرسین ..صدای دینگ در بیارین..بعد به یکی از مسافر ها بگین نوبت تو هست …خدا بیامرزتت.

یه صندلی (تا شو) با خودتون بیارین یه دوربین با خودتون بیارین و از بقیه مسافر ها عکس بگیرین.

البته اگه دیدین همون پایین تحویلتون دادن به بیمارستان از ما به دل نگیرین.

وقتی چند نفر پشت سرتونن و می خوان سوار آسانسور بشن .. وقتی دستگیره ی درب
آسانسور رو گرفتید تا باز کنید سریع دستتون رو بکشید انگار که برق گرفتتون فکر کنم بقیه با پله برن !!

وقتی آسانسور به هر طبقه رسید ، اعلام کنید ، مثلا بگید طبقهههههه پنجـــــــــــــــــــم

زیر لب این شعر رو باصدای آروم بخونید:
دارم میرم به تهرون …دارم میرم به تهرون ….(همزمان بشکن هم بزنید) دادادا دیدام دیمدام دام .. .. 
بعد هرکی نگاتون کرد ساکت شید روشو برگردوند دوباره از اول !!!!

تا سوار آسانسور شدین یه هات داگ نیم متری از تو کیفتون در بیارین شروع کنید با ولع بخورید همزمان ملچ ملوچ هم بکنید

وقتی همه داشتن پیاده میشدن بگید: 
مسافرین عزیز کاپیتان با شما صحبت میکنه به امید دیدار شما در پرواز های بعد…

 

 

 

 

رفتیم خونه یکی از دوستان ،خانومش حامله است
پسر کوچولوشون کنار مامانش نشسته بود و هی به شکم مامانش دست می زد.
مادرش خیلی با احساس و مادرانه بهش گفت:
پسرم! خواهر دوست داری داشته باشی یا برادر؟
پسره هم یهو گفت:

من سگ می خوام !

 

 

 

مادرم، پیامبری بود، با زنبیلی پر از معجزه
یادم نمی رود، در اوّلین سوزِ زمستانی
النگویش را، به بخاری تبدیل کرد....!!