با تشکر از خانم پروانه و کیمیا که برام جوک فرستاده بودن

 

یعنی خدا آدمو ناقص بدنیا بیاره ولی بچه آخر نکنه اونایی که آخری هستن میدونن چی میگم 
اشغال ما باید بزاریم
سره سفره هرچی یادشون میره ما باید بیاریم حالا هر چند بار میخاد باشه غذا کوفت میشه 
جمع ها صف نونوایی ما باید وایسیم همه خوابن ما ۷ صبح باید بیداری شیم 
هرچی گم میشه گردن ما هست 

بابام کلیدش یادش میره ببره به داداشم میگه بعد اونا به من میگن 
در کل همه کار گردنه ما هست آخر سر هم میگن تو کاری نمیکنی :|
:))))))

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عروسى داداش دوستم بود بعد یه آقای خیلی شیک و خوشگل اومد تو گفت دستشویى کجاست? یدفه بابای دوستم حول کرد اومد کلاس بزاره روبه من گفت: محمد جان این آقارو ببر دستشویى رو براش معرفى کن !!
من :D

 

 

 

 

یارو هر شب می شا...ید به خودش.
یه شب ن...اشید از خوشحالی ر...د به خودش .

 

 

 

 

واسه شمام پیش اومده؟!

با دوستم رفتم بیرون مامانم زنگ زده: کدوم گوری هستی‌ زلیل مرده؟ [:O]
(اولین کاری که می‌کنم صدای گوشیمو کم می‌کنم)

من: سلام مامان جان من با دوستم بیرونم خوبی‌؟

مامانم : مردشور تو و دوستت با هم :|

(ترررق گوشی رو میذاره)

من:آره مامان جان چشم حتما

مامانم:بیب بیب بیب بیب

من:چشم زود میام

مامانم:بیب بیب بیب

من: قربونت خداحافظ عزیزم

مامانم :همچنان بییب بییب بیییب !

 

 

 

 

 

 

میخوام یه عروسی بگیرم همه کسایی که میپرسن چرا زن نمیگیری رو دعوت کنم یه شام بهشون بدم که دیگه نپرسن.

 

 

 

 

 

توی ایران عادت شده که هر وقتی به هر شکلی سرقتی اتفاق بیوفته
اعم از: خونه، ماشین، مغازه و …
همه متفق القول می گن: دزده آشنابوده
حالا من توی این فکرم که : دزدها جزو آشناهای ما هستند یا آشناهای ما دزدن !

این مطلب رو از یکی از آشناها دزدیدم

 

 

 

 

100تومن توی سوپرمارکت کم اوردم،
یه بسته آدامس از کیفم در اوردم و بهش دادم؛
دیدم داره چپ چپ نگام می کنه،
گفتم : "روز، روزِ انتقامه"

 

 

 

 

آدم باید یه یخچال بغل تختش داشته باشه نیم ساعت یه بار یه بالش از توش در بیاره قبلیو بذاره تو

 

 

 

 

میگن هیچ جایی مثل خونه ی خود آدم نمیشه
این حرف درسته ولی ناقصه باید آخرش می نوشت
مـــــخــــصــــوصــــا دســـتــــشــــویــــی 

 

 

 

 

 

آل پاچینو:
وقتی بچه بودم،دعا میکردم که خدا به من دوچرخه بده،بعد فهمیدم که تخصص خدا در دادن چیزهای دیگه س،بخاطر همین یه دوچرخه دزدیدم و از خدا تقاضا کردم که منو ببخشه!!!

 

 

 

 

مثانه ولی بهش میخوره اسم دختر باشه. مثانه جان بیا ببین بابا چی خریده برات.

 

 

 

وقتی ناراحتین از ۱ تا ۱۰ بشمرین. اگه آروم نشدین تا ۲۰ ادامه بدین

نشد تا ۳۰ و همینجور ادامه بدین تا بشین.

من الان به ۲۱۶۶۶۵۰۰۰۹۶۸۷۱۱۲۰۰۱۲ رسیدم

 

 

 

 

یه زمانی بود بابام با مادرم دعوا میکردبابام منو شاهد می گرفت ،بعدش مادرم منو میزدهر وقتم مادرم منو شاهد می گرفت بابام منو میزدیه بار اومدم خلاقیت به خرج بدم گفتم :من هیچی ندیدم جاتون خالی از جفتشون کتک خوردم

 

 

 

 

 

وقتی پشت آیفون میپرسی: "کیه؟"
95% مردم میگن "باز کن" ، 5% باقیمونده هم میگن :"منم" :|

 

 

 

 

به سلامتی دلمون که مثه جیبمون هیچی توش نیست !

 

 

 

 

داداشم این همه به خودش زحمت داده پسرشو مدرسه غیرانتفاعی ثبت نام کرده حالا از برادرزادم میپرسم دوس داری بزرگ شدی چه کاره شی؟ میگه فلافل فروش.

 

 

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیچ کس نبود) در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند… حالا می فهم، ما با قصه خواب نمی رفتیم. همون اول هنگ می کردیم!!!

 

 

 

خانمه ۲۰۶ رو زده به تیر برق ، ماشین نصف شده ! به افسر میگه یعنی اشتباه از من بوده ؟ افسر : پـَـــ نــه پـَـــ علت حادثه خواب آلودگیه تیر چراغ بوده !

 

 

 

معلم: رضاجان می تونی با حیدر یه جمله بسازی؟ رضا: بله آقا! رفتم در خونه ی حیدر، هِی در زدم هِی در زدم، حیدر اومد، حیدر رو هم زدم!!

 

 

 

 

از اونجا که شتر در خواب بیند پنبه دانه ،گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خود دونستم بیدارت کنم ; آخه داشتی بالشو می خوردی