مردی گفته بود: " از خانواده‌ام می‌خواهم مراقب یکدیگر باشند و همه آن‌ها را دوست دارم".

دیگری گفته: "‌این سرنوشت است این زندگی است من در انتظار شما هستم اما شما مرا فراموش کنید".

یک مرد سیاهپوست: "‌پدر مرا به خانه ات ببر من برای رفتن حاضرم".

مردی سفید‌پوست: "‌ای مرگ شتاب کن".

مردی سفید‌پوست: "‌من گناهکارم و مجازاتم مرگ است پس ای شاهدان زنده مردنم را به نظاره بنشینید".

مرد قاتل: "‌چهره قربانیم را هرگز فراموش نمی‌کنم لبخند او در ذهنم است پس بهتر است به سوی او بشتابم".

مادری که فرزندش را کشته بود: "‌فرزندم تورا دوست دارم. نمی‌خواستم بمیری‌. منتظر باش که به تو می‌پیوندم".

قاتلی جوان: "‌شیطان در کمین است. مراقب باشید در وجودتان رخنه نکند تا به سرنوشت من دچار شوید".

قاتل یک نوزاد: "‌چه می‌توانم بگویم مگر من به انسانی که کشتم پیش از مرگ مجال سخن دادم پس حقی برای ادای کلام ندارم".

مردی سیاهپوست: "بی گناهم و شاید روزی این راز فاش شود اما با قلبی مطمئن از بی‌گناهی‌ام به سوی مرگ می‌روم".

 

یک عرب :یه آدامس بهم بدین هر وقت تموم شد اعدامم کنین

اگر شما محکوم به مرگ بودین چی میگفتین؟