آیا میدانید این وبلاگ را پنج دختر خانم دانشجو مینویسند که دمار از اعصاب بنده در آورده اند ؟ 

آیا میدانید در خواست ساده ای از آنها داشتم که با خواهش با التماس با خوشرویی با پرخاش بارها و بارها از آنها در خواست کردم ولی هر بار مرا پیچاندند ؟

شاید باور نکنید ولی اینها از قدیمی ترین خواهر هایم هستند که اینطور با احساساتم بازی کردند .

 

نازنین ، مینا، راحله، رویا و شیما

حالا از دیگر خواهرانم کمک خواهم گرفت .

لطفا به ادامه ی مطلب بروید .


تا حالا شده دلتان یک چیز ساده بخواهد و به شما ندهند ؟ چیزی که انجامش برای دیگران خیلی ساده است و برای شما ممکن نیست ؟ مثلا دوست داشته باشید با برادرتان به پارک بروید ؟ یا دوست داشته باشید پدرتان برایتان یک کادوی هر چند ناقابل بخرد ؟ یا وقتی بچه بودید (البته فقط خانومها) مامانتان اجازه بدهد کفش تخ تخی اش را بپوشید (کفش پاشنه بلند) ؟ 

خوب حدود یک سال پیش من هم با وبلاگ دیوار نوشت کوچه پشتی آشنا شدم . از همان اول که دیدم نازنین و مینا و راحله و رویا و شیما (یعنی پنج دختر خانم ) نویسنده ی آن هستند یک رویای پاک و کودکانه در دلم جوانه زد . آنها عادت داشتند هر چند وقت یکبار اتفاقاتی که برایشان در حین روز می افتاد را به سبک دفترچه ی خاطرات بنویسند . خوب من هم پیش خودم فکر کردم چه خوب است اگر یک بار این پنج نفر همدیگر را حسابی کتک بزنند و خاطره اش را بنویسند . پس دست به کار شدم و کم کم با آنها دوست نتی شدم . و هی برایشان تند تند کامنت گذاشتم . در اسفند ماه سال گذشته بالاخره از آنها درخواست کردم که محض تفریح ما کمی همدیگر را بزنند . اما از آن روز تا به حال همه اش دارند به من وعده ی سر خرمن میدهند . پس من از شما خواهر و برادرانم در خواست عاجزانه میکنم تا به وبلاگ آنها رفته و همگی از آنها این در خواست را بنمایید شاید وقتی شور و شعف فوج ما را ببینند یک حرکتی بکنند . من از شما خواهران و برادرانم در خواست میکنم که همگی به وبلاگ آنها رفته و درخواست روح پاک و لطیف خود را برای آنها بنویسید شاید مسئولان این وبلاگ برای ما لحظاتی نشاط آور خلق کنند. به نظر من این حق ماست که بخواهیم بدانیم زور کدامیک از آنها بیشتر است . به نظر من این حق ماست که بدانیم در زمان جنگ این پنج دختر کدامیک میتواند گیس بقیه را بیشتر بکند . مسئولان وبلاگ دیوار نوشت کوچه ی پشتی آیا از نظر شما یک خانم در موقع خشم همیشه باید در چنین حالتی باشد ؟

یا فوقش در چنین حالتی؟

 

یا دیگر فوق فوقش بدین سان عمل کند ؟

و یا اینکه جنگ را با اینگونه لوس بازی ها اشتباه بگیرد؟

 

 

نه خواهرانم اینها جنگ نیست . جنگ حداقل چنین حالتی دارد

اگر کسانی هستند که میگویند خانومها با هم دعوا نمی کنند پس به من بگویند این افرادی که در عکسهای زیر هستند شلغم یا کدو تنبلند ؟

 

از دید من که اینها بیشتر به کدو تنبل میخورند . چرا؟ چون تنبل هستند و حال دعوا ندارند.

برای اینکه تنبلی خود را توجیه کنید نگویید نه اینها بی تربیتند . نه هرگز! دختر دعوا کن بی تربیت نیست او یک فرشته است . یک کتک کار  و یک جنگ آور است . و تاریخ ثابت کرده همه ی این خانمها شوهرانی پولدار و خوش تیپ و باکلاس و با هوش و چشم خانم گو و زن ذلیل و امر بفرما خانم بدست آورده اند. نازنین مینا راحله و شیما دعوا کنید تا همگی دعا کنیم کبودی های زیر چشمتان بعد از دعوا زود خوب شود . ببینید استارت کار را میتوانید دو به دو یا سه به دو یا هر جور مصلحت میدانید اینگونه شروع کنید .

و یا یک بهانه از طرف گرفته وه و اینگونه آغاز کنید .

در حین دعوا از خنده و لوس بازی بیجا پرهیز کنید و در تمام مدت جنگ خود را در این قالب تصور کنید .

آرزو میکنم که هرچه زود تر با هم دعوا کنید و گیس همدیگر را بکنید و تا ارتفاع دومتری محل نبرد دل آورانه یتان پر از گیس کنده شده باشد .

و اما خواهران و برادران خوانندهی وبلاگ من از شما عاجزانه استدعا دارم به وبلاگ این دخترها بروید و در زیر در خواستهای من در اولین پستی که میبینید در خواست خود را برای جنگ اینها بگذارید و با تمام توان فتنه انگیزی کنید و حتما از آنها بخواهید یک مدرک تصویری (مثلا عکس گیس های گنده شده یشان را که در مشت میفشارند) به ما ارائه دهند . منتظر حضور مقتدرانه ی شما در آن وبلاگ هستم . خواهشا تنبلی نکنید . آبجی زهرا ، روشنک ، نیوشا ، رها ، سمیرا ، آذر ، باران، مالی ، سمی ، کیمیا ، کیمیای 2 ،سوگند، مهندس اموات ، تازه وارد ، نیلوفر، زبل خان ،شیوا ، پماد،زی زی ، آرام ،مهدخت،رویا ، صوفیا ، مرجان ، نیکا ،حدیث و (هرکس از قلم افتاد ببخشه چون دیگه ذهنم یاری نکرد)... به این وبلاگ حمله کنید و درخواست بارانشان کنید و بدانید که ما میتوانیم و حق داریم تفریح کنیم . (در ضمن سرویس برادران هم دم در محیاست) .

اینم آدرس وبلاگشون 

http://www.pardisolmamalek.blogfa.com/