اگر مایلید به ادامه ی مطلب برید .قلب


مکالمه ی چند ساعت پیش من و متین :

: الو

:بنال متین

: ها ! چیه ؟ دیگه به من زنگ نمی زنی؟

:آخه روان پریش من کی به تو زنگ میزدم که این بار دومم باشه؟

:چته ؟ انگار دلت پره ؟ اصلا می خوای قطع کنم؟

:آره تورو خدا قطع کن .

:قطع نمیکنم .

: خوب بابا بنال ببینم چه مرگته نصف شبی بهم زنگ زدی؟

: چته ؟ مردتیکه عصبی ،اصلا خودت بنال ببینم چه مرگته نصف شبی بهت زنگ زدم ؟

:هرهرهرهرهرهر (صدای خنده ی داش دیوونه)

:زهر مار تو چشمت کور(این یک اشتباه تایپی نیست) با این صدای نره خرت .

: احمق نمیگن که با این صدای نره خرت میگن با این صدای نره خربزه ات .

: خو(ب) همو(ن) حالا هرچی . هرچی مو (من) هیچی نمی گوم (نمیگم) قلپ قلپ (؟) میخنده . انگار فول (سوتی) کردم . نه مو (من) فول کردم ؟ ها ؟

: نچ ، اصلا .

: خو (ب) برا (ی) چی میخندی ؟ ها فقط جا خربزه گفتم خر ای (ن) دیگه خنده داره ؟ اصلا می خوای قطع کنم ؟

: آره

: خو (ب) نمیخوام قطع کنم .

:خوب قطع نکن .

: می گم مو (من) برا چی به تو زنگ زده بودم ؟

:برای جریان اردکها (الکی گفتم )

:کدوم اردکها ؟

:همونا

: کدوما ؟

: اونا

:کو اینجا اردکی نیست ؟

:پس چرا داری یه ساعته درباره ی اردک با من حرف میزنی ؟

:چی میگفتم ؟

:که فیل سوسک دوست داره

: خو(ب) ای (ن) چه ربطی به اردک داره ؟

:خوب اردکها هم سوسک دوست دارن . فیلها هم دوست دارن گفتی ممکنه سر سوسک با هم دعواشون بشه ؟ یادت نیست ؟

:ها، ها چرا ؟

:خوب حالا بقیه اش رو بگو .

: خو میخوای بقیشو تو خودت بگو ولی نه برا (ی) ای (ن) زنگ نزده بودم .

:ها شاید زنگ زده بودی بگی که میخوای یه چیزی بگی؟

:ها ها یادم اومد، امروز سینا رو دیدم گفت از ... (داش دیوونه)  خبر کجاست چیه (منظور خبر داریه) گفتم به تو ربطی نداره که مو (من) از کی خبر دارم یا ندارم مگه مو مامور ناسام (احتمالا فکر میکنه ناسا یه ساز مان جاسوسیه) پدر ... گه بی همه چیز... به مرگ ننه ام اومدم با مشت ببافم (بزنم)پا چشش خودش کوتاه اومد . گفتم بهت زنگ بزنم جریانو بگم یهو نیاد پشت سر مو (من) صفحه بذاره تو هم مثه بقیه با مو (من) بده (بد) بشی .

: نه خوب کاریش کردی ، الان من با تو خوبه ام .

:خوبه ای ؟

: آره به جان تو اصلا تو خیلی ...

مردتیکه بی خدا حافظی قطع کرد

حالا سینا(یکی از بچه های قدیمیه الان عسلویه کار میکنه و کم میبینیمش) عصر اومد دفتر پیشم وگفت بابا این متین هر روز داره حالش خرابتر میشه  تو خیابون دیدمش حالتو ازش پرسیدم وسط خیابون عربده میکشه میگه مگه من فیفام (اون لحظه فکر میکرده فیفا اداره ی جاسوسیه ) که ازم آمار میگیری ؟ منم تند خدا حافظی کردم و در رفتم بعد تو خیابون پشت سرم داد میزنه جاسوس پرسپولیسی هو هو جاسوس پرسپولیسی هو هو .(جالب اینه که خود متین پرسپولیسیه ده آتشه است و برادراش استقلالین و هر روز تو خونه سر این تیمها دعوا و بزن بزنه و سینا اصلا تو نخ فوتبال نیست.) بعد رو کرده به مردم و داد میزنه بزنیدش این دیوونه رو ...

البته متین اینقدر حالش بد نیست ها . شک نکنید تو خونه با ننه اش دعواش شده (دعوای همیشگیشون سر اینه تو چرا مونه (منو) زاییدی)بعدم داداشاش زدنش از خونه انداختنش بیرون . و کامل قاط زده . والا اگه همیشه حالش اینقدر بد بود براش تیمارستان اجاره میکردیم .

 

امروز میخواستم یه چیز دیگه واستون بنویسم ولی این تر و تازه بود گفتم بذار اینو واستون بنویسم .کاشکی خوشتون اومده باشه . آخه بعضی چیزا فقط واسه خود آدم خنده داره .تعریفشون که میکنی زیاد باحال نیستن .

قربان محبت همتون  داش دیوونه (نظریادتون نره)