این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی... خسته می شوند از رنگ تکراریت، 
این روزها دوره ی رنگین کمان هاست... "

 

 

 

 

عاشق این مادرایی هستم که فک می کنن همه دخترا واسه پسراشون تور پهن کردن!

 

 

 

 

 

تا حالا شده چند دقیقه تو آفتاب باشی، بعد که بیای داخل خونه، همه جا رو واسه چند لحظه تاریک ببینی؟
من وقتی اومدم خونه دیدم خواهرام مثل همیشه کنار هم نشستن و با هم صحبت میکنن.
منم که اون روز خیلی شنگول و سرخوش بودم، رفتم طرفشون و با یه لحن مسخره گفتم: ســـلـــااااام...
و به شوخی، خیلی محکم! بهشون دست دادم.
یه لحظه احساس کردم جو سنگین شده و کسی چیزی نمیگه!

چشمام که باز شد و همه جا کم کم روشن شد، دیدم
دختره همسایس که پیش خواهرم نشسته!
از اون دخترای محجوب و خجالتی که حتی خیلی آروم جواب سلام رو میدن. بنده خدا تا چند دقیقه تو شوک بود. و تا مدتها وقتی منو میدید خیلی زود روسریشو میکشید جلو و خودشو جمع و جور میکرد

 

 

 

 

 

تو کوچه منتظر دوستم بودم تا از خونشون بیاد بیرون ...
دیدم یه درِ آینه ای بزرگ جلومه ...
اول رفتم جلوش و موهام رو مرتب کردم و بعدش نمیدونم چرا مرض گرفت منو توش برا خودم ادا در میاوردم ...
بعد از 2 دقیقه یه زنه در رو باز کرد و با خنده گفت:
خدا پدر مادرت رو واست نیگه داره که دلمون رو شاد کردی.
کل خانومای داخل آرایشگاه رو از خنده پهن کردی رو زمین
:))))))))))

 

 

 

 

میدونستید بر طبق قانون اگه ۱ مرد با ۱ زن مجرد تصادف کنه

و منجر به نقص عضو او بشه باید با او ازدواج کنه ؟

فقط هول نشید ...خیابون پر ماشینه


این ماشین نشد ... ماشین بعدی

به امید موفقیت ! 

 

 

 

 

 

 

یه استاد داشتیم لامصب خیلی کم نمره میداد ... 
اخرترم رفتیم نمره هامونو دیدیم ... دیدیم هممونو انداخته ... گفتیم چی کار کنیم حالشو بگیریم ؟ 
چند روز بعد با چند تا ازدوستام یه سطل آب برداشتیم رفتیم دمه خونش کمین کردیم و منتظر شدیم بیاد بیرون ... خلاصه استاد اومد بیرون رفتیم پشت سرش صداش کردیم : استاد ؟ 
تا برگشت سطل آبو خالی کردیم رو سرش گفتیم : اســـــــــــیـــده !!!! 
و در رفتیم بیچاره استاده تا دقیقه کف کوچه پهن شده بود و داد و فریاد میکرد ... 
:))))))))))))))))))))

 

 

 

 

دقت کردین همیشه گو.....و ها
عطر های خوبی استفاده می کنن

 

 

 

 

این پفک جدیدارو تف میزنی نمی چسبن به هم . از قصد اینجوری ساختن تفریحاتمونو ازمون بگیرن!

 

 

 

 

خودت را برای دیگران آرام آرام ورق بزن.چون اگر تمام شوی سریعا میروند سراغ دیگری!!

 

 

 

 

دقت کردین این گربه ها هم آدم شدن واسه ما ؟ 
قبلنا هیبتی داشتیم.از دور پخ میکردیم 3متر رو هوا بودن، 
حالا از کنارمون رد میشن،نگاه معنادار چن ثانیه ای هم میکنن! 
همینمون مونده به نشانه افسوس سرم تکون بدن!!

 

 

 

 

 

یکى از اساتید بازنشسته ى‌ دانشگاه تعریف مى کرد:
پس از سال‌ها یکى از شاگردان خود را که به حمق و بى هوشى مشهور بود و خصوصا در ریاضیات بدترین نمره ها را مى گرفت دیدم که بسیار ثروتمند شده است.
با تعجب از او پرسیدم : "با آن همه نفهمى و کودنى و حساب ندانى چنین ثروتى را از کجا به دست آورده اى؟!"
گفت: " با صاحب یک کارخانه ى چینى سازى مرتبط شده ام. یک سرویس چینى را از او به ده هزار تومان مى خرم و به سى هزار تومان مى فروشم و به همین سه درصد قانعم ...!

 

 

 

الان وبلاگ یه دختره رو دیدم اسمش فوفولی فو بود. اومدم اسمشو بخونم صفحه مانیتور پرِ تُف شد!!

 

 

 

 

همیشه گوشیم که زنگ میخوره میذارم چند ثانیه بگذره بعد جواب میدم... اینطورى فکر میکنن ماهم کار و زندگى داریم