یکی از فامیلامون بیمارستان بستری بود دیگه نمیتونست حرف بزنه فقط میشنید . همه فک و فامیل ناراحت بودن یه پسر دایی بچه داشتم حدود 10 ساله یهو برگشت به مادرش گفت : مامان ، عمو مثل تلفن خونمون یه طرفه شده؟؟؟

 

 

 

 

توی ماه رمضان یه شب افطاری دعوت شدم خونه دوستم،کلی غذا درست کرده بودو تدارک دیده بود یکی از دوستام یعنی می خواست تشکر کنه گفت:فاطمه جون چرا انقد خودتو تو زحمت انداختی یکم آش می خریدی خوشمزه ترم بود!!!

 

 

 

 

دیروز مامانم چایی آورده با طعم پرتغال 
مامان:خوش طعمه؟
من:آره چای طعم دار خریدی؟
مامانم:نه چای سادست
من:په چجوری طعمه پرتغال میده؟

مامانم:از طعمه قلیونت ریختم توش که مزه پرتغال بگیره :))
مامانم:)))
من:(((
سرطان:))

 

 

 

 

 

 

 

پسرخالم کوچیکه اومده ب دخترداییم (نی نی در راه داره) میگه انقد آب نخور بچت غرق میشه :)

 

 

 

 

 

چند سال پیش یکی زنگ زده بود خونه ی عموم،زن عموم گوشیو برداشتع بود بعد کلی سلام واحوالپرسی به زن عموم گفته بود:
ببخشید خانم محترم من از مخابرات مزاحمتون میشم، میخوایم مخابراتو بشوریم لطف کنید تلفنتونو از پریز بکشید که خدایی نکرده تلفن نسوزه!
زن عموی ما هم بعد کلی تشکر تلفنو کشیده بود و رفته بود به همسایشون خبرو بده که اونام سیم تلفناشونو بکشن!
جالبیش اینجاست یکی از همسایه ها با ناراحتی بهش گفته بود شماها پارتی دارین تو مخابرات پس چرا به ما زنگ نزدن

 

 

 

 

 

 

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﺍﺯ ﮔﻮﺭ ﭘﺎﺷﻪ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ
ﺷﻬﺮ یه ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻪ : ﺁﺧﻪ، ﻓﻠﺪﻭﺳﯽ، ﻋﺠﯿﺠﻢ
، ﺷﺎﻋﻠﻢ
ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻬﺶ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻩ؟

 

 

 

 

یه وقتایی هم اینقدر به آدم میگن تو باید محکم باشی تو باید محکم باشی که احساس میخ طویلگی به آدم دست میده !!!

 

 

 

 

 

 

من مورچه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود ... خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدم است..

 

 

 

 

 

 

کلاس اول راهنمایی بودم...اون موقع خیلی خیلی با دوستام تلفن حرف می زدم....کلی پر حرف بودم! آقا یه روز رفتم دم خونه دوستم که بیاد پائین باهم بریم بیرون داداشش اومد دم پنجره منم یهو هل شدم(طبق عادت معمول پشت تلفن) گفتم : الو؟؟سلام! رضا هستش؟ داداشش هم نه گذاشت نه برداشت گفت: گوشی دستت صداش کنم!

 

 

 

 

من اگه فامیلیم صالح بود، بدون شک اسم دخترمو میذاشتم ساحل تا زبون و مغز گوینده اسم به هم گره بخوره:)))))

 

 

 

 

همین امروز خودم را میفروشم 
به کسی که مرا به هیچ چیز این دنیا نفروشد.....!

 

 

 

 

گل در اومد از حموم !
سنبل در اومد از حموم !
.
.
.

آواز پدرم بعد از در اومدن از حموم !

 

 

 

 

من اینقدر روشنفکرم که بعضی شبا نورش نمیزاره مامانم اینا بخوابن 

 

 

 

 

خر شرک : برای همدردی با جگر دیگر جلوی دوربین حاضر نمیشوم

 

 

من اینروزا جرات ندارم با کسی دردودل کنم! 
یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمیکنه !

 

 

 

 

ای کاش باران بودم تا غبار از صورتت میشستم...
خودت که سال به سال صورتت رو نمیشوری.

 

 

 

 

 

 

خواهر دوستم سوم دبستانه. داشتم بهش دیکته میگفتم.
بهش میگم شوهر چندتا حرف داره؟
میگه: اگه پیداشه حرف نداره.