آبجی مهدخت خداییش اینو نوشتم که شاید بتونم فقط یه لبخند بهت هدیه بدم پس جون همه ی ما بچه های این وبلاگ یه لبخند بزن قلب

 

 

 

بقیه در ادامه ی مطلب 


مهدخت خواهر خوبم این پست تقدیم لبخند تو باد

 

امروز میخواستم یه خاطره براتون بذارم اما رفتم وبلاگ مهدخت و آخرین پستشو خوندم دلم  آتش گرفت  و تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم و اون خاطره رو ذخیره کنم برای روزهای گرفتاریم .

 

بچه ها خدا شاهده این وصیت نامه ی منه که یکی یه نسخشو دادم به همه ی آشنا ها یکیشم گذاشتم تا بدم به پسرم ارشک .

 

همسر گرامی فک و فامیل و دوستای عزیز و پسرم ارشک و پدر و مادر گرامیم( البته اگه اینقدر کنه اید که من مردم و شما هنوز دارید زندگی میکنید) و (ن) و (م) برادر های بی خاصیتم  و میترا و ویدا و سعید پلاستیکهای مجسم . الان حتما من مردم که شماها دارید این وصیت نامه رو دوباره میخونید . مردونه چقدر خوشحالید ؟ چند نفرتون داره میگه بالاخره خدا به زمین گرمش زد ؟ اگه انتظار دارید به هیچکدومتون بگم ببخشید شرمنده خداییش این تو کار ما نیست هر بلایی هم که سر هر کدومتون آوردم  کلی بامزه بوده و واستون خاطره شده پس این به اون در . میترا جیغ نزن سرم رفت ابله . ن و م (برادرام) اون قیافتونو درست کنید بچه ها میرن پشت سرمون بهمون میخندن . سعید تو هم نمیخواد گریه کنی و به بهانه ی گریه واسه ی من هی مفتو بگیری ، خوب قشنگ برو یه جا بینی تو خالی کن (هوی رو قبر من نه ها) . (ش) بی زحمت با کسی دعوا راه ننداز که چرا قیافش یه جوریه ، من دیگه زنده بشو نیستم حالا دعوا راه بندازی یا نه فقط حواست باشه از این بچه سوسولا دور و بر قبر من نپلکه . اسی ارواح مادرت تو خفه شو و سر قبرم عر عر نکن با اون صدات، فقط شب اول قبر یه سری به قبر من بزن شاید نکیر و منکر از اون قیافت ترسیدن و در رفتن و من راحت شدم . پژمان جان خدای حافظه بی زحمت قبر منو درست حفظ کن جاش کجاست  نری هی سر یه قبر دیگه اشتباهی فاتحه بدی هارد کوانتوم لیزر . کیوان تو مراسمم  نمیگم نخور ولی اینقدر کوفت نکن که وسط سفره رو ملت بالا بیاری . ارشک یه کم غذا بیشتر بگیر بده کیوان با خودش ببره خونه . عمو (ع) (بابای میترا) نری رو قبرم یه هشت واحدی بیاری بالا روحم زیرش گیر کنه ها . زن عمو (مامان میترا) خداییش چی میخوردی منو شیر میدادی که هیچوقت نمیتونستم آروم بشینم سر جام همیشه فکر میکردم تو اون یه سالی که منو شیر میدادی قبلش باروت میخوردی . همسر گرامی تو هم آبغوره نگیر همه میدونن خیلی هم خوشحالی من مردم اصلا نکنه تو چیز خورم کرده باشی ؟ اگرم کردی من همین الان بهت رضایت میدم چون حق داشتی . ولی میدونی جیگرم از چی حال اومد از اینکه دیگه نمیتونی ازم مهریه ات رو بگیری . در ضمن حالا که دستت بهم نمیرسه بذار بگم  قیمه هات خیلی مزخرف بود . سوپ سبزی و قارچت هم مزه ی خر میداد . حواست باشه ایل و طایفه ات به بهانه ی مرگ من نیان یه چهل روز هی چیز بخورن ها!!! که ازشون نمیگذرم . در ضمن اون حلقه ی ازدواجونم بده به ارشک ببره بفروشه و همشو سنبوسه بخوره .  راستی پژمان هر وقت وقت کردی بیا سر قبرم اون انشاتو بخون تا روحم شاد بشه . در ضمن فامیلهای سببی عزیز تا با دخترای فامیل ما یا پسرای فامیلمون ما دعواتون میشه روح منو با دستشویی خونتون اشتباه نگیرید ها !!! اسی مسئول برخورد با متخلفینه . (ش) تو هم یکم بیشتر حرف بزن چون همیشه صدات رو دکمه ی استوپه . در ضمن کیوان یابو اون خیارو بذار سر جاش چیه ؟چرا ناراحت میشی؟ مردتیکه شدی دو تن و نیم ، اصلا وصیت میکنم تو هم رژیم بگیری. میترا خفه ! خفه ! کر شدم! ویدا تو هم مثه این اردک پلاستکی زردا که بچه ها میبرن تو حموم جیغ جیغ نکن . سعید تو هم وقتی داری اینو میخونی اینقدر اون عینکت رو بالا نبر جون تو روحم از دست اینکارت اسهال خونی گرفت . ن وم (داداشام) اگه سر قبر لوس بازی درآرید و بگید کمرم شکست و از این زر زرا کنید میام تو خونتون و همه چیزاتونو میشکنم تا از ترس خودتونو خراب کنید . خوب جماعت عزیز بعد از مراسم خاکسپاریم همه بیاین خونه ی ما و اون عکس گنده رو که واسه سر خاکم درست کردید و بذارید وسط و همگی قیافمو مسخره کنید . و ارشک (اگه بزرگ شده و در غیر اینصورت داداشام) موظفن به کسی که خنده دار ترین جمله رو گفت یه جایزه ی تپل بدن   بعدم عکسمو بذارید تو حیاط و همگی نفری یه تیر با تفنگ بادی بهش بزنید تا روحتون شاد بشه ، خجالت نکشید چون هر کس تو فامیل میمرد من همیشه آرزو داشتم با عکسش همین کارو بکنم و چون بالاخره با کلی از شما ژن مشترک دارم ممکنه این آرزوی شما هم باشه . بعد همتون موظفید با مزه ترین بلایی رو که سرتون آوردم برای بقیه تعریف کنید و همه هم باید بلند بخندن .متین رو هم بیارین و مجبورش کنین تند تند حرف بزنه تا سوتی بده و دل ملت رو شاد کنه . کیوان سیبو بذار سر جاش . میترا یادته معلم ریاضی گرفته بودی سگت تو کفشش پی پی کرد ؟ من پی پی سگ رو گذاشتم اون جا چون پاشنه ی کفشش خیلی بلند بود لجم گرفت اگه دلت خواست برو از طرف خودت ازش عذر خواهی کن . ارشک جان قیافه ی یتیم ها رو به خودت نگیری ها حساب کن الان همه ی چیزای من مال تو شده برو عشق و حال کن و همشو به باد بده بذار خوش باشی نترس بعدا خدا دوباره بهت میده . اگه هنوز زن نگرفتی و اگه شد عروسیتو یه جا بگیر که صدای هلهله و شادیشو منم بشنوم . بعدا بچه هاتو هم بیار تا به قبرم جیش کنن براشونم بگو من چه بابای باحالی بودم تو هم مثه من برای بچه هات باحال باش وصیت هم بکن که اونها هم همینجوری باشن و همین وصیت رو بکنن . ارشک نا راحت نباش یادته بچه بودی بهم گفتی از رو دیوار بپرم و منم پریدم و پام شکست و تو اون بالا به من که داشتم درد میکشیدم چقدر خندیدی ؟ حالا هم مثه همون موقع بخند چون الان دیگه دردی نمیکشم که تازه شک نکن خوشحالم هستم . در ضمن نبینم کسی واسه ی من سیاه بپوشه ها همگی شیک و رنگارنگ باشین . و در آخر آرزو میکنم هر کس به وصیت من عمل نکرد اولین کسی باشه که تو اون دنیا میاد به دیدنم . کیوان آخه چند تا پرتقال؟

مردشور تک تکتونو ببرن

داش دیوونه

بای بای مارفتیم، بای بای مارفتیم.

 

البته خداییش یه نصفشو حذف کردم چون تو وبلاگ نمیشه همه چیز رو گفت خوب ممکنه بچه ی کم سن و سال بخونه .

دوستای خوبم ازتون انتظار دارم هر کس میتونه به وبلاگ آبجی مهدختمون بره و دلداریش بده که خداییش خیلی خانومه و آبجی عزیزمونه .

اینم آدرسش :

 http://mahdookht.persianblog.ir/