برای خواندن لطفا به ادامه ی مطلب بروید . قلب


 

 

تو تاکسی داشتم sms میزدم یه بابایی کلشو کرده بود توی گوشیم ،در اون سطح که دیگه خودم نوشته های گوشیم رو نمیدیدم، خیلی عادی تایپ کردم :
« کلتو بکش کنار پدرســـگ » یارو ریلکس روشو کرد اونور...
کلاً به نظر من باید با حرکات فرهنگی جامعه رو اصلاح کرد.

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

بابام اومده زده پس فرقم میگه همه رفتن مدرسه تو چرا نمیری؟


گفتم بابا من ترم پیش فوق لیسانس گرفتما :|

یکم فکر کرد باز زد پس فرقم گفت پس چرا سر کار نمیری؟:O


گفتم پدر من نزن ،دنبال کارم؛گیر نمیاد!

باز زد پس سرم ؛دیگه اشک تو چشمام حلقه زد؛
میگه اگه رشته تحصیلیت خوب بود الان کار داشتی!:|

خواستم فقط بره دیگه نزنه گفتم بله باباجون حق با شماست!

باز زد پس فرقم گفت خودتو مسخره کن بعدم رفت.

من :|

خوب پدر من دلت تنگه زدنه چرا بهونه میاری؟بیا بزن زود برو دیگه.

 

  

 

 

 

یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!! حالا یکی نبود بگه مردتیکه تو کی ده گرفتی که استرس هم داری .

 

 

 

 

 

 

 

 

دیروز تو مترو کله ی صبح همه خواب آلود و عُنُق،
آویزون بودن به دستگیره ها همه تو فازِ خواب !
یه پسره تو یکی از این ایستگاهها به زور خودشو

چپوند تو گفت : خواهرا ... برادرا ...


واسه خرجِ بیمارستانِ بابام پول کم آوردم!
18500 تومن لازم دارم...!
یه پیرمرده درآورد 200 تومن بهش داد!
پسره گفت : خواهرا ... برادرا ... واسه خرجِ بیمارستانِ بابام
پول کم آوردم ، 18300 تومن لازم دارم !
اینو که گفت کلِ مترو ترکید
ن از خنده .

 

 

 

 

 

یارو تو خواب می ...وزه,صبح به زنش میگه:خواب دیدم ماشین خریدم!زنش میگه اره یه بوقم برای من زدی

 

 

 

 

 

من اگه جای برد پیت بودم ٬ دوست داشتم جای جانی دپ باشم 

 

 

 

 

 

بچه ها میخوام با واقعیت زندگی آشناتون کنم
.
.

.
بچه ها -----> واقعیت زندگی
واقعیت زندگی -----> بچه ها

 

 

 

 

 

 

تا پنج دبستان فکر می کردم ما خیلی پولداریم که به جای یه مسواک چار پنج تا مسواک داریم وهر شب با هر کدوم دلم خواست می تونم مسواک بزنم

 

 

 

 

 

 

" نیمه گمشده " را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد
"
نیمه پیدا شده " را دریاب !!!

 

 

 

 

گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن :|

و گرنه امکــــــــــان نداشت اینقده دیر کنه

 

 

 

 

هر موقع اسم و فامیلمونو توی یه فرم نوشتیم خط بعدیش نوشته بود : نام خانوادگی .... :)))))

 

 

 

 

 

دانشگاه بودم دوتا دختر ترم اولی جلوم بودن؛اولی به دومی گفت:وای یادم رفت از استاد بپرسم؛درسش دفتر چن برگ میخواد

 

 

 

 

 

 

رفتم سوپر نوشابه بخرم ، نوشابه ی 1400 تومنی رو 1600 میگه.
میگم آقا گرون نمیدین!؟
میگه سر ماه 400 هزار تومن قبض برق میاد!
منم برداشتم 1200 دادم بهش؛ گفت این که کمه!
گفتم منم که نوشابه رو خوردم باید برم بش*شم ، میدونی سر ماه چقدر پول قبض آب میاد؟
هیچی دیگه...قانع شد رفت

 

 

 

 

 

مخ بضیا علاوه بر اینکه تاب داره ،سرسره هم داره...!

 

 

 

 

 

 

 

بضی وقتا که احساس خالی بودن و پوچ بودن بهم دست می ده میرم سرمو می زارم رو شونه های

یخچالمون گریه می کنم ، اون فقط منو درک می کنه ، آخه اون همیشه خالی و پوچه !!

 

 

 

 موفق باشید