برای خواندن لطفا به ادامه ی مطلب برویدقلب


نقش منشی در فیلم ایرانی :

-
آقای رییس من بهشون گفتم شما جلسه دارین ولی ایشون .......

-
اشکالی نداره، شما بفرمایید 

 

 

 

 

 

 

 

 

تو سربازی از صبح میرفتیم تو بیابون پشگل گوسفند جمع میکردیم تا شب،بعد به دخترهای فامیل گفته بودم در حال دیدن دوره های تکاوری و جنگ الکترونیکم

 

 

 

 

 

 

 

 

اون زمان که محصل بودم, مهر که میشد یه دفتر دویست برگ میگرفتن یالا خط کشی کن منم که خنـگول..

یعنی سالها طول کشید تا بابا ننه من فهمیدن دفتر خط کشی شده هم تو بازار هست:)

 

 

 

 

 

تهران اول یه ترافیک بود که بعدا دست و پا در آورد 

 

 

 

وقتی زبونت بیرونه نمیتونی حرف ژ رو تلفظ کنی!!!

الان داری این کارو امتحان میکنی ببینی درسته یا نه!!!

 

 

 

 

 

 

 

رفتم شیرینی بخرم به شیرینی فروشه میگم این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟ یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لا هر کدوم ناپلئونه ؟
تا حالا اینقد قانع نشده بودم تو زندگیم 

 

 

 

 

 

 

 

اعتماد به نفس یعنی کسی که صداش از وانتی سبزی فروش هم بدتره ولی آلبوم میده بیرون

 

 

 

 

 

 

یه بار هم با بابام دعوام شد ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بیخیال شدم آشتی کردم

 

 

 

 

 

 

 

همین الان سمت راستت  یا چپت رو نگاه کن ....
چیزی که باعث مرگت خواهد شد رو می بینی.
من یه کیس کامپیوترم دیدم :)) شماها چی دیدید؟

 

 

 

 

دیشب از بیرون خسته و کوفته رسیدم خونه،خیلی شیک رفتم در یخچال رو باز کردم،جلوی چشمان مامانم یک موز برداشتم پوستش رو کندم،شیک تر از اول داستان رفتم در سطل آشغال رو باز کردم . در کمال ناباوری و کماکان جلوی چشمان مادر گرام خود موز را حواله سطل آشغال کردم وکاملا بهت زده به پوست موز که تو دستم بود خیره موندم.اونجا بود که با صدای خنده مامانم متوجه شدم چه سوتی دادم.بدتر از اون اینه که از دیروز تاحالا با دقت موز می خورم که سوتی ندم

 

 

 

 

 

 

یکی از قانع کننده ترین دلیل هایی که خانوما میارن :

لازمش نداشتم ولی چون تخفیف داشت خریدمش :))