اینو از دست ندید کلی از مغزم مایه گذاشتم .

تقدیم به دیوار نوشت کوچه پشتیزبان

 

لطفا به ادامه ی مطلب بروید .


خوب چند روز پیش رفتم به وبلاگ دیوار نوشت کوچه پشتی (توی لینکام هست) دیدم این عکسو به صورت کوچولو گذاشتن گوشه ی وبلاگشون  اول دقت نکردم  ولی یه دفعه متوجه شدم پنج تا عکس دست تو صحنه است یعنی به تعداد نویسندگان وبلاگ .خوب بیشتر که دقت کردم دیدم آثاری از پیتزا در عکس مشاهده میشه (دایره قرمز رنگ) و هرچه بیشتر دقت کردم به نتایج بیشتری رسیدم .

. که واسه ی شما هم میگم .  اگر به قسمت بیضی آبی توجه کنید میبینید که یک عدد سس یکبار مصرف اونجاست پس نتیجه میگیریم که حد اکثر یک پیتزا خورده شده و چون با یک پیتزای معمولی حداقل دو عدد سس به شما میدهند باز به این نتیجه میرسیم که پیتزا از نوع مینی بوده است . وبا حضور پنج دست در صحنه به این نتیجه میرسیم که پنج نفری یک مینی پیتزا خورده اند . حال با توجه به دایره ی قرمز که باقی مانده ی پیتزا را نشان میدهد دو سوال مطرح میشود . اول : آیا بعد از سیر شدن عکس گرفته اند ؟  دوم : آیا در حین بلع بر اثر هیجان شدید از دیدن پیتزا تصمیم به گرفتن عکس از دستانی که پیتزا را لمس کرده گرفته شده (احتمالا با هم عهد بسته اند سالی یکبار پیتزا بخورند) ؟ خوب  اما با بررسی بیضی نارنجی رنگ و قوس های عظیمی که در کنار نان پیتزا ایجاد شده به این نتیجه رسیدم که شدت گرسنگی در حد غیر قابل باوری زیاد بوده است (و الا کمی دخترانه تر و مثل جوجه ای که به پیتزا نوک میزند پیتزا خورده میشد نه با تشکیل این نیم دایره های عظیم) . اما یک احتمال دیگر هم وجود دارد که فقط چهار نفرشان پیتزا خورده باشند چرا ؟ اگر دقت کنید در دایره ی آبی صاحب دست یک انگشتر برلیان به دست دارد و با حالت بی میلی دستش را به عنوان آخرین نفر بر روی دستها قرار داده پس ممکن است وقتی گرسنگی شدید دوستان را دیده است از خوردن صرف نظر کرده باشد . نکته دیگر دیدن کارد و چنگال  یکبار مصرف در این صحنه ی جانخراش است (بیضی سبز رنگ) . که میتواند به ما ثابت کند بلاعین (بلع کننده ها یا همان پیتزا خوارن) آشنایی قبلی با پیتزا نداشته اند  چون تا کنون هیچ انسان و جنی دیده نشده که با کارد و چنگال پیتزا خورده باشد و این احتمال میرود که آنرا ازمغازه ی فست فودی اشتباها برداشته باشند یا شاید دربین مسیر پیدا کرده باشند . حالا به ساعت هایشان نگاه کنید . ساعت زرد رنگ (مثلا من ساعت طلا هستم) یک ساعت دیواریست که با یک کش زرد به روی مچ بسته شده . ساعت مشکی کلا فاقد عقربه است و به جای دوازده نقطه برای نشان دادن ساعت دارای حد اقل نود و شش عدد شیشه خورده به عنوان نماد ساعت است که به احتمال زیاد مارا به این نتیجه میرساند که اصلا تکه پلاستیکی دست ساز است که صاحبش آنرا به عنوان ساعت برای خودش ساخته است و زبان بسته نمیدانسته ساعت مچی دوازده نشان دارد . اما ساعت سفید را هم که همه میشناسید از این ساعت های توی لپ لپ  است . از همه جالب تر جاییست که فلش قرمز به آن اشاره میکند  ، بله درست میبینید این شخص فقط بند ساعت به دست دارد .با بررسی این ساعت ها فهمیدیم که فرضیه یه عالمه آدم با یک مینی پیتزا میتواند کاملا صحیح باشد .. اما اگر در عکس شماره ی سه به روی ناخن شخصی که با فلش آبی مشخص شده نگاه کنید آثاری ازرنگ قرمز مشاهده میکنید (که بسیار کوچک است) و این میتواند نشانه ی خون باشد که احتمالا از چنگ زدن به صورت بقیه برای برداشتن پیتزای بیشتر به وجود آمده . 

اما اینکه چرا سه کاغذ روغنی در زیر دستها پیداست ؟ با برسی دقیق متوجه شدم که فقط یک کاغذ اصلی وجود دارد و دو کاغذ سمت چپ و راست تصویر کاملا فتوشاپی است . اگر عکس را در فتوشاپ بزرگ کنید میبینید لبه ی دو کاغذ دیگر نسبت به اولی زیادی دندانه دارد . و در آخر میتوانم بگویم این مراسم پیتزا بلعان در ساعت هشت و پنج دقیقه و پانزده ثانیه رخ داده .

اینم نتیجه ی اینکه شماها نزدیک ده ماهه منو واسه یه دعوا مسخره کردین .

معمای امروز ما اینست ، داش دیوونه چه نکته ای را فراموش کرده است . 

 

 

موفق باشید .