برای خواندن به ادامه ی مطلب بروید . قلب


 

 

 

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :


در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد !!

 

 

 

 

 

یه وقتایی بود وقتی خودتو میزدی به کوچه علی چپ , تنها بودی ..!
الان که میری میبینی .. همه جمعن ;)

 

 

 

 

 

 

داداشم یه گوشه خونه لاتی نشسته بود

همه بهش خندیدیم

بعد پسر داییم بهش میگه بیا از دور خودتو ببین خیلی خنده دار شدی !

 

 

 

 

 

 

 

خانومه تو وبلاگش نوشته " درد زایمان خیلی زیاده " :|
" پسره کامنت گذاشته "درکت میکنم " :|
پیشرفت قابل توجهی داشتن پسرا ، دیگه کار از زیر ابروو برداشتن گذشته:)) 

 

 

 

 

 

 

ما یه پسرخاله کوچولو داشتیم وقتی سگ و توله هاشو نشونش میدادیم "میگفتیم توله سگا رو ببین" فک میکرد داریم بهشون فش میدیم میگفت تورو خدا بهشون فش ندید گناه دارن

 

 

 

 

یه نفر هست که من رو نه ساله که میشناسه داداشمم هفت هشت ساله که میشناسه بعد امروز فهمیده ما داداشیم .
دیگه من حرفی ندارم بزنم !

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از دوستانم به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود. شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می کرد.

پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید: ” این ماشین مال شماست ، آقا ؟ ” پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است”.

پسر متعجب شد و گفت: “منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری ، بدون این که دیناری بابت آن پرداخت کنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای کاش …”


البته پل کاملاً واقف بود که پسر چه آرزویی می خواهد بکند.
او می خواست آرزو کند که ای کاش او هم یک همچو برادری داشت.

اما آنچه که پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد: 

” ای کاش من هم یک همچین برادری بودم .”

 

 

 

 

 

از والدین محترم تقاضا دارم وقتی توی یه محیط پر رفت و آمد

بچه تون رو به صورت افقی بغل میکنین ، حتما کفشاشو دربیارین

 

 

 

 

 

 

روی ابر نوشتم دوستت دارم
باران بارید و پرسیدم تعبیرش چیست ؟
گفت :....
یعنی ب...اش تو این حرفا ...!

 

 

 

 

 

 

 

خیلی دوست دارم یکی بهم بگه: “قدر این روزاتونو بدونید”
بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا..؟
نشون بده با دست!

 

 

 

 

 

 

مادر بزرگم اومده واسمون تخمه آفتابگردون آورده بخوریم...بعد برگشته میگه آدم گ .... ه بخوره بهتر از اینااست 

 

 

 

 

 

 

 

یه روزی یه نفر تو یه بار نشسته بوده . به صاحب بار میگه میای با هم یه شرط بندی کنیم؟ اون لیوان رو میبینی که 3 متر اونور تره؟ من با تو 300 دلار شرط میبندم که من میتونم از اینجا تو اون لیوان ب...اشم بدون این که یه قطره اش هم زمین بریزه!

صاحب بار هم که میبینه این داره از یه چیزه غیر ممکن حرف میزنه میگه باشه!

آقا طرف هم می...اشه رو در دیوارو صندوق و میز و تلفن و هیکل یارو همه جا می...اشه بجز اون لیوانه!


صاحب بار که حسابی خوش حال بوده که 300 دلار مفت گیرش اومده بعد از کلی خنده و حال کردن به طرف میگه شرط رو باختی زود باش پولو رد کن بیاد!

طرف میگه باشه باشه یه دقیقه صبر کن الان میام و میره پیش یه عده ای داشتن یه چند متر اونور تر ورق بازی میکردن ازشون یه مقداری پول میگیره و میاد به صاحب بار 300 دلار میده و بقیه رو میزاره تو جیبش!!

صاحب بار از طرف میپرسه که اونا مشتری های ثابت منن و تورو اصلا نمیشناسن چطوری شد که به تو پول دادن؟

طرف هم میگه میدونی چیه؟ من با اونا سره 500 دلار شرط بسته بودم که ب...اشم به تو بارتو میز و صندلی هاتو همه چیزت ولی تو نه تنها قاطی نکنی بلکه خیلی هم حال کنی و بخندی!! :))))))

 

 

 

 

 

 

این دخترا همچین آروم عطسه میکنن آدم دلش میسوزه اصلا براشون‌:(
امروز تو آژانس مسافرتی یه عطسه کردم آژانس لرزید یهو..همشون همچین با تعجب نگام میکردن انگار اژدهام...