برای خواندن به ادا مه ی مطلب تشریف ببیرید


 

دیگه کم کم هوا داره سرد میشه و ازدست دعوا با بابامون سر کولر راحت میشیم ...
.
.
.

دیگه باید خودمونو واسه مسابقات کم و زیاد کردن بخاری آماده کنیم :|

 

 

 

 

 

 

خانومه مهمانداره تو هواپیما بهم گف میخوای بخوابی برات بالش و پتو بیارم؟؟ ، گفتم نع!! برام قصه بگو
قهر کرد رف بیشعور

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از دغدغه های من اینه که چرا تا حالا هیچ خواننده ای وسط اجرای کنسرت، سرفه یا عطسه یا آروغ بهش مستولی نشده؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غضنفر داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!

 

 

 

 

 

 

 

 

تویه خوابگاه با جمیعی از دوستان نشسته بودیم و سیر و سلوک میکردیم دوره همی که یکی در زد !! هرکی یه طرف شیرجه میرفت در باز شد ( مثه این فیلم ترسناکا که صدادار باز میشه قییییىژژژژ ) دیدیم یکی از سکنه اتاق روبرویی با یه بشقاب سیب زمینی تخم مرغ وارد شد گفت بیاین اینارو یکی از بچه ها درست کرده نمک زیاد ریخته می خواستیم بریزیم سطل اشغال گفتیم حیف بدیم شما بخورین :||||||
قشنگ ذهنم یاری نمی کنه ولی فک کنم پنکه خوابگاه و سمتش پرت کردم !
ماها :(
سیب زمینیا :))

 

 

 

 

 

 

 

 

طرف میره مهد کودک برای تست مربی گــــــری ...!!!

بهش میگن :یه رفتار بچه گونه از خودت نشون بده ...

طرف هم "میرنه " تو شلوارش ...!!!

 

 

 

 

 

 

 

همسایمون یه دختر داره اگه از 24 زاویه نگاش کنی شبیه قابلمه مامان بزرگمه اومده تعریف میکنه میگه : از بس چشام جذابه و گیرایی داره نامزدم روش نمیشه تو چشام مستقیم نگاه کنه همش صورتشو نیمرخ میکنه بام حرف میزنه لامصـــب اگه چوب کبریت اعتماد بنفس اینو داشت الان تنه درختی بود واسه خودش .

 

 

 

 

 

 

 

 

پسر خالم رفته مو کاشته . الان چندوقته هرجا یه تار مو رو زمین می بینه ، برمی داره قایم می کنه !! می گم چرا ؟! میگه : قدر زر ، زرگر شناسد ، قدر گوهر ، گوهری !!!

 

 

 

 

 

 

 

همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده

این چوب بستنی ها هست که دکتر ها می کنن تو حلق مریض

کیم هاش رو کی خورده!؟

 

 

 

 

 

 

 

هر آدمی تو زندگیش حداقل یه‌بار مسواک یکی دیگه رو انداخته کف دسشویی، ورش داشته 
فوتش کرده گذاشته سر جاش

 

 

 

 

 

 

 

مخصوص آقایان متأهل :

یکبار فیلم عروسیتو برعکس نگاه کن،خیلی بهت حال میده.
یه شام مفصل میخورید ،بزن و برقص.

زنت حلقه و طلاهاشو در میاره میده بهت،از ماشین پیاده میشه،میره خونه باباش

 

 

 

 

 

 

 

 

مدرسه که بودیم ناظم مدرسه میگفت :بعضی از دانش اموزان دعا میکنند معلمشون بمیره تا چند روز کلاس نیان میگفت:خوب دعا کنیید پدرتون بمیره اصلا مدرسه نیاین

 

 

 

 

 

 

 

گواهی نامه گرفتن عمم حدود یک سال و نیم طول کشید! قبول که شده بود افسره از عمم خوشحال تر بود!