برای خواندن به ادامه ی مطلب بروید قلب


خواهر زادم یک روز و نصفیه که شکمش کار نکرده، خواهرم همچین افسرده نشسته یه گوشه، میگم خوب حالا چته؟ میگه هیچ وقت فک نمیکردم انقدر منتظر دیدن ... باشم!

 

 

 

 

 

 

یکی میره دکتر میگه آقای دکتر نمیدونم چرا یه مدته هیچکی تحویلم نمیگیره دکتر میگه نفر بعدی لطفا!

 

 

 

 

 

 

 

 

این موتوریای احمق رو دیدین مثل گاو رانندگی میکنن هیچی هم حالیشون نیست ؟
هیچی خواستم بگم منم یکی از اونام .. مخلصم!

 

 

 

 

یکی از دخترای فامیل
از وقتی بینیشو عمل کرده
همیشه در حالت نیمرخه
تو 180 دقیقه از فیلم عروسیه خواهرش
لامصـــب نیمرخ میومد تو کادر ، نیمرخ از کادر میرفت بیرون :)))))

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روی سنگ قبرم بنویسید:

این آشغال عین نخودچی های ته آجیل بود

وقتی چیز دیگه ای نبود میومدن سراغش

 

 

 

 

 

 

 

واسه درخواست کار با خواهرم رفته بودم یه جایی‌... خواهرم دم در موند و من رفتم تو دفتر. اون آقائی که مسئول استخدام بود یه سری سوالات پرسید و بعد گفت همراه دارین؟ منم با تعجب که این به همراه من چه کار داره گفتم بله چطور؟ گفت خوب بده... من تعجبم بیشتر شد..یعنی‌ چی‌ بده...گفتم بله یه لحظه..رفتم دم در خواهرم رو صدا کردم ..اومد تو...اون آقا گفت عرض کردم همراهتون؟ گفتم بله ایشون همراهم هستن و به خواهرم ا
شاره کردم...یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و با نیشخند گفت منظورم شماره موبایلتون بود که اگه مدارکتون تایید شد باهاتون تماس بگیریم... خلاصه شماره رو دادم و اومدیم بیرون....هنوز که هنوزه تماسی دریافت نکردم...فک نکنم آدم به این باهوشی به دردشون بخوره...واقعا نمی‌دونم اون لحظه به چی‌ فک می‌کردم که اینطوری حیثیت بر باد دادم

 

 

 

 

 

 

 

 

اینکه هی یه بحث و ادامه میدی بعد اول هر جملت میگی نمیخوام بحث کنم ینی اینکه من حرف میزنم ولی تو خفه شو که دعوا نشه

 

 

 

 

 

 

 

 

اینایی که پست رو میخونن، حال میکنن، میخندن، ولی پیغام نمیذارن همونایی هستن که توی مجلس ختم با کفگیر حلوا میخورن ولی فاتحه نمیدن

 

 

 

 

 

 

هرگز حسرت سه چیزو نخور
هیکل
تیپ
قیافه
حالا ما که داریم به کجا رسیدیم

 

 

 

 

 

 

 

راهنمای مشاغل در ایران :

قصاب: مرتیکه ی چاقوکش


کارگر: مرتیکه‌ی حمّال

فروشنده‌ی خدمات یا کالا: مرتیکه‌ی دلّال

ورزشکار: مرتیکه‌ی تنه‌لش

بازرگان: مرتیکه‌ی دزد

مهندس راه و ساختمان: مرتیکه‌ی عمله

پزشک: مرتیکه‌ی قاتل

طنزپرداز: مرتیکه‌ی دلقک

نوازنده: مرتیکه‌ی مطرب

شاعر: مرتیکه‌ی بی عار

دانشمند: مرتیکه‌ی بیکار

سخن‌ور: مرتیکه‌ی ورّاج

منتقد: مرتیکه‌ی عقده‌یی
 

قاضی: مرتیکه‌ی بی‌وجدان

 

 

 

 

اگه گفتی سوراخ های روی نمکدون واسه چیه؟؟؟

سوراخ های روی نمکدون رو گذاشتن برااینکه نمک ها اون تو خفه نشن

 

 

 

 

 

 

امروز تا چه ساعتی بازین ؟
بهترین سوال برای فرار کردن از دسته فروشنده ها 

 

 

 

 

 

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد...

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت :

من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم!


در حقیقت من آن را زنده می کنم!

حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟!
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت :
اگر می خواهی درآمدت
۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی

 

 

 

 

بچه که بودیم وقتی یه نفر می گفت : "عزیزم" ، سریع می گفتیم : " برات پشکل بریزم ؟ " ، بعدشم هار هار می خندیدیم ؛ غافل از اینکه رسما خودمون رو به بُز تشبیه کردیم ؛ یه همچین بچه های داغونی بودیم