سلام دوستای گلم از اینکه چند روزی نبودم از همه عذر میخوام و از تک تک شما دوستان و خواهر بردارای گلم که با پیامهای تسلیت خودتون بهم یاد آوری کردید که چقدر خواهر و برادرهای مهربونی در عالم وب دارم سپاسگزارم . امیدوارم بتونم در روزهای خوشی و شادیتون جبران کنم . باز هم در برابر اینهمه مهربانی و محبت شما سر تعظیم خم میکنم و از خدا برای تک تک شما درخواست بهترینها رو دارم . 

در ضمن از فردا دوباره خودم به تک تک پیامهای شما پاسخ میدم و اینم بگم که تاسوعا و عاشورا هم آپ نمیکنم . 

 

خوب اینم باید خدمتتون عرض کنم که پستهای میترا رو حذف میکنم و اینکه این ابله زشت ترین عکسهای منو که در دست داشت انتخاب کرده بود در اصل من از براد پیت و تام کروز خوشتیپ ترم فقط یه کم روزگار با هام نساخته و شانس از قیافه نیاوردم . 

 

در ضمن انتظار همتون رو برآورده کردم و دست خالی نیومدم، چیزی که همه مطمئنا منتظرش بودید نابودی کامل میترا . 

 

برای خواندن به ادامه ی مطلب تشریف ببرید


خوب میترا وقتی داشت از دید خودش شیرین بیان بازی در می آورد حتما پیش خودش فکر میکرد خوب حالا میخواد چه غلطی بکنه ؟؟؟؟ نه واقعا میخواد چکار کنه ؟ عمرا بتونه اشک منو دربیاره !!! چون من الان کاملا منتظر هر حرکتی ازش هستم پس هیچ جوری نمیتونه اسکولم کنه.عمری بره عکسهای منو بذاره تو وبلاگش چون غیرتیه  . ولی این فکر رو نکرده بود که طرفش داش دیوونه است بابا یه عمری رو در راه اسکولیدن دیگران و اسکول شدن بوسیله ی بزرگترین اسکول کننده ها ی جهان گذرونده ، بابا طرف خودش اینکارست .

ساعت سیزده و پنجاه و پنج دقیقه چهار شنبه

داش دیوونه : الو میترا ، کجایی ؟

میترا: بیمارستان .

داش دیوونه : کی تعطیل میکنی ؟

میترا : چرا ؟

داش دیوونه : من ماشین ندارم یه کم پول از بانک گرفتم می خواستم بدونم اگه داری راه می افتی بیام  تو کوچه جلو در پارکینگ تا منم برسونی اگر هم کار داری که با آژانس برم .

میترا : نه ده دقیقه دیگه اونجا باش منم میام .

داش دیوونه : باشه ، خد افظ .

میترا : خدافظ

 

لحظه ای که میترا از پار کینگ خارج میشود میبیند داش دیوونه یواش یواش از کنار دیوار در حالی که یک کیف باد کرده در دستش است  در حال آمدن به طرف درب پارکینگ است . برایش بوق میزند و داش دیوونه برایش دست تکان میدهد و سریعتر گام بر میدارد ( فاصله هنوز تقریبا سی متر است) . ناگهان یک موتور که دو سرنشین را حمل میکند از ته کوچه با سرعت نزدیک میشود و یکی از سر نشینان سعی میکند کیف داش دیوونه را بقاپد . داش دیوونه مقاومت کرده و یکی از دو سر نشین از موتور پیاده میشود و چاقویی را پشت کمربندش خارج میکند و پشتش را به میترا کرده روبروی داش دیوونه می ایستد و ضربه ای با چاقو به سینه ی داش دیوونه میزند . راننده ی موتور سیکلت که در این حین سر و ته کرده به رفیقش میگوید بپر بالا و ضارب با کیف قلمبه که از داش دیوونه گرفته بر روی ترک موتور میپرد و از محل میگریزند. داش دیوونه به زمین می افتد و از درد به خود میپیچد . میترا جیغ زنان و صورت کنان در حالی که هر یک متر یک چیزش به زمین می افتد به طرف داش دیوونه میدود . تا بالای سر داش دیوونه میرسد داش دیوونه سرفه ای میکند و کمی خون از دهانش بیرون میپاشد . میترای اشک دم مشک تا زمانی که بالای سر داش دیوونه میرسد حداقل به اندازه ی یک بشکه ی دویست و بیست لیتری اشک ریخته . میترا می خواهد یه کاری بکند کاملا گیج شده یکدفعه به خود می آید تا بررسی کند چاقو دقیقا به کجای داش دیوونه خورده تا در مغزش کلی زر زر پزشکی کند . که ناگهان داش دیوونه چون ققنوس از خاکستر خود بر میخیزد و فریاد میزند هپی اسکول دی (روز اسکول کردن مبارک) و دوان دوان خود را به ماشین میترا میرساند و در راه داد میزند تو با آژانس برو خونه .میترا وسط کوچه هنوز با دو دست صورت را پوشانده ... .

دم اون دوتا رفیقم که برای حفاظت از اعصاب و روانشون اسمشونو نمبرم گرم که در این نقشه یاریم کردند . دم شربت آلبالو هم که به خوبی نقش خون را بازی کرد گرم . (البته هرگز شربت رقیق نشده را توی دهنتون نکنید واقعا اینقدر شیرینه که تا یه ماه حالتون از شیرینی به هم میخوره) و از همه مهمتر دم پیرهن مشکی گرم که نمیذاره کسی زود دو ریالیش بیفته که خونی رو پیرهن در کار نیست.و دم شانس گرم که کسی تو کوچه نبود که زرتی با موبایل ازم فیلم بگیره و فردا ایران پر از صحنه ی جنایت در کوچه بشه و پس فردا از صد تا شبکه ی ماهواره ای نشونش بدن . و در آخر دم بی ام و گرم که خیلی بهتر از پرایده تعجبسوال.

راستی دم شما هم گرم که از روی شما خجالت کشیدم میترا رو له نکرده ول کنم و در اسرع وقت همچون سوسکی او را لهیده و به شما دوستان گلم خبر دادم .

الانم میترا قهر کرده و عین وزغ باد کرده . بار خدایا از اینکه مرا اینقدر بامزه آفریدی از تو سپاسگزارم .شیطاننیشخند