برای خواندن به ادامه ی مطلب بروید


بچه بودم وقتی اسفناج میخوردم حس میکردم زورم بیشترشده ، میرفتم تو کوچه دعوا ...
کتک میخوردم ...!
برمیگشتم به ملوان زبل فحش میدادم ...

 

 

 

 

 

 

به نظر من حرفه ای ترین آرایشگر بالشه خودمه !

هر روز با یه مدل مو من از خواب بلند میشم :|

 

 

 

 

 

دقت کردین موهاتو با هزار تا بدبختی درست میکنی بعد میبینی یادت رفته باید تی شرت بپوشی.

 

 

 

 

 

توخونه تنها بودم...کسی نبود کنارم. به خودم گفتم قربونت برم...
یکم مکث کردم باز به خودم گفتم خدا نکنه عزیزم!!
یه همچین آدمیم من ....................... !!!!

 

 

 

 

 

اونوقتا که شما نمیدونستین آیفون چیه ما خونه سیفون داشتیم:)))

 

 

 

 

پسرسه ساله ام داشت مسواک میزد مثل اینکه خیلی دستشویی داشت نتونست خودش را کنترل کنه،همون جا خودش را خیس کرد.من رفتم بلندش کنم بذارمش تو حموم ،می خواست از من عذر خواهی کنه.به جای اینکه بگه مامان اشکال نداره ؟مرتب می گفت مامان قابلی نداره.

 

 

 

 

دیشب ساعت 2 نصفه شب چراغا خاموش بود، هندزفری هم تو گوشم بود و جلو تی وی دراز کشیده بودم ،تی وی هم روشن بود.
یه دستم رو ولوم گوشیم بود یه دستم رو ولوم تی وی !دیدم تی وی برنامه ی باحالی نداره چشامو بستم جای اینکه صدای گوشی رو زیاد کنم صدای تی وی رو تا ته بردم بالا :|....
یهو برقا روشن شد. 
دیدم اعضای خونواده به ترتیب با لوله ی جاروبرقی و شلنگ و کفگیر بالا سرم واستادن !....
عاشق بابامم هیچی بهم نگفت ....
فقط با لگد زد تو گوشم :|

 

 

 

 

تو زمان بچگی هامون همه مهمون مادر بزرگم بودیم.جاتون خالی کتلت های خیلی خوشمزهای با گوجه های سرخ شده سر سفره بود.ما بچه ها همه کتلت می خوردیم وسط غذا پسر داییم زد زیر گریه.همه متعجب نگاش می کردن تا اینکه داییم پرسید :((سعید چی شده؟))اونم گفت:((من سیر شدم.دیگه نمی تونم بخورم.اما شما دارین هنوز کتلت می خورین.الان همش تموم می شه و برای من نمی مونه.))با این حرفش اینقدر خندیدیم تا اشکمون در امد.

 

 

 

 

 

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﺮﻣﺘﻮﻥ ﺏ ﻗﺪﯾﻤﺎﺍ ..
.
..
ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ :؟؟؟ ﻣﺎﺍﺍﻣﺎﺍﺍﺍﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺑﯿﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﺸﻮﺭ:D

 

 

 

 

داداشم کلاس سوم دبستانه ساعت 7 صبح بیدارش کردم، با جدیت تمام سر همه خونواده داد میزنه : ای بابا ولم کنید ، 3 ساله درس میخونم به کجا رسیدم !

 

 

 

فک و فامیل داریم اصلا ازدواج غیر فامیلی تو کتشون نمیره !!
یعنی در این حد بگم که دو تا پدربزرگام با هم برادرن و دو تا مادربزرگامم خواهرن! یعنی مامان و بابای من هم دختر عمو پسر عمو ان هم دختر خاله پسر خاله! ( واقعا من از همین تریبون خدارو شکر میکنم که سالمم ! ) این فقط یه گوششه.. یکی از عمو هام با دختر عمش ازدواج کرد.. بعد داداشه اون ،یعنی پسر عمشون ، اومده با عمم ازدواج کرده.. یعنی الان دختر عمم



هم دختر عمه ی دختر عمومه هم دختر داییش! جدای از دختر عمو و پسر عموم که با هم ازدواج کردن و دختر خاله و پسرخالمم که با هم ازدواج کردن ، یکی از پسر خاله هام اومده دختر عممو گرفته ! اینم یه گوشش..
یه طرف دیگه ، داداشه یه زن عموم اومده با خواهر یه زن عموی دیگم ازدواج کرده..
همین قدرشو من بلدم.. بقیشو هرچی مامانم میگه نمیفهمم دیگه !!
یعنی فامیل شده گره کور!!

 

 

 

 

رفتم یه سیمکارت همراه اول خریدم، ایرانسل بهم اس داده :فکر نمیکردم بهم خیانت کنی !واست متأسفم :| بای!!!!