برای خواندن به ادامه ی مطلب تشریف ببرید .

قلب

 


همسایه طبقه پایینی‌مون نذری میداد. کلی صف کشیده بودن دمه خونمون می‌خواستم برم بالا رفتم سمت در. یارو از ته صدا زد: کجا میری ته صف اینوره‌ها! می‌گم خونه‌مون اینجاست! میگه واسه ما فیلم بازی نکن! کم مونده بود دسته جمعی بریزن سرم. مجبور شدم واسه اینکه کتک نخورم برم تو صف وایسم که برم خونه

 

 

 

 

 

رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه نمه تنگ بود. فروشنده گفت: یه نمه بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه نمه گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه نمه آب بخوره تنگ میشه

 

 

 

 

 

 

 

مامانم برام خرما اورده با مایع ظرف شویی شسته 
الان حس تام جری دارم که هی حباب از دهنشون میومد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امروز تو اوتوبوس بودم یه بنده خدا سی متر دنبال اوتوبوس دویید رسید بهش.
راننده گفت:می خوای سوار شی؟
یارو گفت:نه فقط می خواستم سفر خوشی براتون آرزو کنم!
رانندرو میگی :|
مارو میگی :))))))))))))

....
بعد راننده گفت:خوب حالا سفر خوشیو آرزو کردی برو...! درو نزد رفت!
یارو رو میگی :|
ما :))))))))
راننده :)))))))))))))

 

 

 

 

 

 

بچه که بودم بابام داشت کف خونمون رو موکت میکرد و داداش بزرگم منو گول زد که ی بلایی سر بابام بیارم منم نامردی نکردم و ی گوشت کوب چوبی داشتیم رفتم اونو از تو کابینت برداشتم و پشت سر قائم کردم رفتم پشت سر بابام و دستمو تا جایی که میتونستم بردم بالا و گوشت کوبو کوبوندم تو سر بابام بنده خدا تا چند لحظه نفهمیده بود چی شده صدایی که سر بابام داد و هیچوقت یادم نمیره
....
ی بارم بازی معروف ایران کره بود که ایران 6 تا زد یادم ایران یکی از گلا رو که زد 2 تا داداشام و بابام کلی داد زدن منم ترسیدم و ی سنگ مرمر داشتیم کنار پنجره رفتم اونو برداشتم زدم تو سر بابام
:)))))

 

 

 

 

 

 

گفتم استاد اجازه برم بیرون؟
- گفت کجا میری
گفتم دشویی
- گفت برو
متوجه نشد دشویی خونه رو میگم الان تو راه خونه‌م

 

 

 

 

 

 

یباربا مامانم داشتیم تلوزیون نگاه میکردیم مامانم از دختره تو فیلم خوشش اومد به من گفت برو تو اینترنت ببین این دختره با این سنش چند سالشه

 

 

 

 نیشخند