برای خواندن جکها به ادامه ی مطلب تشریف فرما بشوید . 


یه بار داشتم میرفتم مدرسه، یه اقایی رو دم در دیدم، یه سلام علیک تــــــوپ باش کردم، دیدم داره با یه قیافه ی بهت زده نگام میکنه! تازه دو قرونیم افتاد یارو رو اشتبا گرفتم 
:))) 
اصلاً به رو خودم نیُِوردم، رفتم داخل. چن دیقه بعد اومدم بیرون، دیدم بازم اونجاس، واسه اینکه سه نشه، رفتم مفصل خدافظی ام کردم باش :دی
مجبور بودم میفهمین؟ مجبــــــــــــــــــــــــــــــــــــور 
:)))

 

 

 

 

 

سوار اتوبوس تهران بودم 2تا دخی دانشگاه هنر داشتن در مورد موسیقی صحبت میکردن هیچی دیگه داشتن ساسی مانکنو با شهرام ناظری مقایسه میکردن. خودمو از اتوبوس پرت کردم پایین :|

 

 

 

 

 

 

 

چشمتون روز بد نبینه یکی از دوستام گفت رفتم پاساژ پشت ویترین یه مغازه رو گوشی زده بود 275 منم خوشم اومد رفتم داخل گفتم آقا اون گوشی رو برام بیار دیدم چند تا دختره داخل مغازه کف کردند یارو هم گوشی رو گذاشت تو کارتنش برا من گذاشت رو میز ما هم دست کردیم تو جیب 250 گذاشتیم رو میز 25 هم برا تخفیف دیدم یارو چشش دراومده داره منو نگاه میکنه گفتم بیا اینم 10 تومن دیگه یارو هم نه گذاشت نه برداشت گفت اسکلمون کردی 1700 قیمتشه تازه فهمیدم 275 کده گوشی بوده نه قیمتش بوده خلاص چنان ضایع شدیم جلو جماعت که نگو و نپرس.
نتیجه اخلاقی همیشه اول قیمت بگیرید

 

 

 

 

 

 

یه بار رفته بودم کافی نت خواستم به صاحب مغازه بگم کارم تموم شده حواسم نبود یهو داد زدم آقا من پیاده میشم...بعده چند لحظه کل کافی نت رفت رو هوا...منم اومدو پول و بدم از خجالت در برم که طرف گفت داداش دلمونو شاد کردی نمیخواد پول بدی

 

 

 

 

 

کلی زنگ زدم به دوستم تا بیدار شه، همین که جواب داد، با داد و فریاد میگم "ابی ابی گوشیتو سایلنت کن"
هول شده میگه "مگه چرا؟چی شده؟"
با خونسردی تمام میگم "هیچی سایلنت نیستی،می ترسم یکی زنگ بزنه بیدارت کنه!"
بنده خدا خواب آلود بود، کلی هم ازم تشکر کرد. 

 

 

 

 

 

سلام و احوال پرسی مردان و زنان در خیابان:
مردان:سلااااام آقا مهدی ، به علیک سلام ممد آقا،چاکرم.
زنان :سلام شهناز خانوم. حال شما خوبه؟خانواده خوبن؟بچه هات همه خوبن؟پسرت کی انشاالله عروسیشه؟راستی دخترت زایمان کرد؟ شنیدم نوه بزرگت دانشگاه قبول شده!! تا یادم نرفته شما که عازم کربلا هستید برای ما هم دعا کنید، یادتون نره و......
واااااااااااای بابا بی خیال....
تازه نوبت به دومی نرسیده که جواب بده!!!!!!

 

 

 

 

دوستای بابام اومده بودن خونمون همزمان با رسیدن اونا بابامم که رفته بود شیرینی بخره رسید اما شیرینی فروشی بسته بوده شیرینی نخریده بود مهمونا شیرینی آورده بودن گذاشته بودن رو اپن آشپزخونه.وای... مامانمم رفت شیرینیا رو چید تو شیرینی خوری آورد تعارف کرد به مهمونا حالا هی میگه تورو خدا ببخشیدا ما هیچ وقت از این شیرینی آشغالیا نمیخریدیم نمیدونم چی شده علی آقا از این شیرینیا خریده شرمندم.....

 

 

 

 

 

یه اتفاق خیلی مسخره الان واسم افتاده...من دیشب توی دفترم خوابیدم همکارم دیشب رفته فک کرده کسی نیست درو قفل کرده منم الان کلید ندارم برم بیرون...یعنی زتدانی شدم....زنگ زدم غذا آوردن واسم به یارو میگم غذارو از زیر در بفرست دیدیم از زیر در ظرف عذا رد نمیشه حالا یه بشقاب باریک بردم گفتم غذارو بریز توی این از زیر در بده !!! فک کنم پت و مت هم فکرشون به اینکار نمیرسید !

 

 

 

 

 

با پسر خالم رفتیم رستوران میگه ۲ تا جوجه لطفأ,,,یارو میگه جوجه کباب?گفتم نه از این جوجه رنگیا,,یه قرمز بدین یه سبز,,

 

 

 

 

 

 

یه ﻋﺪﺩ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﻴﻦ ١ ﺗﺎ ١٠٠ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻦ ...
.
.
.
.

.
.
ﺑﻪ ﻣﻨﻢ ﻧﮕﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻱ ؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﻫـﻴﭽﻜﻲ ﻫـﻴﭽﻲ ﻧﮕﻮ ﺍﺻﻦ!!!! :)))))))))