برای خواندن به ادامه ی مطلب بروید


زنی با صورت کبود رفت سراغ دکتر.دکتر پرسید: چی شده؟
زن گفت: دکتر، هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد می گیره.
دکتر گفت:هر وقت شوهرت مست اومد خونه یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن و این کار رو ادامه بده
دو هفته بعد، زن با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت
زن گفت: دکتر، قرقره چای سبز فوق العاده بود

هر بار شوهرم مست اومد خونه من شروع کردم به قرقره کردن چای سبز وشوهرم دیگه به من کاری نداشت و الان رابطمون خیلی بهتر شده
حتی اون کمتر مشروب می خوره
دکتر گفت می بینی؟ اگه جلوی زبونت رو بگیری و رو مخ نری ، خیلی چیزا حل میشن :))

 

 

 

هفـــت سالــــم بود با مامـــنم رفته بودم بیــــرون واســـــه خرید
حالا اینـــش که چطو گــم شــــدم بمـــونه!!!!
مــــارو تحویل کلانتری دادن گفـتن: این پســـره گم شـــده
مـــنم اینههههههــو این یتــیما یه گوشـه کــــز کــرده بودمــــو گریه میـــکردم و میــگفتم:
"مــن مامنمو مــوخووام"

یه ســـــربازه اومد پیشـــم گف: پسر جون اسمــت چیه ؟؟؟؟؟
من : مانــــــــــی :"(
ســـــــرباز: ببین مانــــــی جان ما مامنتو پیــــدا میکنیم اگه قول بـــــدی گریه نکنــــی و به سوالام دٌرس جواب بدی
من: باشیییییییییی :"(
سرباز: مانـــی جان خونتون کجــــاس؟؟؟
من : پهـلو خونه ســـارا اینا (دخمل همسایمون)
ســـربازه :|
ســــــربازٍ :نــه منظورم اینکه کــــدوم خیابون؟؟؟
من: خیابون ســــــارا اینا :"(
باز ســـــــربازه :|||
یکــــــی دیگه اومـد بنظر ســــرباز نمیومد گف: بذا خودم ازش بپرســــم
پســــر جان خونه ســــارا اینا کجاس؟؟؟
مـــن : پهلو خونه مــــا :"(
یهو کل ملت ا خنده کف کلانتری هیلیکوپتری زدن
الان که فک میکنــم میبینـم ا همـون بچگــی هــم فقط بدرد این میــخوردم موجــبات خنــده و شــادی دیــگرونو فراهم کنم :|

 

 

 

 

 

زن رفیقم حامله بود.یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره!بش گفتم چته
گفت جواب سونوگرافی زنم اومده
گفتم:خب؟
گفت:بچه دختره.
گفتم:این که ناراحتی نداره

گفت:دختر اینجا دردسره
گفتم:چرا؟
گفت: یه روزی یکی دلشو میشکونه و اینا به کنار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی پارک دوبلوشو چیکار کنم؟
منم زدم زیر گریه و گفتم:اشکال نداره داداش خدا بزرگه :))

 

 

 

جمعه رفتم کوه داد زدم گفتم:
با من ازدواج میکنی؟
بعد شنیدم
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
بــــــــــــــــــــــــا مــــــــــــــــن ازدواج میکنــــــــــــــــے
بــــــــــــــــا مــــــــــــــن ازدواج میکنــــــــے
بـــــــــا مــــــــن ازدواج میکنـــے
بـــــا مــــن ازدواج میکنـے
با من ازدواج میکنی
بعدش چون آمادگی این همه خواستگار رو با هم نداشتم اومدم پایین که ادامه تحصیل بدم. . .:|

 

 

 

مکان : کلاس درس
زمان : 10 صبح , آخرای وقت کلاس
استاد : این تمرین ها رو حل کنید . نمره دار
دانشجو : حل کنیم بیاریم ؟
من : حل کن بذار تو یخچال یه وقت فاسد نشه

حاضرین در کلاس :))))
دانشجوی خاص :|
استاد : برو بیرون 

 

 

 

 

دوازده شب رسیدم دم خونه,,کلید نداشتم,,به داداشم زنگ زدم میگم یواش در رو باز کن بقیه بیدار نشن
میگه در خونه رو?
نه داداشی در یخچالو,,,,سرشب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها

 

 

 

 

 

 

به یارو میگم سم میخوام واسه سوسک,,,,میگه میخوای سریع بمیره?
په نه په میخوام شکنجه ش کنم ازش اعتراف بگیرم

 

 

 

 

 

به آپراتور اداره میگم شماره فلانی رو واسم بگیر
میگه اگه گرفتم وصل کنم?گفتم په نه په فوت کن قطع کن