دوستان منتظر خاطره های شما هستم تا بتونم باز هم از این قسمتها بذارم . فقط سعی کنید خاطراتتون طنز باشه و مثبت هیجده نباشه خو خانواده نشسته . قلبنیشخند


دوم راهنمایی بودم تو عروسی یکی از فامیلامون یه گروه ارکست اورده بودن خیلی باحال بود به چشمک برادری خخخ همشونم خوش هیکل وباحال اونجا گفتن که هرکی شماره مارو میخواد بیاد بگیره واسه عروسیا زنگ بزنه ما نرفتیم مثلا رومون نشد .چندروز بعدش من توخیابون یکی از اون خواننده هارو دیدم اسمش شاهرخ بود دوییدم گفت شاهرخ وایسا گفت بفرمایید منم گفتم میشه شماره گروهتونو بدید گفت اصن شماره خودمو میدم شما کاری داشتی به خودم بزنگ هیچی دیگه شماررو گرفتیم منم یه روز از روی کنجکاوی از باجه تلفن زنگیدم ببینم صداش چه جوره  ئبعدش اس دادمک خو اهرم گفتم شاهرخ صداش معذرت میخواما خیلی انه اومدم ارسالش کنم فرستادم واسه خودش دیدم بلالفاصله زنگ زد منم  دیگه هنگ کرده بودم جواب دادم گفتم بفرمایید گفتش این چیه که واسه من فرستادی منم هول شدم گفتم انه یه اصطلاح فرانسویه ینی خیلی خوبه اونم برگشت گفت پس شما هم به همون اصطلاح فرانسوی خیلی انی منم دیگه موندم چی بگم ولی کلی خندیدیم

(صبا)

 

 

 

 

اها ما یکی از فانتزیامون اینه ک سر کلاس  وقتی کلاس خیلی ساکته همه تمرکز دارن خط کش اهنی میکنیم زیر بچه ها.....انقدر حال میده...انگار از زیرشون سوسک رد میشه...تا براش شعرم ساختیم..حالا شعرش ب کنار ولی اسم این رسم خط کش پرونه.....یه سری سر درس دینی با بچه های جلویی اینکارو کردیم...انداختنمون بیرون از کلاس

(سوگند)

 

 

 

 

یه بار میخواستم از محل کارم بزنگم به خواهرم 2 رقم آخر رو جا به جا گرفتم مثلا به جا اینکه 84 بگیرم 48 گرفته بودم زنگ خورد یه آقایی گوشی رو برداشت بدون سلام یهو گفتم شماااااااااا ؟؟؟؟ گفت شما تماس گرفتی . منم پرو گفتم گوشی خواهرم دست تو چه کار میکنه گفت خواهرت کیه این خط خودمه شمارتو چک کن شاید اشتباه گرفتی منم سرسری یه نگاه به شماره انداختم گفتم نه درسته شماره خواهرمه گفت پس شاید خودم خواهرتم تغییر جنسیت دادم گفتم خفه شو مرتیکه دزد گوشی خواهرمو دزدیدی عوضی (( آخه تقریبا 1 ماه قبلش گوشی خواهرمو تو خیابون دزدیده بودن )) اونم گفت خدا شفات بده انگار خیلی حالت بده بیام ببرمت دکتر منم یه چیزی گفتم که حالا بماند بعد دوباره نگاه شماره کردم دیدم ااااا راست میگه آخرشو اشتباه گرفتم واسه اینکه ضایع نشه صدامو تغییر دادم کاملا مودبانه گفتم سلام آقا ببخشید این خانمی که الان با شما صحبت کردن همکار من هستن یه کم از نظر روحی مشکل دارن اگه جسارتی شده عذر میخوام اونم گفت نه خانم خواهش میکنم خودم متوجه شدم زیاد نرمال نیست و بعد از کلی عذر خواهی قطع کردم

(یلدا)

 

 

 

منم یه روز تو ماشین نشسته بودم منتظر بابام یهو دیدم یه مرده که چندتا شیرخشک اینا دستش بود و اصلا حواسش نبود در ماشین رو باز کرد خواست وارد شه که یهو چشش خورد به من و کلی جا خورد و رفت سمت ماشین خودش.دیدم خانمش که تو ماشین نشسته بود داشت میخندید. واقعا خنده دار بود. دوباره خودمم یه بار رفتم در ماشین رو بازکنم دیدم نمیشه.نگاگردم دیدم ماشین عقبه و اشتباهی خواستم سوار شم. شانس اوردم آژیر خطر نداشت!!خخخ

 

(دخمل)

 

 

 

دیروز دستم تو دماغم بود توی یه عالم دیگه بودم که خواهرم داد زد : خجالت بکش حالم رو بهم زدی دارم نگات میکنم ها.برای عوض کردن بحث گفتم میدونی چه موقع حال میده دست بکنی تو دماغ؟ گفت : نه. گفتم موقعی که پیاز خورد کردی و دستت بوی پیاز میده بعد دست بکنی تو دماغ بوی پیاز میپیچه تو دماغت یک حالی میده که نگو. خواهرم نگام کرد و گفت خیلی بی شعوری

 

(تینا)

 

 

 

 

این خاطره بعد از پست ترنم درباره درس تنظیم خانواده یادم اومد سر کلاس تنظیم بودیم کلاسمون فقط دختر بود چندتا از پسرهای دانشگاه که میدونستند کلاس تنظیمه در کلاس رو باز کردن و به استادمون که خانوم بود گفتند میشه ماهم بیایم سر کلاس میخوایم واحد عملی بگذرونیم !خلاصه استاد بهشون گفت برید بیرون. اونها هم رفتند روبروی در کلاس وایسادن و شروع کردن به تیکه انداختن و خندیدن .استاد گفت الان حالشون رو جا میارم بعد رفت پای تابلو و شروع کرد به کشیدن دستگاه... آقایون .هیچی دیگه پسرها خودشون سرشون رو انداختند پایین و رفتن.

 

(تینا)

 

 

 

آقا سوتی دادم در حد تیم ملی

استاد ریاضیمون یه پسره جوونه از این جوگیرا که فکر میکنه خیلی خوشکل و خوشتیپه همون جلسه اولم که اومد سر کلاس شمارشو نوشت گفت از اونجایی که من با دانشجوهام خیلی راحتم شمارمو میدم که کاری داشتید تماس بگیرید جون عمه اش. تا اینکه پنج شنبه در حین درس پچه ها منو اغفال کردن گفتن بزنگ بهش ببینیم آهنگ پیشوازش چیه ؟ منم بدون هیچ فکر قبلی زنگیدم  تا گوشیش زنگ خورد عذر خواهی کرد از کلاس رفت بیرون جواب بده منم سریع قطع کردم خلاصه کاملا ضایع شد برگشت سر کلاس . بعداز کلاس اومدم خونه ساعت حدود 8 شب بود دیدم زنگ زد به گوشیم گفتم جواب ندم سر کلاس اینقدر اذیتش کردم صدامو میشناسه تابلو میشم اصلا یادم نبود گوشیم رو پیغام گیره یهو رفت رو پیغام گیر حالا حدس بزن پیغام گیر من چیه ؟

لطفا پس از شنیدن دعای جوشن کبیر پیغام خود را بگذارید با تشکر رضایی

یهو دیدم منفجر شد از خنده چیزی نگفت قطع کرد سریع زنگیدم به دوستم گفتم اینجوری شده گفت بیچاره آمار گرفتم طرف کارمند مخابرات هم هست اگه اینجوری هم نمی فهمید کی هستی فردا صبح میرفت سر کار از فوضولی پیگیری میکرد ببینه کی بوده بهش زنگیده 

(یلدا)


 

با تشکر از دوستای گلی که واسم خاطره میذارن قلب