برای خواندن به ادامه ی مطلب بروید .قلب


شمع شدی، شعله شدی، سوختی
خاک تو سرت هیچی نیاموختی!
دانشجو روزت مبارک

 

 

 

 

زنگ زدم 115 ، میگه آمبولانس میخواین قربان؟؟
پ ن پ یه پلیس 110میخوام، بقیش رو هم آدامس بدین...

 

 

بگو دوچرخه...سیبیل بابات میچرخه
بگو حقته...قورباغه هم قدته فردا روز عقدته
بگو متکا...بخور از این کتک ها
بگو چاقو...برو بچه دماغو
بگو اشرف...دلم برات قش رفت
از تفریحات سالم ما دهه پنجاهی ها! :))))

 

 

 

بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه فاطیما خودتی ؟
میگم: پَ نه پَ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره 1 ، برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2 و …
گفت زهر مار و قطع کرد !

دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق . منم پای کامپیوتر بودم !

گفت اگه یه بار دیگه بگی پَ نه پَ ، دیگه تو این خونه نمیخوابی !
گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا ؟
گفت پَ نه پَ خونه رو عوض میکنم بزغاله

 

 

 

خسته و کوفته اومدم خونه داداشم رو در پذیرایی یادداشت گذاشته یه نوشته گذاشتم تو اتاقت برو بردار...
رفتم تو اتاق دیدم نوشته سرت کلاه گذاشتم یادداشت اصلی پشت همون برگه ایه که رو در بود...
رفتم یادداشت رو درو کندم پشتش نوشته یه یادداشت تو یخچاله زیر ظرف میوه ها...
منم حرصم گرفت بدون توجه به یادداشت یه نیمرو درست کردم و خوردم...بعد ناهار یادداشت زیر ظرف میوه رو خوندم دیدم نوشته ما رفتیم خونه خاله اما مامانم برات پیتزا که دوست داری درست کرده گذاشته تو فر...اما اگه نیمرو خوردی دیگه پرخوری نکن بذار اومدم باهم میخوریم...

 

 

 

 

جلو عابر بانک تو صف وایسادم،یارو اومده میگه ببخشید شمام پول میخاین؟

پ ن پ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا ایمیلمو رو چک کنم!!!

 

 

سوسکو تو توالت کشتم گرفتم دستم ببرم بندازمش بیرون، مامانم میگه مرده؟
پ ن پ، ،تو توالت خوابش برده دارم میبرم سر جاش بخوابونمش !!!!

 

 

 

هیچ وقت یادم نمیره یه بارم معلممون یکی رو گرفت مث سگ زد از کلاس انداخت بیرون. بعدش پشیمون شد گفت آخه بچه‌ها شما چرا اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون.شما مث بچه‌ای خودم میمونید. حالابرید اون دوستمون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو. آقا پسره اومد تو، معلمه بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت. چرا آخه. ها. چرا آخه. یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن ، پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد...

 

 

 

 

پلیسه با موتور اومد از کنارم رد بشه،از گرما کلاه کاسکتشو گذاشته بود رو کیلومتر موتور…

به من نیگا کرد با اشاره گفت:

کمربند ؟؟


منم یه نگاه بهش کردم و با اشاره گفتم:

کلاه….

یارو نابود شد !

 

 

 قلب