برای خواندن به ادامه ی مطلب تشریف ببرید .

قلب


تو باشگاه کیک بوکس اخره کلاس هم رو به سقف دراز میکشیدیم استاد لامپارو خاموش میکرد میگفت 1 نفستونو بدین داخل 2 بدین بیرون
گفت 1 یکی از بچه ها با یه صدایی نفس کشید همه خندشون گرفت
استاد گفت نخندین درست نفس بکش ریلکس کن یه 20 ثانیه حرف زد 
بعد دوباره گفت 1 یهو آرش با یه حالتی که نفسو نمیخوایی بدی بیرون گفت استاد 2شو نگفتی(نفسشو هنوز از 1 اولی نداده بود بیرون)
همه ترکیدن از خنده

 

 

 

 

 

شمایی که وقتی از عابر بانک پول میگرید، می‌شمریدش، حالا گیرم که کم بود، چی کار میخوای بکنی ؟؟ :|

 

 

 

 

 

یکی از فامیلامون خیلی دوست داره خودشو مایه دار نشون بده...

یه شب شام خونشون بودیم، بعد از شام مثلا میخواست کلاس بذاره..

دخترشو که 8-9 سالشه صدا کرد... دستشو کرد تو جیب پیرهنش یه


تراول پنجاهی داد به دخترش گفت: نیایش بیا بابا!! داشت یادم میرفت

اینو ببر بنداز تو قلکت.... دخترشم با اخم گفت: نمی خوام بابا ... الان

پول میدی دوباره چکت میخواد برگشت بخوره میای قلکمو میشکنی

پولای خودمم ور میداری... نمیخوام!!

 

 

 

برو حاجی من توی 5 ترم کلا 34واحد پاس کردم منو از 21 دسامبر میترسونی؟

 

 

 

 

مسواک من سبزه ، مسواک مامانم زرد، مسواک ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ بنفشه و مسواک آقام آبیه.بعد آقام ورداشته ته مسواکشو سوراخ کرده که با مال ما قاطی نشه :|

 

 

 

وقتی دو تا دختر باهم حرف می زنن به نظرتون شیطان چیکار میکنه ؟؟
.

.
.
.
.
.
شیطون میشینه یه گوشه و به حرفاشون گوش میده و از رو حرفاشون جزوه بر میداره... :))))

 

 

 

 

خانوما میتونین کم کم برین به استقبال پوشیدن بوت هایی که تو حراجی پارسال آخر فصل خریدین :)))

 

 

 

 

 

سر کلاس قبل از اینکه استاد بیاد پشتمو کرده بودم به میز استاد و داشتم واسه دوستم که میز اول بود یهمسله را توضیح میدادم تو همون شلوغی بود که استاد اومده بود تو کلاس ولی هنوز کلاس شلوغ بود.از پشت زد به شون من گفت برو بشین.من فکر کردم یکی از دوستامه چون اصلا حواسم نبود.گفتم: گه نخور تا اینو واسه این بگم.
آقا اگه بدونید کلاس چی شد. ولی استاد گفت: چون حواست به درس بود ومتوجه نشدی کاری بهت ندارم برو بشین.

 

 

 

3تا دروغ هست , که تو زندگی زیاد میشنوی :

1 - عاشقتم

2- تا آخر عمرباهات میمونم

3-دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره!!! :|

 

 

 

 

چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..!

.
.
.
وقتی معلم میبردمون پا تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد

 

 

 

یه روز سر کلاس نشسته بودیم استاد هم یه خانم کم سن وسال بود ؛منم همیشه عادت داشتم سر اون کلاس هر هفته یه نیم ساعت برم بیرون هوا خوری؛
خلاصه یه جلسه استاد امد درسو شروع کنه دید ماژیک نداره به یکی از بچه ها گفت بره بیاره که یهو من گفتم استاد من دارم بدم خدمتتون ؛ گفت ممنون میشم ؛یه پنج دقیقه گذشته بود که گفتم اجازه هست بریم بیرون ؛در حالی که بلند شده بودم برم گفت نخیر بشین سرجات مارو میگی کلاس و میگی همه به ما خندیدن منم نامردی نکردم گفتم پس ماژیکمو بده!!!!

 

 

 

 

دقت کردین بعضی حیوانات چه نقش کلیدی دارن توی ادبیات ما؟
مثلا همین سگ چقدر کاربرد داره
به چند تاش توجه کنین:
از سگ دو تا بوق سگ کار میکنم
یارو مثل سگ از زنش میترسه

محل سگ بهش نذاشتم
جون سگ داره
عین سگ و گربه افتادین به جون هم

با اون اخلاق سگیش
نذار اون روی سگم بالا بیاد
و انواع بد و بیراه که با استفاده از کلمه سگ با دیگر کلمات حاصل میشه

 

 

 

زن : عزیزم تو سیگار می کشی ؟
مرد : بله
زن : روزی چقدر ؟
مرد : 3 بسته
زن : پول هر بسته چقدره ؟

مرد : 3000 تومن
زن : چتد ساله سیگار می کشی
مرد : 15 سال
زن : بنابر این اگه هر بسته سیگار 3000 تومن باشه تو هم روزی 3 بسته سیگار بکشی 270000 هزار تومن هر ماه پول سیگار میدی که در یکسال میشه 3240000 تومن درسته ؟
مرد : درسته
...زن : اگه تو هر سال این پول رو نگه می داشتی توی 15 سال می شد 4860000 تومن درسته ؟
مرد : درسته
زن : می دونی اگه تو سیگار نمی کشیدی اون باعث می شد پولت هدر نره و الان می تونستی یه پورشه بخری ؟
مرد : تو سیگار می کشی؟
زن : نه
مرد : پس اون پورشه ی لعنتیت کجاست؟؟

 

 

 

 

قبلنا پسرها عاشق دخترهای نجیب میشدن،
حالا عاشق دخترای عجیب.. :|