برای خواندن به ادامه ی مطلب تشریف ببرید .

 


 

گوشی مامانم زنگ می زنه،
هر چی می گرده تو کیفش پیدا نمی کنه...
میگه فکر کنم جا گذاشتم!

 

 

 

 موفق باشید 

سال آخر دانشجویی که تو بیمارستان کشیک بودیم یه شب یک نفر رو آوردن اورژانس که دریل رفته بود تو شکمش و یه قسمت هایی از روده آسیب زده بود.
جریان از این قرار بود که این بنده خدا برای عروسی که دعوت بوده یه کمربند نو خریده بوده که سوراخ کمربند براش تنطیم نبوده این بنده خدا هم تو حالتی که کمربند تو شلوارش بوده می خواسته با دریل سوراخ بزنه که...
اون شب کل اورژانس از خنده روده هاشون باد کرده بود!

 

 

 

 

پدر:پسرم میخوام این ترم معدلت 17 بشه ...
پسر:من این ترم معدلم 20 میشه ...
پدر:شوخی میکنی ...
پسر:خودت سر شوخی رو باز کردی

 

 

 

 

رفتم گل فروشی گل بخرم یه گل خوشگل بزرگ دیدم برگشتم گفتم :آقا این طبیعیه؟؟
.

.
.
.
.
دختر 5ساله دراومد جلو همه گفت په نه په سزارینه! :-|

 

 

 

امروز سر جلسه امتحان یه مراقب دختر بود خیلی فنچ بود و کلی جو گیر بود یه جوری مثل عقاب که به شکارش نگاه میکنه به بچه ها نگاه میکرد منم سرما خورده بودم از جیبم یه دستمال کاغذی درآوردم سرمو گرفتم پایین دماغمو باهاش پاک کردم این دختره سریع اومد تقلب بگیره گفت چیه تو دستت منم گفتم هیچی خلاصه اینقدر اصرار کرد گفت دیدم یه چیزی از جیبت درآوردی بدش به من
آقا ماهم نامردی نکردیم دستمالو با محتویاتش گذاشتیم کف دستش آنچنان جیغی زد که سالن بهم ریختو وسیله تقلب بچه ها فراهم شد

 

 

 

"هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی ؛
شیر یا خط بنداز !
مهم نیست شیر بیفته یا خط …
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه ،
یه دفعه بفهمی :
دلت بیشتر میخواد شیر بیفته ، یا خط …

 

 

 

 

به دختر داییم زنگ زدم میگم:سلام!
میگه:سلام کردنت تو حلقم!!
میگم:خوبی؟؟
میگه:احوال پرسیت تو حلقم!!
میگم:چه خبر؟؟

... میگه:خبر پرسیدنت تو حلقم!!!
میگم:بسته دیگه لوس بیشعور بی مزه!!
میگه:عصبانیتت تو حلقم!!!
گوشی رو از عصبانیت قطع کردم اس ام اس داده میگه:قطع کردنت تو حلقم
:|

 

 

 

رفته بودم ماموریت ،بعد از یه ماه که برگشتم،
بابامو تو فرودگاه دیدم با پیرهنِ مشکی!
ترسون لرزون رفتم جلو گفتم :
سلام ! چی شده بابا ؟
گفت : هیچی ...!

گفتم : ترو خدا ...جانِ من راستشو بگو !
گفت : مامانت ...
بعدش یه مکثِ طولانی کرد!
همونجا زانو زدم ، یهو زد زیرِ خنده گفت :
اَه پاشو بابا توام شورشو درآوردی !
مامانت همه ی لباسارو شسته بود؛ فقط همینو داشتم بپوشم

 

 

 

 

به زنه میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟
میگه : فقط ۵۰%
میگن ازکجا فهمیدی ؟
میگه : ازخدا خواستم شوهرم خرپول باشه ، خر هست اما پول نداره !
:))))))))))))

 

 

 

 

یکی از فانتزیای دوران دانشگام همیشه این بود که یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم واینا!
بعد در حضور همه برم جلوش کلمو بکوبم به وایت برد بگم:منو ازنمره می ترسونی؟من زندگیمو باختم استاد!
برو از خدا بترس!!! :|

 

 

 

 

مشروطه خواهی می نویسد : در ابتدای مشروطه ؛ بخانه ای رفتم ؛پیر زن و دختر جوانی آنجا بودند . 

پیر زن پرسید : منظور از مشروطه چیست ؟؟ 
گفتم : قوانین جدید. 
گفت : مثلا چه ؟ 

به شوخی گفتم : مثلا دختران جوان را به پیر مردان دهند و زنان پیر را به جوانان !
دخترش گفت : این چه فایده دارد ؟؟ 
پیر زن بلافاصله به دخترش گفت : ای بی حیا ! حالا کار تو به جایی رسیده که بر قانون مشروطه ایراد میگیری

 

 

 

 

داییم اینا اومدن خونمون دخترش 4 سالشه رفته بود تو حیاط بازی کنه بعضی وقتام درو وا میکرد میرفت تو کوچه
داییم گفت برو دعواش کن تو کوچه نره
رفتم با اخم گفتم تو کوچه نری ها
گفت چشم
موندم دهه 80 و چشم
که یه دفه گفت ولی اگه بخوام میرم به تو هم ربطی نداره!!!

 

 

 

 

 

 

 

یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟

فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!

 

 

 

 

 

طرف امسال دانشگاه قبول شده دو هفته نگذشته عاشق یه دختره ترم آخری شده حالا این هیچی :| میدونی عمق فاجعه کجاست؟ اینکه :

.
.
.
.
.
رفته به دختره گفته دیگه خوش ندارم بیای دانشگاه،محیطش خرابه ! :| 

 

 

 

 

 

 

 

زن داییم دراز کشیده بود یه دفعه زلزله اومد اونم بلند شد فکر کرد سرش گیج رفته چند لحظه بعد همسایشون میاد در خونه رو میزنه و میگه فهمیدی زلزله اومد زن داییم با خونسردی میگه نه بابا زلزله نبود سر من گیج رفت!!!

 

 

 

 

 

چند سال پیشا که من اول دبیرستان بودم یه بار گیر سه پیچ دادم به داداشم که باید منو هم با خودت ببری دانشگاه آقا با هزار التماس قبول کرد خلاصه ما رفتیم دانشگاه وسر کلاس نشستیم منتظر استاد بودیم بعد از 5 دقیقه استاد اومد آقا همین که استاد وارد شد من بلند شدم سر پا و شروع کردم صلوات فرستادن با صدای بلند همین که به خودم اومدم دیدم بچه ها دارن زمینو شخم میزنن از خنده
وقتی به داداشم نگا کردم خشمو درون چشاش حس کردم آقا ما نشستیم واستاد شروع کرد درس دادن بعد از یک ساعت گلاب به روتون دستشویمون گرفت و بلند شدیم گفتیم آقا اجازه بریم دستشویی دیدم هم چنان کلاس منفجر شد و نزدیک بود به نفت برسیم بعد از دانشگاه دیگه از جلو دانشگاه با چکو لگده داداشم روانه ی خانه شدم
از همون بچگی هم فقط موجب شادی بقیه میشدم!!!!

 

 

 

 

 

تدابیر امنیتی وقتی صدای پا میشنوید که میاد سمت اتاق :
1.مینیمایز کردن تمام صفحات نت
2.سایلنت کردن گوشی و قرار دادنش به صورت پشت و رو
3.sign out مسنجر
4.گذاشتن یک کتاب 87698273456 صفحه ای جلوم

...5.باز کردن new tab و جست و جو در مورد اون موضوعی که استاد گفته
6.ورق زدن کتاب ، جوری که صداش بره بیرون اتاق
7.بهم ریختن موهام ، کشیدن یک آه عمییییییییق (یعنی چقد این درس سخته )، اخم کردن و نگاه ملتمسانه به کتاب
8.گرفتن یه مداد تو دست و خط کشیدن زیر سطرای کتاب
و سرانجام بعد این همه کار آخرشم صدای پا از جلوی اتاق رد میشه و این همه تلاش شما بی نتیجه میمونه :|:|||:|

 

 

 

 

طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسیاشو ببرن!
میگه:اااالو اااوورجانس ،این ههههمسسسایمووون ممممرده!
یه آمبولانس میفرررررستین؟!
...طرف میگه: آدرستون؟!

یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه: ظظظظظ!
... ... ... طرف میگه :ظفر منظورته ؟
میگه: نننننننـــنه!
طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!
۲هفته بعد همین اتفاق میفته بازم طرف میگه :آدرستون؟
باز زبونِ یارو بند میاد میگه: ظظظ
ظ!
طرف میگه ظفر؟ میگه: ننننه!
باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!
۳! ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه:
اااااووووورژانس، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گند
گررررررفته یه آمبولانس بببفرستیییین!
طرف میگه :آدرستون؟!
باز زبون یارو بند میاد میگه: ظظظظ!
از اونور میگن :آقا منظورت ظفره؟!
طرف میگه :آآآآررررره آآآآشغااااال؛
آآآآررره کککککثافت
ککشووووندم آورددددمش ظفرببییییا بببرش

 

 

 

پسر داییم رفته مهد کودک یه دختر سفید با موهای خیلی روشن دیده به مامانش گفته : مامان این دختره چرا انقدر کمرنگه؟

 

 

 

 

کلاً با خرسا حال میکنم
۶ ماه میخوابن
۶ ماهم میرن ماهیگیری
کلاً تو عشق و حالن ! :|

 

 

 

 

اﮔﻪ ﺭﻓﺘﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭﺵ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ:ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻛﺴﯽ ﻛﻪ ﺩﺭﺍﯾﻦﻣﻜﺎﻥ ﺳﯿﺐﺑﺨﻮﺭﺩ،
حوصله نداریم دوباره بر گردیم به این دنیا

 

 

 

 

به طرف میگن یکم تو زندگیت تنوع ایجاد کن؛
شب میبینن نشسته رو تلویزیون داره کاناپه رو تماشا میکنه.....

 

 

 

 

 

 

معلم: جامد چیست ؟

دانش آموز: مگه خودتون نمیدونید؟

معلم: چرا میدونم

دانش آموز: پس چرا وقت کلاس رو الکی میگیری؟!

 

 

 

 

باحال ترین لحظه دنیا خندوندن دوستاتون در حالی که دارن آب مینوشنه !