امروز بیشتر اینها رو آبجی یلدا زحمت کشیده واسم فرستاده بنده در همین جا و از همین تریبون از یلدا - تازه وارد - پروانه- امیر-و دیگر بچه ها اینقدر تشکر میکنم که نگو کاشکی میدونستم خونشون کجاست کفشاشونو میدزدیم بعد فرداش میذاشتمشون سر جاش (اونم واکس خورده) که کلی ذوق کنن .

 

بقیه در ادامه ی مطلب


اگه دیوید بکام اسم پسرش را می ذاشت ایام، صداش می کردند ایام بکام، حال می کرد!

 

 

 

 اولین بار که تو عمرم تقلب کردم ؛ سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی: پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟ جلوییم: چپ! من : چپ کدوم طرفه؟!... همچین اسکلایی بودیم ما !

 

 

 

یه بار با بابام دعوام شد ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بی خیال شدم باهاش آشتی کردم!

 

 

 

مردی که فردای روز پدر جوراب پاره پاش باشه، تنهاترین مرد دنیاست !

 

 

 

 بعضی وقتا وقتی یکی میگه «ببخشید اشتباه کردم» بهتره قبول کنید چون «خوب کردم اشتباه کردم» آپشن بعدیه که بهتون ارایه می ده !

 

 

 

 تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب می کشیم !

 

 

 

تو امتحانا دنبال این نیستن که ببینن چقدر حالیته، هی می خوان ببینن چی بلد نیستی!

 

 

 

 

تو هوای بارونی
.
.
.
.
.
خیلی راحت میتونید از پنجره اتاقتون تف کنید رو سر عابرین...!!

 

 

 

ینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،
اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،
اینایی که عشقشون لباس مشکیه،
اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،
اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،
اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،
اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،
این لامصبا دزدن

 

 

 

 

 

 

دختره سوار اسب کنار دریا عکس گرفته زیرش نوشته اون بالای منم :|
یک دقیقه سکوت لدفن :|

 

 

 

یکی از کرم‌های که علاقه دارم بریزم
اینه که واسه یه فیلم زیرنویس فارسی بدم بیرون
بعد اول فیلم بنویسم این یارو رو می‌بینی؟ آخر فیلم می‌میره!
:)))

 

 

 

 

 

فقط ایرانی ها هستند که مهمون دعوت می کنن

و بعد از اینکه مهموناشون رفتن میگن :آخِیش !!!

 

 

 

 

بی شعوری یک عیب مادرزادیه بیاین با بی شعورا مهربونتر باشیم...

میدونم سخته ولی غیر ممکن نیست....

 

 

 

ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﺎﯾﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ ، ﺑﻪ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪﺍ ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ،
ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥ ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﺁﻫﯽ
ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ : ﭼﺎﯾﺘﻮ ﺑﺨﻮﺭ
:|

رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری. این کاغدا یارانه
دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی 20 تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که...
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.

توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم: بی زحمت بیست
برگ از رو این برام کپی بگیرین.

 

 

 

 

سوار تاکسی بودم یکی از مسافرا خواست پیاده بشه من پیاده شدم تا اون پیاده بشه وقتی دوباره سوار شدم انقدر گیج بودم که گفتم سلام !!! راننده و مسافر بقلی یجوری که انگار تو دلشون میگن خدا شفاش بده بهم نگاه کردن !! منم که زود متوجه سوتیم شده بو.دم سریع دستمو گذاشتم روی گوشم که مثلا هندزفری تو گوشمه و گفتم سلام!! و شروع کردم به تند تند حرف زدنو یدفه هم با اون فرد خیالی که باش حرف میزدم مثلا دعوام شد و صدامو بردم بالا....همون لحظه به راننده گفتم پیاده میشم...و برای اینکه قضیه طبیعی جلوه کنه تا تاکسی خوب دور نشده بود همینجوری تو خیابون الکی حرف میزدم...دعوام با فرد خیالی بالا گرفته بود شانس آوردم به زدو خورد نکشید!!!

 

 

 قلبقلبقلب