برای خواندن به ادامه ی مطلب تشریف ببرید . خو چقدر باید هی اینو بگم خو .


وقتی دنبال بهترینی...

به پا یه وقتی نر*نى....!

 

 

اسم خواهر من نسرین هست و اسم شوهرش بهنام
خواهر لوس من شوهرش رو بنی جونم صدا میکنه، دقت کنین ه بین ب و ن حذف شده
اون روز بهش میگم خب اومدیم و شوهرتم خواست همین کارو بکنه اونوقت تو میشی
نرین جونم 

 

 

 

 

تو تاکسی نشستم ماشین بغلی یه دونه نیسانِ خسته ، داغونه .
راننده نیسانه تا ارنج دست کرده بود تو دماقش داشت تو ترافیک تفریحات سالم انجام میداد ی
راننده تاکسی مثلا خواست بگه چقد من باحالم به راننده نیسان گفت : تو این نیست تو اونیکیه 
راننده نیسان برگشت یه نگاه عاقل اندر صفی کرد ، دست که پر از ان دماق بود از تو سوراخ در آورد گرفت سمت راننده تاکسی گفت گه خردی پس این چیه؟؟؟؟

 

 

 

 

رفته بودیم عروسی دختر همسایمون بعد عروسی مامانم داشت با خانم همسایه صحبت میکرد و تبریک میگفت واینا منم اصلا حوصله صحبت نداشتم فقط لبخند میزدم و هرچی مامانم میگفت تایید میکردم!
مامانم : مبارک باشه ، خوشبخت بشن ان شالله .
من : بـــله ، مبارکه ، امیدوارم خوشبخت بشن.
مامانم : مرسی ، دستتون درد نکنه ، همه چیز عالی بود ، خیلی خوش گذشت.
من : بــــله ، ممنون همه چیز خیلی خوب بود!
خانوم همسایه : دست شمام درد نکنه ، ان شالله عروسی دختر خودتون.
من : بـــــله ، مرسی ، ان شالله....!!! :|

 

 

 

 

این مال خودمه دزدی نیست (یه خورده خاطره ی داش دیوونه ایه):

یه بار رفتم دکتر (سرما خورده بودم) تا ما رفتیم تو مطب یه بیمار اورژانسی آوردن و دکتر رفت بیرون و مشغول شد منم یه 45 دقیقه همینطوری نشسته بودم بعد سه ربع ساعت نظافت چی بهداری اومد تو اتاق و ازم پرسید شما با دکتر کاری داشتین ؟ گفتم بله ! گفت چکارش داشتی ؟ گفتم : میخواستم ازش بپرسم عن همه قهوه ایه یا فقط من اینطوریم .
نظافت چی :-(((
من :-))))
عن :-)))
همه :-0

 

 

 

گوشیم فارسی نداره ، همیشه مینویسم سلام گلم که میشه کلم و همیشه جواب میگیرم سلام چغندر ، سلام سیب زمینی ، سلام هویج

 

 

 

 

یکی از فانتزیام اینه که ماشین خفن دیدم با عجله سوار شم بگم چرا دیر اومدی :|بد که رانندرو دیدم بگم اااااااااااا ببخشید فک کردم بابامه بد پیاده شم :|