برای خواندن جوکیات امروز به ادامه ی مطلب بروید قلب


بابام اومده ماهی هامو از اکواریوم در اورده یکیشونو گذاشته تو تنگ ماهی،گذاشته رو شوفاژ بعد اومده به من میگه ببین چه تند حرکت می کنه این ماهیا سردشونه ببین چه سرحال اومده.گفتم آبپز نشه حالا این بیچاره گفت نه بابا جانه من حالا تازه داره کیف میکنه و بعد از نیم ساعت ماهی بد بخت جان بر کف،کف زمین پیدا شد فکر کنم مردن رو به سوختن ترجیح داد:( 

 

 

 

 

همین قدر که شما دخترا درگیر اینید که شام چی بپزید ما پسرا هم درگیر اینیم که شام چی بخوریم

 

 

 

 

الان میخواستم نیمرو درست کنم انقدر از یه موضوعی نارحت بودم و توی فکر بودم که یادم رفت تخم مرغ بشکنم توی ماهیتابه!!! ینی فقط روغن سرخ کردم!!! بعدشم تا پنج دقیقه داشتم فکر میکردم من الان تخم مرغارو خوردم که فقط روغن مونده یا واقعا یادم رفته که تخم مرغارو اضافه کنم؟؟؟
با اجازه من میرم خودمو به دکتر نشون بدم...نه اصن میرم بستری بشم :|

 

 

 

 

 

 

یه استاد داریم سر کلاس ماژیکش که تموم میشه پرت میکنه به سمت سطل آشغال بعد چه بیفته توش چه نیفته ذوق مرگ میشه. دقیقا برام سواله چه جوری به این مدرک دادن برسه به اینجا :|

 

 

 

 

 

 

 

موردی هم دیده شده که دختره نامزدشو عوض کرده چون با رنگ لاکش ست نبوده :|:|

 

 

 

 

 

نامه ای به نامزد
..
.
.
.
از دوریت دلم میخواد گریه کنم
.
.
اما یاد قیافه ات که میافتم خندم میگیره

 

 

 

تو تاکسی بودم یه دختره گیتار رو دوشش بود یهو پرید جلو ماشین ؛ راننده زد رو ترمز ، چپ چپ همدیگه رو نگاه میکردن که راننده گفت شیطونه میگه برم اُرگو تو سرش خرد کنمااا …

 

 

 

 

 

 

یه نامزد نداریم ، تصادف کنه بمیره ، تیپ بزنیم بریم سر قبرش ، بگن خدا بیامرز چه تیکه ای نامزدش بوده:))

 

 

 

 قلب