خوب خوب خوب یه کمک برای جاسوسها داره میرسه . 

یادتونه خیلی پیش ها از یه موجودی به اسم سیم سیم نام بردم ؟

حالا ایشون گویا یه خورده سیستم سرکوب خونش افت کرده و به قول خودش از من تقاضای دوئل کرده من از ایشون به اسم سیما یاد خواهم کرد . وایشون به اسم داش دیوونه منو باید یاد کنه . طبق در خواست ایشون که فرمودند اگه جرات داری از من یه چیزی بنویس تا بیام دودت کنم . بنده اولین مشت دعوا رو میزنم تا ایشون واسه دود کردن ما دست دلشون به کار بره . 

بقیه در ادامه ی مطلب .


اول شبیه ترین موجود به سیما رو ببینید (زمان ما کارتون معروفی بود و اسمش خپل بود نمیدونم زمان شما هم نشونش دادن یا نه ؟ در کل عامل افسردگی بود.)

نام : سیما

سن: 39 سال

قد : 183 سانتی متر

وزن : 150 به بالا

رنگ پوست : عین خود شیر برنج وا رفته

ماشین سواری : تراکتور با شش موتور تقویت شده 

نام دوست صمیمی : میترا

شغل : پرستار (در اصل دست یار عزرائیل بیمار با دیدنش خودش میپره بغل عمو عزی (عزرائیل) کار عمو راحت میشه )

رنگ چشم : سبز مفی

نوع چهره : الکی خوشحال

سوخت : آدامس ریکلس

لهجه : عجو لوبو هو کو عجق

نام انتخابی توسط ارشک (پسرم) برای ایشان : خاله کوه

نام مستعار : خرس قطبی مهربان 

صفر تا صداز گریه تا خنده : سه هزارم ثانیه .

دور موتور پر رویی : یه چهل پنجاه هزار دور در ثانیه .

قدرت : سه خر بخار ( از پنج تا پله نمیتونه بره بالا)

سوخت جایگزین ریلاکس : پیتزا پپرونی

نوع صدا : تیز 

سطح هوش :

برای درک سطح هوش فقط به این خاطره دقت کنید :

وقتی بچه بودیم(اول راهنمایی) سیما اومده بود پیش میترا یعنی میترا زبان یادش بده قهقهه

با خودش یه شیش هفت تا پفک آورده بود تا بر اثر فشاری که به مخش میاد خدایی ناکرده از هوش نره و نفله بشه . اما واسه ی دختر با هوشمون یه سوال پیش اومده بود سوالی که تمام زبان شناسان کشور انگلیس هنوز مشغول به پاسخ دادنش هستند و هی با هم اختلاف نظر پیدا میکنن .

حالا سوال : میتلا میتلا (اون موقع زبونش هم چاق بود) 

مگه   (s) علامت جمع نیست ؟

میتی : خوب چرا !!!

مگه (I)  به معنی من نیست ؟

میتی : آره !!!

پس چرا (is)  یعنی است ؟ در حالیکه باید من ها معنی بده .

 و میترا تا سه روز این شکلی بود .

 

ها یه چیز دیگه : یادتونه وقتی خیلی کوچیک بودیم و تو کوچه بازی میکردیم همیشه یه دختری میومد میگفت : پسرها برن برا خو دشون بازی کنن دخترا هم بیان با من بازی کنن ؟

این جمله در سن شش سالگی توسط سیما به ثبت رسیده :

لاغرها برن با هم بازی کنن چاقها با هم . (و متاسفانه تنها موند چون هیچکس خودشو در حد سیم سیم چاق نمیدید )

خوب بیا طبق در خواست خودت اول من شروع کردم و یه چیزی بهت گفتم که بهت بر بخوره . فقط یادت باشه حق کامنت گذاشتن نداری همه ی کامنت هات مثل قبل پاک میشه حرفی داری بیا وسط بگو ، هر وقت ایمیل کنی همون روز برات میذارم تو وبلاگ .