این نبرد اول من و سیم سیم است  که در ادامه ی مطلب می آید . فقط مناسب زیر دوازده سال نیست .


قسمت اول : به قلم سیما

 

 

 

خوب داش انگار چشم سیم سیم و دور دیدی و یه مشت دهه شصتی و هفتادی و هشتادی رو دور خودت جم کردی و داری جلوشون رجز میخونی ؟ برو بچه اونروزی که ما داشتیم تو محل گرت و خاک میکردیم تو هنوز کهنه هاتو رنگی میکردی . اشتب فهمیدی داشم من اون میتی فرشته نجاتت نیسم که واسش بتازونی و فقد بت بگه کصافد بی شععععور . یآ ته  تا پا میذاشتم تو خونه از ترسم تو کمد عین موش قام میشدی ؟ حالا  ر بده که ری ... . لامصب مگه از جونت خسه شده بودی که هوس کردی پای ما رو بکشی تو معرکه ؟ خو میشسی سر جات و هی منقول پنقول مینوشتی و جوواب میدادی  خیلی ممنونم خواهر نظیفم . د اینجا رو بد آوردی نیمی دونسی  قاب آبجی سیم سیمت فقد جف شیش میشینه ؟ آره داش ما مثه تو بلت نیسیم خنزر پنزر ادبی ببافیم صاف میزنیم به قلب هدف . خو میگفتی ؟ من چاق و گنده ام ؟ آره ! اما میدونی چرا ؟ فقد واسه اینکه چشمت در بیاد . خنگم ؟ تو رو سنه نه ؟ حالا دیدیم تو تلق تلوق با هوشت سه تا سفینه هوا کردی گفتیم بذا ما یکی خنگ بمونیم جا شوما تنگ نشه . چشم ما سبز مفیه ؟ د لامصب بسکه یه مشت مف مثه تو جلومون سبز شد رنگ چشمون برگشت و همرنگ جماعت شد . آره داش ما وقتی بچه بودیم میگفتیم چاقا بیان با هم بازی کونن ، چون دنبال یه مشت دل گنده مثه خودمون بودیم . ما سووار ترکتور میشیم ؟ جون اون ریخت اکبیریت بهز اون نیس که سووار پرایت بشیم ؟ ببین داش یا همین حالا عینهو بچه آدم میری مینیویسی سیم سیم القلت یا با ما طرفی جوری میزنمت که با برف سال دیگه برگردی. خوت دانی . زت زیاد .

سیم سیم .

 

 قسمت دوم : به قلم داش دیوونه

داش دیوونه در جواب سیم سیم چنین میگوید:

واااااااای سیم سیم نمیدونی وقتی نثر جاهلانتو دیدم از ترس یه پام مبال بود یه پام پشت سیستم  اصلا ترس هی همینطور هی می اومد میافتاد به جونم . همه زورت همین بود که هی میزریدی ؟ تو که فقط دفاع کردی ؟ من چشمم سبزه ؟ من چاقم ؟ من خنگم ؟ من گفتم من  ... . در ضمن راست میگی وقتی تو می اومدی تو محل بعضی وقتها یه مدت گرد و خاک میشد اما بذار دلیلشو هم واسه بچه ها بگیم دیگه . خوب سیمای بیچاره آش رشته ی پر نخود که میخورد به مزاجش سازگار نبود و با اون حجمی که داشت عامل گرد و خاک محلی میشد البته یادت رفت بگی یه دو سه نفر رو هم شیمیایی کردی . تو تا میومدی من در میرفتم ؟ یا تا میخواستی بیای پیش میترا قبلش زنگ میزدی که من نباشم اشکت رو در بیارم ؟ البته اگه عقل درست حسابی می داشتم بایدم در میرفتم ، خو فرض کن یهو (خوب حادثه است) میترکیدی خو بعدش باید سه روز تو کار واش حبسمون میکردن . در ضمن معلومه تاس (به قول خودت قاب) تو باید همیشه جفت شیش بشینه چون تاست هم عین خودت گرد و کرویه . بعد حالا تو که خنزر جات نبافتی و صاف رفتی تو قلب هدف نمی بایست یه چهار تا حرف بزنی که ما هم رومون باز بشه شش تا جوابتو بدیم ؟ د نشد توپولف جان، ما مشت اولو زدیم که تو مشت دومو بزنی که ما تیپای سومو بزنیم نه اینکه دستو بگیری جلوی صورتت و هی بگی میزنم ها . میگم تو منو میزنی که با بارش سال بعد برگردم ؟ نه سیم سیم جون واسه تو زوده تو فعلا برو تنبک بزن که واسه زدن دستت راه بیفته . حالا واسه تشویقت که اول بری دنبال تنبک زدن یه چند تا یادته برات مینویسم تا دل به کار بدی چون اینجوری نمیشه جون تو اگه میخوای میترا و ویدا رو هم بیار کمکت من قبول دارم در ضمن به ویدا هم مصونیت کامل قلمی میدم یعنی کاری بهش ندارم(فقط به ویدا نه میترا) .

 

 

سیم سیم یادته وقتی بچه بودیم همیشه با لباس عروس می اومدی تو کوچه و بازی میکردی ؟ بعد یه بار اون زن کویتیه بهت گفت : وای خدا چه عروس چاقی !!! خودش تنهایی قد سه تا عروسه !!! بعد تو هم یهو زدی زیر گریه و زنه از ترس مامانت بهت یه شکلات گنده داد و تا گرفتیش دستت گریه ات بند اومد و بعدش دنبالش هی راه افتاده بودی و بهش میگفتی خاله بازم از اینها دارین یا گریه کنم ؟

 

سیم سیم یادته برات تازه دوچرخه دنده ای رو خریده بودن بعد شیما و نیما تو کوچه ازت دوچرخه رو گرفتن و بهت میگفتن اگه بشینی رو دوچرخه چرخهاش میشکنه و بابات گناه داره و تو هی بهشون التماس میکردی بذارین یه دور سوار بشم بعد دوچرخه ام رو میدم به خودتون ؟ بعد کدوم گرد و خاک کنی به دادت رسید ؟

 

 

 

سیم سیم یادته وقتی تو کوچه با بچه ها زورو بازی میکردیم تو همیشه نقش گروهبان گارسیا رو بازی میکردی (البته فقط یه بار نقش اسب گروهبان گارسیا رو گرفتی) ؟

 

 

سیم سیم یادته تو اون کودکستانه که منو میترا رو اخراج کردن اون زنه بهمون گفت : خوب حالا بگید هر کدومتون شکل چه گلی هستین ؟ یکی گفت گل میخک یکی گفت گل لاله یکی گفت گل بنفشه تو گفتی : گل گاوزبون بعدم مربیه گفت نه تو شکل گل شب بو (شب + بو) هستی بعد خودش قاه قاه خندید و گفت نه اصلا تو شکل قاصدکی (چون گرده)

 

 

سیم سیم یادته سعید اینها داشتن فوتبال بازی میکردن توپشون افتاد تو خیابون ماشین رفت روش بعد تو دویدی وسط و گفتی آقا قبوله من توپتون باشم ؟

 

 

خوب این فقط از کودکی حالا اگه درست دعوا نکنی دفعه بعد میریم سراغ دوران نوجوانی . البته درست هم دعوا کنی میریم سراغش ها ولی زورتو بزن که منو ضایع کنی نه اینکه مثلا لاتی بنویسی فکر کنی وای خدایا  من چه چاق خفنیم . اینجا باید بچه ها بخندن حالا یا به من یا به تو بهتره سعی کنی به من بخندن .

 

منتظرم .

 قلب