که گفتت برو دست رستم ببند

نبندد مرا دست چرخ بلند

که من از گشاد کمان روز کین

بدوزم همی آسمان بر زمین

(فردوسی)

 

برای خواندن نبرد داش دیوونه و سیم سیم (دیو سپید) به ادامه ی مطلب بروید .

 

 

قلب


ببین داش در هر صورت ما چاقیم ما خپلیم ما اصلا خود توپ فوتبالیم یا هر چی که تو میگی ولی ریز میبینمت . شیطونی میگه همچین بزنم تو سر این بچه پررو که تا دو روز دو زاری پس بده ها ؟ حالا واسه دس گرمی یه دو س تا یاتته از ما داشته باش بیبینم بعدش میخوای چی بگی نسناس ، در ضمن تو خیلی شکر خوردی که ما دنبال زن کویتیه راه افتاییم و گفتیم شوکولات میخوایم . دروغ به ناف ببندی دروغ به نافت میبندیم . آررره یه دوتا هم از اون آبجیات پرسیدم و اینجا نوشششم .

هتته

 

یادته  بچه بودی اومدی خونمون داشتی با داشم تی وی گیم بازی میکردی اومدم تلفزیونو خاموش کردم و بت گفتم اگه میخوای بازی کنی باس بری کفشامو واکس بزنی ؟ قهر کردی رفتی ؟

 

یادته  با اون سه تا پسرا سر اون دختر زاغوله خواهر رفیقت دعوات شد ریخته بودن سرت عینهو سگ داشتن میزدنت کی رف داش سعیدتو آورد ؟

 

یادته  گذاشتمت سر کار بت گفتم  فرشید رفته تو نخ  من رفتی در خونشون بزن بزن راه انداختی بعد باباش رفت ازت عارض شد کلونتری یه هفته فرار کردی رفتی اهواز ؟ (آخ که اون یه هفته چقدر با میتی بهت خندیدیم)

 

 

یادته اون جغد گندهه رو گرفته بودی آوردی بودیش خونه میتی اینها چون بابات نمیذاش نگهش داری ؟ داشم من و میتی در قفسشو باز گذاشتیم که بره بعدم الکی بت گفتیم ما خبر نعاریم . آره داش .

 

 

 

 

یادته تابستون دزدکی میرفتی سر جاده یخ و هندونه میفروختی به این شوفر تریلی ها ؟ بعدش یه بار اومدیم پیدات کردیم با بچه ها چقت بت خندیدیم ؟ راسش من کفش کرده بودم کجا میری و رفتم به بقیه گفتم .

 

 

یادته تو دانشگاه با هم کلاس ادبیات (درس مشترکی که با من داشتی) داشتیم تا میومدی تو کلاس همه دخدرا با هم بت میخندیدن و تو هی به خودت شک میکردی و هی به خودت نیگا میکردی و دور خودت میگشتی ؟ راسش شرمنده داش ، کلش نشقه ی من بود .

 

یادته با میتی حرفت شده بود رفتی مبال میتی در رو از پشت روت بست و دو ساعت موندی تو مبال تا ویدا اومد در نقش فرشته ی مهربون از خلا آزادت کرد ؟(با تشکر از میتی)

 

 

یادته چند سال پیش ویدی اومده بود خونتون صبحش بت گفت بیا منو ببر دانشگا گفتی خودت برو بعد بت گفت یه پسری گاهی دم دانشگا می ایسه هی نیگام میکنه بعتش تا سه ماه هر روز میبردیش و می آوردیش ؟ خوب راسیاتش دروغ گفت بود و بعدش دیگه جرات نکرد بگه الکی گفم و خلاصه شوما سه ماه الکی الکی نقش گماشته رو بازی کردی . (با تشکر از ویدی)

 

 

 

خلاصه ایناس داشم

زت زیاد

سیم سیم

 

 

 

داش دیوونه در جواب سیما چنین  می گوید :

 

د آخه تانک من این همه سوتی تو زندگیم دادم و تا یادمه قیافه ی نحست رو همیشه میدیدم تو فقط همین ها رو داری بگی ؟ یعنی تو میترا از هشت شب رفتین نشستین ور دل همدیگه تا ساعت یازده همینها رو یادتون اومده ؟  یادته دعوا کردی ؟ یادته یخ میفروختی ؟ یادته تو مستراح زندانت کردن ؟ خاک بر سرت با این مخ چاقت . حد اقل میگفتی داش دیوونه یادته راهنمایی بودی چهارشنبه سوری افتادی تو آتیشا آتیش گرفتی کل پسرهای محله با لگد خاموشت کردن و سیم سیم هم با جیغاش نقش آژیر آتش نشانی رو بازی میکرد ؟ اگه میخوای اون کاسکو ات که فقط بلده بگه چه خوشمزه است و گشنمه رو بده بهم خودم برات یادته ها رو مینویسم .

 

خوب به دوره ی نوجوانی سیم سیم جان میرویم :

 

یادت می آد تو و میترا رو گذاشته بودم سر کار بهتون گفته بودم درخت انجیره تو خونه ی بابات اینها جن داره چون انجیراش دو رنگه در میان ؟ بعدش در مرحله ی اول فرداش رخت خوابتو آفتاب کردن و پس فرداش بهم گفتی باید چکار کنم تا جن کاریم نداشته باشه ؟ منم بهت گفتم باید همه ی عروسکاتو پای درخت چال کنی که جنه بیاد ببردشون واسه بچه هاش بعد با تو خوب میشه و از خونتون میره ؟ راستی هیچوقت برات سوال نشد اگه طرف رفته پس چرا هنوز انجیرها همون رنگین ؟ (مسلمه که نه چون مغز های چاق فقط به شکم فکر میکنن )

 

 

 

راستی یادته دوم راهنمایی بودیم تو کوچه بهت سلام کردم بهم گفتی من دیگه بزرگ شدم مامانم گفته با کسی حرف نزنم دیگه به من سلام نکن ، بعد یه مدت بهت محل سگ نذاشتم اومدی گفتی مامانم گفته تو مثه داداشمی اشکال نداره به تو سلام کنم ، بعد من بهت گفتم شرمنده ننه ی منم گفته هیچوقت با دخترای چاق سلام علیک نکن رفتی نشستی جلوی زن عموم یه ساعت عر زدی و آبغوره گرفتی ؟

 

میگم یادت هست سال 66 سوم راهنمایی بودیم یه عینک آفتابی پلاستیکی رو بهت فروختم 300 تومن ؟ (اون موقع یه عینک ریبن اصل 520 تومن بود)

 

 

یادت هست به همه ی دوستات گفته بودی اسم بابات چارلزه ولی در اصل اسم بابات گرگعلی بود ؟ (با تشکر از دهن لق میتی)

 

 

میگم یادت که نرفته؟ اول دبیرستان بودی تو سرازیری مدرسه که یخ بسته بود خورده بودی زمین تا آخر مسیر رو قل خورده بودی بعد وقتی دوستات بهت خندیده بودن گفته بودی من عمدا خودمو انداختم زمین چون کلاس نینجوتسو میرم  استادم اینو خصوصی بهم درس داده ؟ فقط فکرشو که میکنم یه نینجا به این چاقی باشه یه ربع میخندم. ( باز هم با تشکر از دهن لق میترا)

 

 

 

میگم یادته رفته بودین جشن تولد دوستت بعد گویا در حین رقص چون فعالیت میکنی قند خونت می آد پایین می افتی تو کیک سمیرا ؟ راستی بد نیست یه بار که سمیرا رو دیدی ازش بپرسی چرا بعد از اینهمه سال هنوز باهات حرف نمیزنه ؟ (با تشکر از دهن لق میترا)

 

در ضمن تو دنبال زنه راه نیفتادی بگی من شوکولات میخوام و الا گریه میکنم ؟ سعید شاهده عصر میارمش شهادت بده .

 

خوب خوب دیگه بسته  نه ؟ سری بعد من شروع میکنم و تک تک خاطره های بعد از سن 19 سالگیتو مینویسم در ضمن هر وقت خواستی بس کنم میتونی یه ایمیل غلط کردم بفرستی من بذارم تو وبلاگ و سرکوبت رو تموم میکنم . (فقط نامردی نکن اینقدر مقاومت کن و نفرست تا جریانات نا مزدی و عروسیتو بنویسم . خو ؟ )

 

داش دیوونه

 قلب