اینم تقدیم به بچه محلمون .

به ادامه ی مطلب تشریف ببرید .


یکی از فانتزی هام اینه که تو بیابون گم بشم و فقط یه بطری آب برام باقی بمونه همینطور که دارم میرم ببینم یه پنگوئن افتاده وسط بیابون داره از تشنگی میمیره (آقا فانتزی منه دلم میخواد پنگوئن تو بیابون باشه ناراحتی برو فانتزی خودتو بساز) بعد من در حالی که لبام از خشکی ترک خورده برم بهش آب بدم و بقیه آب بطری رو هم بریزم روش تا حموم کنه . بعدم ازش دور بشم بعد پنگوئنه ازم بپرسه تو داش دیوونه نیستی ؟ منم برگردم و با اون لبهای ترک خورده ام بهش یه لبخند بزنم و برم تو افق ناپدید بشم . 

 

اینم افقش. ببینید یه پنگوئن دسته دو برام پیدا نمیکنید (قیمت مناسب، حرفم بزنه)