برای خواندن جوکهای امروزمون به ادامه ی مطلب یه سر بزنیدقلب


 

سه تا زن توی تصادفی کشته شدن و سه تاشون رفتن بهشت!
دمِ درِ بهشت مامور نگهبان گفت:
شما آزادید هر کاری بکنید ، تنها قانون اینجا اینه که : روی اردک ها پا نذارین
زنها قبول کردن و رفتن توی بهشت.
خیلی زیبا و سرسبز بود ولی همه جا پر از اردک بود
همونجا اولین زن پاش رفت روی یه اردک و ازدک له شد...
مامور نگهبان همون لحظه همراه با یه مرد خیلی بدقیافه اومد و گفت :
تو قانون رو نقض کردی و برای تنبیهت باید تا ابد با این مرد بمونی ...
فردا اون روز ، زن دوم پاش رفت روی اردک و مامور نگهبان سریع اومد و همراهش یه مرد زشت دیگه بود و گفت :
توام قانون رو نقض کردی و باید تا ابد با این مرد بمونی برای تنبیه ...
زن سوم که اینا رو دیده بود خیلی ترسید و حواسشو جمع کرد که پاشو روی اردک ها نذاره!
چند ماه همینجوری گذشت که یه روز نگهبان با یه مرد فوق العاده خوش تیپ و زیبا اومد!نگهبان رو به زن کرد و گفت : شما باید تا ابد پیش همدیگه بمونید ...
زن که توی عمرش همچین مردی ندیده بود با ذوق از مرده پرسید :
واااای من نمیدونم چیکار کردم که پاداشم تو هستی
مرده گفت : منم چیزی نمیدونم ! فقط میدونم که یه اردک رو له کردم
:)))))))

 

 

 

 

 

 

هیچ لذتی بالاتر از این نیست به بچه ۲ ، ۳ ساله بگی مامانتو همون گرگه که شنگول و منگول رو خورده بود . خورد .

 

 

 

 

 

ﺭﻓﺘﯿﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﺗﺮﮐﯽ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ، ﻗﯿﻤﺖ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ 9 ﻫﺰﺍﺭ
ﺗﻮﻣﻦ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺮﺳﯽ ، ﻣﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﯾﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﻮﻥ
ﻣﯿﺸﯿﻢ !

 

 

 

 

 

برادرزاده‌ام رفته مهد کودک یه دختر سفید با موهای خیلی روشن دیده به مامانش گفته : مامان این دختره چرا انقدر کمرنگه؟ :|

 

 

 

 

 

 

 

 

اعتراف میکنم اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن که برم سر کلاس :| (تازه وارد)

 

 

 

 

غضنفر مهموندار هواپیما میشه ،یک روز تعدادی بیمار روانی رو از یک شهر به شهر دیگه ای منتقل میکردند . دیوانه ها از ذوق شروع به سر و صدا می کنند . خلبان به غضنفر میگه برو اینا رو ساکت کن . بعد از چند دقیقه خلبان می بینه همه ساکت شدند . به غضنفر میگه چیکار کردی که ساکت شدند ؟؟؟ میگه در رو باز کردم گفتم برید توی حیاط بازی کنید...

 

 

 

 

 

 

مامانم زنگ زده مغازه میگه داداشت اونجاس هنوز؟
میگم نه چن دقیقه پیش رفت
میگه یعنی کلا رفت؟!!
گفتم نه هنوز نصفش اینجاست:|

 

 

 

 

 

رئیس بانک مرکزی اعلام کرد: ما دیگر ارزی نداریم!

شما امری ندارین!؟

 

 

 

 

 

یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگـــار میکشم
بعد بیاد بزنه تو گوشم
بگه کصافــط چرا سیگار میکشی؟برو آب پرتغال بخور!!
منم بگم , ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته: سرطان زا ؛ تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته: 100% طبیعی
بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه
منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم برم محو بشم

 

 

 

 

 

 

از خونه همسایه بوی کیک اومد بعد بوی آش رشته اومد الانم بوی قرمه سبزی میاد میخوام برم در بزنم بگم ما به جهنم خودتون اسهال میگیرن بدبختا