اینم یه خاطره است از یه آقای دکتر که برام تعریف کرد

برای خواندن به ادامه ی مطلب تشریف ببرید.قلب


وقتی بستری بودم یکی از دکترا یه جریانی برام تعریف کرد که گفتم بد نیست واسه ی شما هم تعریفش کنم .

آقای دکتر میگفت : دو سال پیش یه شب زمستونی خسته و کوفته رسیده بودم خونه که برادرم از تهران بهم زد که فلانی آب دستته بذار زمین بدو بیا تهران پدر زنم مرد صبح واسه خاکسپاریش میخوام حتما اونجا باشی ، منم هول هولکی و حموم نکرده با همون لباسهایی که تنم بود رفتم ترمینال و سوار اولین اتوبوس وی آی پی شدم که برم تهران تازه تو پنجره اتوبوس ریخت ژولیده و لباسهای چروک و ریخت درب و داغون خودمو دیدم . خلاصه تا اتوبوس راه افتاد شده بود 11 شب من هم تو صندلی تکنفره ام لم داده بودم که یه آقای خیلی خوشتیپ و شیش تیغ نشست صندلی تکی جلوییم و یه بچه ژیگول هم نشست صندلی تکی پشت سرم . خلاصه اکثر صندلی های دو نفره هم پر بود از دخترای دانشجو یا خانم های جوون . من هم پیش خودم گفتم به درک بذار ما بد تیپ باشیم اینها فکر کنن اصلا عمله ایم . یه نیم ساعت که از حرکت اتوبوس گذشت یهو دیدم نفر پشت سریم داره خور و پف میکنه و نفر جلوییم هم بین هر خور پشت سریم یه پف میگه و بین هر پفش یه خور . نیم ساعت بعد شنیدم پشت سریم گفت : غییییییییییییییییغ (خلاصه زحمت معده اش رو کم کرد) دو دقیقه بعدش جلوییم گفت : ترررررررررررررررر خلاصه هم توی خور و پف تو هارمونی بودن و هم توی تخلیه . اتوبوس لامصب هم پنجره نداشت و بوی فاضلاب فضای اتوبوس رو برداشت . یه کم بعد متوجه شدم همه تو ماشین دماغشونو گرفتن و دارن عین میر غضب نگاهم میکنن . من هم برای اینکه بگم من نیستم دماغم رو گرفتم که متوجه شدم شدت عصبانیتشون نسبت به من بیشتر شد . دلم میخواست کارت نظام پزشکیم رو در بیارم سرشون داد بزنم لامصبها من یه دکتر متخصص ام نه یه گو*و  ولی گفتم اینطوری بیشتر پایه خنده میشم . خلاصه از شدت بوی تعفن دچار سرگیجه شدم و خوابم برد . تو خواب بودم که دیدم یکی داره بالا سرم صدام میکنه آقا ... آقـــــــــــــــــــا چشمامو که باز کردم دیدم یه خانمه است . گفتم بفرمایید ؟ اونم گفت اتوبوس ایستاده لطفا پاشید برید دستشویی . خلاصه پیاده شدم و رفتم پایین و جلوی چشم همشون رفتم دستشویی ولی اون دوتا گو*وی واقعی همینطور موندن تو اتوبوس . خلاصه وقتی برمیگردن اون دو تا اولش یه نیم ساعت تعطیل میکنن و دوباره شروع میکنن به فعل چسش ، تا اینکه یه زنه بلند میگه معلوم هم نیست چی خورده مردکه ؟ یه مرده هم با لهجه اصفهانی جواب میده ، غلد (غلط) نکونم (نکنم)این اسش (اصلا) غذا نمی خورد فقد (فقط) هوا می خورد ، جخت (یه کلمه ی الکی که گاهی معنی تازه میدهد) موگند (میگویند) آقاش تلمبه بودست (بوده است) و بعد اتوبوس رفت رو هوا . دکتر میگه تهران که پیاده شدیم یه راننده تاکسی اومد جلو و پرسید : کجا میری داداش . من هم اومدم بگم میرم گیشا بسکه تو راه به گو* و چ* فکر کرده بودم گفتم دربس منو ببر گو*شا که یکی دیگه از مسافرا پشت سرم داد زد الکی میگد (میگوید) ببرش محله ی خلا ریز .  

 

امید وارم خوشتون اومده باشه

داش دیوونه .قلب